پیشنهادهای learner (٧,٢٣٩)
عبارت butthole people یک اصطلاح رایج و ثابت در انگلیسی نیست، اما: butthole در معنای تحت اللفظی یعنی مقعد. در زبان عامیانه، butthole به عنوان فحش ی ...
اصطلاح tiger mom ( یا tiger mother ) به مادری گفته می شود که در تربیت فرزندانش بسیار سخت گیر، پرتوقع و منضبط است و از آن ها انتظار موفقیت تحصیلی و شغ ...
جوک : به خانمی با دستهام علامت قلب نشون دادم ، دفیبریلاتور برام آورد
جوک : به خانمی با دستهام علامت قلب نشون دادم ، دفیبریلاتور برام آورد
جوک : به خانمی با دستهام علامت قلب نشون دادم ، دفیبریلاتور برام آورد
جوک : به خانمی با دستهام علامت قلب نشون دادم ، دفیبریلاتور برام آورد
کلمهٔ brunette به معنی زن یا دختری با موهای قهوه ای یا تیره است. ریشهٔ آن از زبان فرانسوی می آید: brun = قهوه ای، تیره - ette = پسوند کوچک کننده ...
کلمهٔ brunette به معنی زن یا دختری با موهای قهوه ای یا تیره است. ریشهٔ آن از زبان فرانسوی می آید: brun = قهوه ای، تیره - ette = پسوند کوچک کننده ...
کلمهٔ brunette به معنی زن یا دختری با موهای قهوه ای یا تیره است. ریشهٔ آن از زبان فرانسوی می آید: brun = قهوه ای، تیره - ette = پسوند کوچک کننده ...
کلمهٔ brunette به معنی زن یا دختری با موهای قهوه ای یا تیره است. ریشهٔ آن از زبان فرانسوی می آید: brun = قهوه ای، تیره - ette = پسوند کوچک کننده ...
مارک کیف لوکس و گران قیمت عبارت carrying a Birkin یعنی: �در دست داشتن یا همراه داشتن یک کیف بیرکین� ( کیف لوکس Herm�s Birkin bag ) . مثال: She' ...
عبارت crack the code یک اصطلاح انگلیسی است و بسته به زمینه چند معنی دارد: 1. راز چیزی را فهمیدن / معمایی را حل کردن ( رایج ترین معنی ) Scientist ...
واژه enthrall از نظر ریشه شناسی بسیار جالب است. en - = درون، داخل thrall = برده، اسیر واژهٔ thrall از زبان انگلیسی باستان آمده و به معنای �بردگی ...
واژه enthrall از نظر ریشه شناسی بسیار جالب است. en - = درون، داخل thrall = برده، اسیر واژهٔ thrall از زبان انگلیسی باستان آمده و به معنای �بردگی ...
جمع Emu : شتر مرغ استرالیایی
جمله انگیزشی : چربی بسوزان نه نفت یعنی پیاده روی کن و ماشین سوار نشو
وجه تسمیه : این اسبها برای دو سرعتی که مسافت آن یک چهارم مایل است مناسب هستند .
کیاری ( Chiari ) یا ناهنجاری کیاری ( که گاهی آرنولد - کیاری نیز نامیده می شود ) ، یک نقص ساختاری مادرزادی یا اکتسابی در مغز است. در این بیماری، بخش پ ...
سویای تازه پخته شده وقتی هنوز در غلاف است . غلاف سویا شبیه لوبیا سبز است
هیکل عضلانی که زیر پوست اصلا چربی نداره و انگار عضله ها تکه تکه و پاره پاره زیر پوست مشخص و پیدا می شوند
دوستان submissive مطیع ، فرمانبردار، تسلیم ، کسی که خود را تحت فرمانبرداری دیگری قرار می دهد با submit از یک ریشه است . ریشه هر دو از کلمه لاتست mit ...
دوستان با coveted : خواستنی ، مطلوب حفظ کنید
متضاد آن misogynist : زن ستیز
متضاد آن misandrist : مردستیز
شخم زدن و زیر و رو کردن خاک تاکستانهای انگور در اوایل بهار را می گویند .
theo : خدا
topo : مکان philia : دوستدار
topophilia : دوستدار یک مکان خاص ، یک شهر ، یک خانه ، . . . .
zucchini noodle
slam dunk case : در حقوق به نقل از جناب آقای کتابدار : یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به پرونده یا موقعیتی اشاره دارد که بسیار آسان، واض ...
همچنین مدخل های drive a wedge drive a wedge between drive a wedge between somebody
کون لیسی کردن خودمون
مراجعه شود به مدخل lick into shape
ریشه : عدد ۹ در انگلیسی نماد کامل و بی عیب و نقص است . مثل ما که می گوییم فلانی ۷ قلم آرایش کرده . ۷ آسمون را بگردی مثل او پیدا نمی کنی . ۷ شبانه روز ...
همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد
همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد
همچنین اصطلاح the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز هم وجود دارد
the whole nine yards : ( عامیانه ) کاملا، تماما، همه چیز
ریشه : عدد ۹ در انگلیسی نماد کامل و بی عیب و نقص است . مثل ما که می گوییم فلانی ۷ قلم آرایش کرده . ۷ آسمون را بگردی مثل او پیدا نمی کنی . ۷ شبانه روز ...
چُس پِسّا کردن یه اصطلاحه . معنی آن اینه که از کاه کوه درست کنی وساعتها روی موضوع کوچکی جَرّ و بحث کنی . "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن ...
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
چُس پِسّا کردن "پِسّا کردن" در گویش لری به معنی خورد کردن و تکه تکه کردن هست
put down to : به حساب چیزی گذاشتن i put it down to experience :معنی تحت الفظی : من آن را به حساب تجربه می گذارم . درس عبرت شد
antonym of explicit tacit or explicit : ضمنی یا صریح
pinch : یک معنی : ( وضع ) فوق العاده، ابر روال، ( وضع ) اضطراری، ناچاری، درماندگی، دست تنگی، مشقت، سختی، کمبود، در مضیقه بودن، در تنگنا بودن، کمبود د ...
pinch : یک معنی : ( وضع ) فوق العاده، ابر روال، ( وضع ) اضطراری، ناچاری، درماندگی، دست تنگی، مشقت، سختی، کمبود، در مضیقه بودن، در تنگنا بودن، کمبود د ...
back : یک معنی : به پشت رفتن یا بردن، عقب رفتن یا بردن
fly in the soup : مگس در سوپ هرچیزی که [مثل مگس که در سوپ می افتد ]، ارزش یا کارآیی چیز دیگری را کم می کند