lit up چند معنی دارد که بستگی به جمله دارد:
1. روشن شد / روشن کرد ( رایج ترین معنی )
The room lit up. → اتاق روشن شد.
She lit up the candles. → او شمع ها را روشن کرد.
... [مشاهده متن کامل]
2. چهره اش از خوشحالی درخشید
His face lit up when he saw his daughter. → وقتی دخترش را دید، چهره اش از خوشحالی درخشید.
3. ( عامیانه ) سیگار را روشن کرد
He lit up a cigarette. → او یک سیگار روشن کرد.
4. ( عامیانه، در برخی کشورها ) شروع به مصرف ماری جوانا کرد
They lit up after dinner. → بعد از شام شروع به کشیدن ماری جوانا کردند.
چرا می گویند lit up؟
lit گذشته و اسم مفعول فعل light ( به معنی روشن کردن ) است.
up در اینجا نقش تقویتی دارد و نشان می دهد چیزی کاملاً روشن یا نورانی شده است.
پس light up → lit up یعنی �روشن شدن�، �نورانی شدن� یا به صورت استعاری �از شادی یا هیجان درخشیدن�.
1. روشن شد / روشن کرد ( رایج ترین معنی )
The room lit up. → اتاق روشن شد.
She lit up the candles. → او شمع ها را روشن کرد.
... [مشاهده متن کامل]
2. چهره اش از خوشحالی درخشید
His face lit up when he saw his daughter. → وقتی دخترش را دید، چهره اش از خوشحالی درخشید.
3. ( عامیانه ) سیگار را روشن کرد
He lit up a cigarette. → او یک سیگار روشن کرد.
4. ( عامیانه، در برخی کشورها ) شروع به مصرف ماری جوانا کرد
They lit up after dinner. → بعد از شام شروع به کشیدن ماری جوانا کردند.
چرا می گویند lit up؟
lit گذشته و اسم مفعول فعل light ( به معنی روشن کردن ) است.
up در اینجا نقش تقویتی دارد و نشان می دهد چیزی کاملاً روشن یا نورانی شده است.
پس light up → lit up یعنی �روشن شدن�، �نورانی شدن� یا به صورت استعاری �از شادی یا هیجان درخشیدن�.
you lit my sky up =آسمانم را روشن کنی
یه بخشی از آهنگ تیلور سویفت هست
به معنای برق زدن ( چشم ) و جرقه زدن ( وروشن شدن ) هم بکار میرود
یه بخشی از آهنگ تیلور سویفت هست
به معنای برق زدن ( چشم ) و جرقه زدن ( وروشن شدن ) هم بکار میرود
🔸 معادل فارسی:
مست / نشئه / سرخوش / نورانی / روشن شده
در زبان محاوره ای:
زد بالا، نشئه شد، برق از صورتش پرید، نورانی شد، خوشحال و هیجانی بود
🔸 تعریف ها:
1. ( عامیانه – مصرف الکل یا مواد ) :
... [مشاهده متن کامل]
توصیف کسی که مست یا نشئه شده، معمولاً به دلیل مصرف زیاد الکل یا مواد مخدر
مثال: I got lit up at the party last night.
دیشب تو مهمونی حسابی زدم بالا.
2. ( احساسی – هیجان زده ) :
وقتی کسی از شدت شادی یا هیجان برق از صورتش می پره یا چهره اش روشن می شه
مثال: Her face lit up when she saw the surprise.
وقتی سورپرایز رو دید، صورتش برق افتاد.
3. ( فیزیکی – نورپردازی ) :
روشن شدن چیزی با نور، مثل ساختمان، آسمان یا صحنه
مثال: The city was lit up with fireworks.
شهر با آتش بازی روشن شده بود.
4. ( نظامی – حمله ) :
در اصطلاحات نظامی، به معنی حمله ی شدید یا آتش گرفتن منطقه ای
مثال: The base got lit up during the night raid.
پایگاه شبانه مورد حمله شدید قرار گرفت.
🔸 مترادف ها:
drunk – high – glowing – radiant – illuminated – euphoric
مست / نشئه / سرخوش / نورانی / روشن شده
در زبان محاوره ای:
زد بالا، نشئه شد، برق از صورتش پرید، نورانی شد، خوشحال و هیجانی بود
🔸 تعریف ها:
1. ( عامیانه – مصرف الکل یا مواد ) :
... [مشاهده متن کامل]
توصیف کسی که مست یا نشئه شده، معمولاً به دلیل مصرف زیاد الکل یا مواد مخدر
مثال: I got lit up at the party last night.
دیشب تو مهمونی حسابی زدم بالا.
2. ( احساسی – هیجان زده ) :
وقتی کسی از شدت شادی یا هیجان برق از صورتش می پره یا چهره اش روشن می شه
مثال: Her face lit up when she saw the surprise.
وقتی سورپرایز رو دید، صورتش برق افتاد.
3. ( فیزیکی – نورپردازی ) :
روشن شدن چیزی با نور، مثل ساختمان، آسمان یا صحنه
مثال: The city was lit up with fireworks.
شهر با آتش بازی روشن شده بود.
4. ( نظامی – حمله ) :
در اصطلاحات نظامی، به معنی حمله ی شدید یا آتش گرفتن منطقه ای
مثال: The base got lit up during the night raid.
پایگاه شبانه مورد حمله شدید قرار گرفت.
🔸 مترادف ها:
گل از گلش شکفت
در طول شب، آسمان شهر نیویورک در سایه ای آبی فراطبیعی روشن شد
گذشته light up
. E. g
. . .
Goodbye Olivia Newton - John, you ⭐lit up my life
. . .
اینجا به معنی روشن شدنه.
یعنی وقتی تاریکی روشن شد، اونا ( اردک و خروس ) دیدند که کاملاتوسط پری های دریایی محاصره شده اند.
سیگار روشن کردن
his eyes lit up . چشماش برق زد ( یا درخشید ) .
جرقه زدن
روشن شدن
من برای او سیگاری آتش زدم
درخشیدن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)