rollover

/ˈroˌlovər//ˈroˌlovə/

(اوراق قرضه - وام و غیره) تجدید قرارداد، تمدید قرارداد، 1- (اوراق قرضه - وام و غیره) تجدید کردن 2- دوباره سرمایه گذاری کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the movement of funds from one investment to another, esp. the repeated investment of the proceeds of short-term securities upon maturity.

(2) تعریف: funds reinvested in such a way that tax payments are deferred.

(3) تعریف: the turning or rolling over of something or someone, as in an automobile accident or gymnastic activity.

جمله های نمونه

1. Many CD rollovers happen in October.
[ترجمه فرنیا] اغلب ماشینهای مسابقه فقط در صورتی که به یک مانع برخورد کنند، چپ می شوند.
|
[ترجمه ترگمان]بسیاری از سی دی های \"سی دی\" در ماه اکتبر اتفاق می افتد
[ترجمه گوگل]بسیاری از رولت های CD در ماه اکتبر اتفاق می افتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The law allows a rollover of retirement money from a company pension to an IRA.
[ترجمه ترگمان]این قانون چرخش پول بازنشستگی از یک شرکت بازنشستگی به IRA را مجاز می کند
[ترجمه گوگل]این قانون اجازه می دهد تا پول بازنشستگی را از یک بازنشستگی شرکت به IRA بازگردانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It supports and stabilizes the foot preventing rollover, whilst absorbing shock from impact.
[ترجمه ترگمان]در حالی که ضربه ناشی از ضربه را جذب می کند مقاومت را تثبیت و تثبیت می کند
[ترجمه گوگل]آن را پشتیبانی و پاکسازی پا جلوگیری از چرخش، در حالی که جذب شوک از ضربه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Agents earned substantial commissions on these so-called rollover sales, the state said.
[ترجمه ترگمان]این ایالت گفت که نمایندگان کمیسیون قابل توجهی را در رابطه با این نوع فروش به دست آورده اند
[ترجمه گوگل]ایالتی گفت، نمایندگان در این فروش به اصطلاح فروش رونق کمیته های قابل توجهی کسب کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You can even create rollovers, assigning separate graphics to each rollover state.
[ترجمه ترگمان]شما حتی می توانید rollovers را ایجاد کنید و گرافیک جداگانه ای را به هر حالت rollover اختصاص دهید
[ترجمه گوگل]شما حتی می توانید rollovers را ایجاد کنید، اختصاص گرافیک جداگانه به هر حالت rollover
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The mechanisms and properties of stratification and rollover in LNG carrier are analysed.
[ترجمه ترگمان]مکانیسم ها و ویژگی های of و rollover در شرکت حامل گاز مایع تحلیل می شوند
[ترجمه گوگل]مکانیزم ها و خواص طبقه بندی و چرخش در حامل LNG مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Will enable the body a whole rollover, can effectively prevent bedsores.
[ترجمه ترگمان]به بدن یک چرخش کامل را ممکن می سازد و می تواند به طور موثر از bedsores جلوگیری کند
[ترجمه گوگل]بدن قادر به چرخش کامل بدن می باشد، می تواند به طور موثر از زخم ها جلوگیری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Rollover The process of repaying one bill by issuing another bill for a similar term.
[ترجمه ترگمان]rollover فرآیند بازپرداخت یک لایحه با صدور یک لایحه دیگر برای دوره مشابه
[ترجمه گوگل]Rollover فرآیند بازپرداخت یک لایحه با صدور یک لایحه دیگر برای مدت مشابهی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Clearly for better protection, rollover should be provided for more than two keys.
[ترجمه ترگمان]به وضوح برای حفاظت بهتر، rollover باید برای بیش از دو کلید فراهم شود
[ترجمه گوگل]برای حفاظت بهتر، برای بیش از دو کلید، باید رولپورت را بطور واضح روشن کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They conducted their first rollover test in 195 - In 1960, they patented the safety steering system.
[ترجمه ترگمان]آن ها اولین آزمایشی خود را در سال ۱۹۵ - در سال ۱۹۶۰ انجام دادند، آن ها سیستم فرمان ایمنی را ثبت کردند
[ترجمه گوگل]آنها اولین تست چرخش خود را در سال 195 انجام دادند - در سال 1960 سیستم فرمان ایمنی را اختراع کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In this code, you define a boolean variable rollover and attach event listeners for ROLL_OVER and ROLL_OUT.
[ترجمه ترگمان]در این کد شما یک rollover بولی را تعریف کرده و شنوندگان رویداد را برای ROLL کردن و ROLL کردن attach کنید
[ترجمه گوگل]در این کد، رول متغیر بولین را تعریف می کنید و شنوندگان رویداد را برای ROLL_OVER و ROLL_OUT متصل می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The rollover accident happened at a curve just 9 km from the start point.
[ترجمه ترگمان]تصادف rollover در یک پیچ در فاصله ۹ کیلومتری نقطه شروع اتفاق افتاد
[ترجمه گوگل]حادثه رانندگی در یک منحنی تنها 9 کیلومتر از نقطه شروع رخ داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Varying rollover rate dependent on the applicable rate in the Interbank markets according to the period of rollover and the CMC spread that is applied at CMC's discretion.
[ترجمه ترگمان]تغییر نرخ چرخش وابسته به نرخ قابل اجرا در بازار بین بانکی براساس دوره of و گسترش غلظت بحرانی که در اختیار CMC اعمال می شود
[ترجمه گوگل]نرخ انحراف نسبت به نرخ قابل اجرا در بازارهای بین بانکی با توجه به دوره رولر و انتشار CMC است که در اختیار CMC اعمال می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This is known as a rollover.
[ترجمه ترگمان]این به عنوان a شناخته می شود
[ترجمه گوگل]این به عنوان یک چرخش شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Most competition cars will only roll over if they hit an obstacle.
[ترجمه ترگمان]اکثر ماشین های رقیب در صورتی که به یک مانع برخورد کنند، بر روی آن ها حرکت می کنند
[ترجمه گوگل]اکثر اتومبیل های رقابت فقط در صورتی به یک مانع بر می گردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. I'm trying to teach my dog to roll over.
[ترجمه ترگمان]دارم سعی می کنم به سگم یاد بدم که بیاد اینور اونور
[ترجمه گوگل]من سعی میکنم سگم رو به رول برسم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Roll over and repeat both exercises on the other side: Hip and Thigh Extender x
[ترجمه ترگمان]هر دو تمرین را در طرف دیگر تکرار و تکرار کنید: Hip و Thigh x
[ترجمه گوگل]رول و تکرار هر دو تمرین در طرف دیگر هیپ و ران گسترش X
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The groaning when they roll over.
[ترجمه ترگمان]هر وقت غلت می خورند ناله می کند
[ترجمه گوگل]تغذیه هنگام رول کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. Roll over again and swing the top leg forwards with foot flexed.
[ترجمه ترگمان]دوباره بچرخ و با پایم به جلو خم می شوم
[ترجمه گوگل]رول دوباره و نوسان بالا پا به جلو با پا خم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. Repeat 15 times, then roll over and repeat on the other side.
[ترجمه ترگمان]۱۵ بار تکرار کنید، سپس غلت بزنید و از طرف دیگر تکرار کنید
[ترجمه گوگل]15 بار تکرار کنید، سپس روی طرف دیگر تکرار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. She tried to roll over but her body seemed weighted down, turned to stone.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد غلت بزند، اما بدنش سنگین به نظر می رسید و به سنگ تبدیل شده بود
[ترجمه گوگل]او سعی کرد تا رول برود ولی بدنش به نظر می رسید وزن کم شده و به سنگ تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Roll over and repeat on the other side, then repeat again on both sides.
[ترجمه ترگمان]آن را لوله کنید و دوباره آن را تکرار کنید و سپس دوباره در هر دو طرف تکرار کنید
[ترجمه گوگل]رول کردن و تکرار در طرف دیگر، سپس دوباره در هر دو طرف تکرار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. Alternatively, you can roll over the £000 capital into a mini or maxi-Isa.
[ترجمه ترگمان]به همین ترتیب، شما می توانید بیش از ۲۰۰۰ پوند سرمایه را به یک mini کوچک یا maxi - ایسا پرداخت کنید
[ترجمه گوگل]در عوض، شما می توانید بیش از پوند 000 سرمایه به یک مینی یا maxi-Isa رول کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. She could roll over the bed and pick up the receiver.
[ترجمه ترگمان]می توانست روی تخت غلت بزند و گوشی را بردارد
[ترجمه گوگل]او می تواند بر روی تخت رول و گیرنده را انتخاب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. Ronni felt her heart roll over and die at the sight of him.
[ترجمه ترگمان]احساس می کرد که قلبش به شدت می زند و در جلو چشم او می میرد
[ترجمه گوگل]روننی احساس کرد که قلب او در حال چرخش است و در نگاه او می میرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Roll over and repeat the last 2 exercises on the other side: Hip and Thigh Extender x 3
[ترجمه ترگمان]دو تمرین آخر را در طرف دیگر تکرار و تکرار کنید: Hip و Thigh extender * ۳
[ترجمه گوگل]رول کردن و تکرار تمرینات گذشته 2 در سمت هیپ و ران گسترش دهنده x 3
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. Our image as a bunch of bumpkins who roll over for anything that comes down the pike?
[ترجمه ترگمان]تصویر ما به عنوان یک مشت کودن که به خاطر هر چیزی که بر سر نیزه می آید غلت می خورد؟
[ترجمه گوگل]تصویر ما به عنوان یک دسته از bumpkins که برای هر چیزی که پایین قله پایین رول بیش از حد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. Next take crystal adhesive tape and start to roll over and over to make the loop antenna firmly fitted.
[ترجمه ترگمان]سپس نوار چسب بلوری را بردارید و شروع به بالا و پایین رفتن کنید تا این که آنتن حلقه را به طور محکم نصب کنید
[ترجمه گوگل]سپس نوار چسب کریستالی را بکشید و شروع به چرخاندن آن کنید تا آنتن حلقه را کاملا محکم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. Green mountains roll over one another.
[ترجمه ترگمان]کوه های سبز به یکدیگر می چرخند
[ترجمه گوگل]کوه های سبز بیش از یکدیگر می روند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] غلتیدن روی 1. تغییر مهم در تاریخ یا عدد افزایشی تدیجی، مانند غلتیدن تاریخ از روی 1999 به 2000 . 2. یک یادداشت تشریحی که با عبور اشاره گر ماوس ( غلتیدن آن ) از روی یک کلمه ی کلید ی نشان یا گرافیک ظاهر می شود . حتی اگر کاربر کلید ماوس را فشار ندهد . این یادداشتها توسط سیستمهای عامل و برنامه های کاربردی به کر می روند . اما بر روی صفحات وب رایج ترند . از زبان java می توان برای تهیه ی این نوع اثرات غلتشی بر روی صفحات وب استفاده کرد . - میانگیری که می تواند کاراکترها و فرمانهای تحریر شده را به هنگام بالا بودن سرعت ذخول آنها نسبت به پردازش کامپیوتر ذخیره کند
[زمین شناسی] روغلتیده - عارضه ای در بعضی گسل های رشدی سواحل خلیج مکزیک که در آن، طبقات بلوک فروشیب به سمت سطح گسل، در جهتی مخالف جهت یافتگی ایجاد شده توسط کشش، شیب دار می شوند. مترادف: وارونگی شیب.
[حقوق] تمدید مهلت پرداخت وام

به انگلیسی

• act of turning upside down, instance of overturning; mouseover, javascript element that causes a change when the mouse cursor passes over it (internet); revolution, one full spin; transferral of money from one investment to another (economics)
transfer of a debt, closing of a debt by the creation of another debt; roll, tumble, be rolled, be tumbled; be turned over

پیشنهاد کاربران

چرخیدن نوزاد به طرفین
غلت زدن، غلتیدن
انتقال به حساب دیگر با چک
چرخیدن ، غلط زدن ، افتادن
کشیدن پرده
حرکت ویلچر
افتادن، پرت شدن، غلتیدن
غلط زدن . . چرخیون

چپ کردن ( ماشین )

تمدید مهلت پرداخت وام ( رشته حقوق )
غلتیدن . چرخیدن کودک به طرفین

وانمود کردن به حالی که به تسلیم منجر بشه.
مثال:He just rolled over, He didn't put up a fight. It's not like him.
اون طوری رفتار کرد که تسلیم بشه، بدون مبارزه، اون خودش نبود.
موعد تمدید ( قرارداد )
غلتش
تجدید
someone rolls over
یعنی از مبارزه دست کشیدن

در بازارهای مالی, فرآیند انتقال معامله ( پوزیشن ) باز , از یک روز معاملاتی به روز دیگر را گویند.
کامپیوتر: برخورد با مکان نمای ماوس که موجب تغییر تصویر یا نمایش یک تصویر می شود.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما