give it a spin

پیشنهاد کاربران

اصطلاح give something a spin یعنی:
یک چیزی را امتحان کردن
برای اولین بار تجربه کردن
به چیزی یک فرصت دادن تا ببینی چطور است
این یک اصطلاح محاوره ای در انگلیسی است.
مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

I'll give it a spin. → امتحانش می کنم.
Why don't you give yoga a spin? → چرا یوگا را یک بار امتحان نمی کنی؟
Give the new software a spin. → نرم افزار جدید را یک بار امتحان کن.
چرا از spin استفاده می شود؟
معنی اصلی spin �چرخیدن� یا �چرخاندن� است. این اصطلاح از زمانی آمده که مردم برای یک دور آزمایشی با ماشین، دوچرخه یا وسیله ای دیگر می رفتند؛ یعنی آن را �برای یک دور چرخاندن� یا test drive می کردند. به تدریج این معنی گسترش پیدا کرد و امروزه give something a spin برای هر نوع امتحان کردن یا تجربه کردن به کار می رود، نه فقط وسایل نقلیه.
مثال :
عبارت give Christianity a spin یک اصطلاح محاوره ای است.
Give something a spin یعنی:
امتحان کردن
یک بار تجربه کردن
به چیزی شانس دادن
بنابراین:
Give Christianity a spin یعنی:
�یک بار مسیحیت را امتحان کن. �
�به مسیحیت یک فرصت بده و تجربه اش کن. �
�ببین اگر مسیحیت را دنبال کنی، نظرت چیست. �
در اینجا spin به معنی �چرخاندن� نیست، بلکه بخشی از اصطلاح give something a spin است که یعنی �برای امتحان، یک بار انجام دادن یا تجربه کردن�.
مثال های مشابه:
Give yoga a spin. → یوگا را یک بار امتحان کن.
Give the new restaurant a spin. → یک بار رستوران جدید را امتحان کن.
Give this app a spin. → این برنامه را یک بار امتحان کن.

امتحان کردن یا آزمایش چیزی است تا ببینید چگونه کار می کند یا چه حسی دارد. این عبارت غیررسمی است و می تواند برای هر چیزی، از یک فعالیت جدید تا استفاده از ابزار یا ماشین به کار رود.
مترادف: To attempt, test, or try out something, especially to evaluate or experience it firsthand.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
The new bicycle looks great. Let’s give it a spin!
I wasn’t sure about the game, but I decided to give it a spin and ended up loving it.
She handed me the guitar and said, “Give it a spin; it’s easy to play. ”
�این عبارت اغلب در زمینه های غیررسمی و دوستانه استفاده می شود و حس کنجکاوی یا تمایل به کشف چیزهای جدید را تشویق می کند. همچنین ممکن است با امتحان کردن چیزی سرگرم کننده یا هیجان انگیز مرتبط باشد. �

یه امتحانی بکن.
امتحانش کن ببین چطوریه.
مترادف try it یا give it a whirl l