تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١٥

کاری را برای کسی جبران کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

به شدت ترسیدن یا شوکه شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

از دست دادن پول

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

اخبار عاشق خشونت است برای بالا بردن بینندگانش

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

بسمه دیگه خسته شدم به اندازه ی کافی کشیدم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

اطاعت کردن. اجرای دستور

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

گول زدن. چیزی را به کسی گفتن که می خواهد آن طور باشد.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

جذاب نبودن. نامناسب

پیشنهاد
٧

باهم شریک جرم بودن به صورت مرموز

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

لجباز It was just sheer pigheadedness on his part

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

بسیار خوشحال

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

دو کاره. دو طرحه the unit's bi - level design keeps water in the sink

پیشنهاد
٧

مراقب بودن, مواظب بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

آدم تنبل و بدون مسئولیت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

روستایی. دهاتی. نادان

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

اغوا. تحریک he was deported in 1891 for his instigation and support of the protest

پیشنهاد
٨

در شرایط یا محیطی خوب عمل کردن. ولذت بردن از آن کار. وفق یافته As an outgoing person, I’m in my elem ent when I have to make a speech off the top of ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

کار گروهی و موثر We have tightened up the defence and are winning matches as a result

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

استراحت کردن. نشستن. خستگی در کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

بدون مهارت و کم تجربه

پیشنهاد
٨

در کاری بهتر بودن از کسی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

بچه گدا با لباس کثیف

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

جدی بودن در رابطه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

عضو طبقه ی کارگر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

لغو کردن an order to arrest the strike leaders had been countermanded

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

سرزنش شده

پیشنهاد
٩

انتقاد کردن The Board of Directors came in fo r a lot o f stick over the way they handled such a touchy issue.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

درهم برهم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

تجملی. لاکچری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

خودخواه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

سورپرایز شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

زخمی نشده. صدمه ندیدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

گیج شدن he has an air of befuddled unworldliness

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

موافقت کردن و کدورت ها را کنار گذاشتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

بسیار خوشحال a seraphic smile

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

بسیار خسته

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

نوار دور لباس The dress had red satin flounces at the bottom.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

استخوانی شدن. سخت شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

غضروفی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

بویایی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

یخ شکن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

کارگر کارهای خسته کننده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

ویژگی پنهانی که به دلایلی بروز نکرده یه دفعه بروز می کند. She’s not normally so outgoing; I never believed she had it in her to perform in front of ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

کف کننده fizzy mineral water

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

پول از حساب بیرون کشیدن. طول کشیدن غیرعادی چیزی. با جزئیات کامل اطلاع دادن. خودمانی صحبت کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

تولید بیش از حد نیاز We churn toys out by the thousand.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اتهام به فرد بی گناه. قضاوت نادرست

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

بی کلاس. لباس نامناسب she could achieve the kind of casual chic that made every other woman around her look dowdy

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پنکیک

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

به دو قسمت تقسیم کردن