پیشنهادهای فاطمه حسین پور (١٥٤)
Leap و jump هردو به یک معنی هستن ولی در نظر داشته باشین که leap شدت بیشتری داره یچیزی مثل پریدن و پرت شدن
توی چشم
ریلکس ( وقتی نباید باشع )
عقلتو به کار بنداز
تر و خشک کردن تیمار مراقبت کردن
تخریب متقابل گرو کشی
با خشم
یه مدل راحتی
یچیزی تو مایه های مزاحم نشوید
چاک برای لباس
پریدن
جنبیدن تکون خوردن تکون دادن
خیز برداشتن
چیزی که کاملا واضحه و همه میدونن مثل دروغ گفتن که همه میدونن کار بدیه
اوهوع
انعطاف پذیر
رو برگردوندن چرخیدن از. . .
در میون گذاشتن
گیرا
نگاه گیرا
بعد از سحر بعد از طلوع آفتاب
نیازمند فقیر بی دست و پا
ختم کلام
برج
گل شیپوری
تو مواردی معنی رقیب هم میده
درس عبرت گذاشتن مثال زدن درس دادن
با بیخیالی
سطحی
کُپ کردن ( مبهوت شدن ) رنگ و رو باختن از روی تعجب معمولا
برداشتِ ( نکته )
مصادره
مجهز
خبیثانه شیطانی فریبنده
زبانه آتش
_ حساب حسابه _ حساب حسابه کاکا برادر
بین دو انگشت قایم کردن
پنهان کردن بین دوتا انگشت
برای نمایش تو ظاهر
زنا
گونه کشیده
چو فردا شود فکر فردا کنیم
با ملایمت به آرومی
خبیث
قراردار رازداری
وگ اسم مجله مد هم هست
میتونه معنی دل به دریا زدن هم باشه کاری ک شجاعت بخواد
نا پایدار
تروبریج یه شهرک تو بریتانیا. . .
انتظارات رو پایین آوردن
دوره نیابت السلطنه
صبح خروس خون
صغیر
تیکه تیکه
برملا شدن
زیرش زد
ربط
محو چیزی شدن
کنارگذاشتن
خراب شده
با اون بوسیله اون
کاملا تحت تسلط کسی بودن تو مشت یکی بودن
ب درک
حبس شدن نفس
حبس شدن نفس
با افتخار
روراست
تک بعدی
جلو زون ازکسی
دوزاریم جا افتاد
با بغض
بیش از حد
ضر زد
ضر زد
محو
خودداری کردن
مزه مزه کردن ( حرف )
گیج و گنگ
بخش
سو سابقه
وقتی هنوز داغ بودم
قضاوت گریزانه
بالا آورد
نفس تو دادن دَم
آزاردهنده
رویایی
شرایطش آماده بود
سونا
بزرگ شدن_وسیع شدن مثلا برای چشم
غرغر کردن
فضای مخفی
یهویی پیدا شدن ( معمولا آدم )
برگشتن سمت
صدا تیکه تیکه شده ( مثلا از روی ناراحتی نمیشه صریح صحبت کرد )
My heart rank قلبم پژمرده شد
یه نفس راحت کشیدن آروم شدن
غرغر زد
تعجبی هم نداشت
پُر
جدا از تمامی معانی درست عزیزان پارسی زبان ماست سگها واق واق میکن
نمیدونم چطور ( چرا )
مات و مبهوت
هرکسی
زانو زدن
درگیر بودن مثلا بعد از تموم شدن رابطه ای هنوز درگیرش باشی
فرا گرفت
چیزی که انقدر عالی و به کیفیت هست که تو موزه نگهداری بشه
بحث رو عوض کردن
هیجان طلب
پیچوندن
احاطه شده توسطِ
پیشروی کردن
دارای آهنگ
یجورایی میشه گفت زبون نگه داشتن فاش نکردن چیزی رازداری کردن
بشدت مخالف بودن محکم مقاومت کردن
دو دل بودن
دو دل شدن
ناخودآگاه
چرخه بی رحم
حاله ای از
یجورایی مثل کشتی کج مبارزه ای که هیچ قانونی نداره
با خشم نگاه کردن
بخش اجرایی
ایول
برانداز کردن
غلاف اسلحه
خطر ساز
میشه گفت رسانه ( که خبرنگار و عکاس دربر داشته باشع )
محکم
علاقمند
صدای نالیدن از چیزی ( مثلا هممممم )
قاپید
سردرآوردن
بغض غده ای تو گلو
اخم کرده
تحت استخدام. . . .
دست به سینه
با عقل جور درومدن
هنر شور و هیجان
کدوم خریه
طالع بینی علائم مربوط به ماه تولد
Think about
دارایی های مالب
دارایی های مالی
خدمه ( برایافرادثروتمند )
آشوب
شرط شده
حاضرین
موافق بودن
به آغوش کشیدن کسی
لبخند سرد
یجورایی میشه گفت برونگرا مخالف= pearls
بسته کسی که هرچیزی رو هرجا نمیگه یجورایی میشه گفت درونگرا
کنار اومدن باکسی