پیشنهادهای Shirinbahari (١,٠٣٨)
مهمانی بازنشستگی یا تغییر شغل. یا منزل مبارکی
توده
خیلی خوب He did a bang - up job fixing the plumbing.
آرام کردن. تسکین دادن amendments have been added to appease local pressure groups
نتیجه ی کار و شرایط قبلی the slow trading was a carryover from the big losses of last week
کسی که برای سلامتی بیمار به جای او تصمیم می گیرد چون خود بیمار قادر به تصمیم گیری نیست.
فراهم کردن چیزهای مورد نیاز و زندگی راحت داشتن
نامرغوب. بنجل we're not paying good money for shoddy goods
مصمم. با پشتکار why are you hell - bent on leaving
وسوسه شدن
درستکار. دارای اصول اخلاقی. کاملا تمیز
محل فروش کالای قاچاق مثل مواد و مشروب
با اشتیاق توجه کردن the paper jumped on the inconsistencies of his stories انتقاد شدید we had sergeants and inspectors jumping on us for the least li ...
اثر مهم یا الهام بخش کسی بودن
داستان یا مقاله ای که از شخصی یا محصولی تعریف می کند.
کم محلی یا نادیده گرفتن کسی
قر و قاطی. خر تو خر mishmash of outmoded ideas
احساس هم دردی و ناراحتی your loyalty is very touching
مشت زدن
سایکیک. دارای قدرت ماوراطبیعی. پیشگو
ضدحال بازی
ژاکت
جذاب کردن چیزی , بهبود دادن
توجه بسیار به جزئیات
شیری رنگ
1. کهنه یا شکسته 2. خسته A knakered old bike
Wrapping This wrapping paper is perfect for wrapping our gift.
صدای لرزان
لکه قرمز یا صورتی رو پوست dappled
پرداخت کردن بدهی The proceeds from the competition help to defray the expenses of the evening.
نوشیدنی there is no supply of potable water available
فرسوده. پیرشده
طرحی که به زودی کامل می شود یا در حال آماده سازی است.
پوکیدم خیلی خوردم
اضافه کردن دارو یا الکل به نوشیدنی. مسموم کردن با نوشیدنی
برایم فرقی نداره
خیال بافی he wanted to be free to indulge his woolgathering
رنگین کمانی
پیشرفت کردن
رنج بسیار political methods used to scourge and oppress workers
با نظر مخالف دادن موقعیت خود را به خطر انداختن
به درستی تامل نکردن. برنامه ریزی نصفه نیمه. به درستی توجه نکردن half - baked notions of Teutonic superiority
حیله گری
اجرا کننده ی جایگزین his stand - in does all the dancing sequences
کمند. طنابی که در انتهایش حلقه دارد برای رام کردن اسب و. . .
قرص خواب آور
دیگه بدتر از این نمیشه. آخرین اتفاق آزار دهنده از سری اتفاقات بدی که می افتد.
احساس رضایت به خاطر انجام کاری
ناگهان باز شدن
تحقیر کردن. کسی را کوچک کردن