پیشنهادهای باهار افسری (٥٩)
هم باشی
برانگیزاننده
هم تا
خودبسندگی
تقویت شده
کاغذ یا هرچیزی رو ریز ریز پاره کردن
بازسازی، جان دوباره بخشیدن، احیا
نامعمول
تجویز شخصی
خود را به زور کشیدن
تا حدی جدی
خاکسپاری
روزنگار
تلون طلبی، تلون مزاجی
بی ریشه گی، قلابی
سرکش
ابداع
نوگَشتِگی،
درک نشده نامفهوم دریافت نشده
آرام آرام
به دنبال آمدن
اشتباه گرفتن
سر تسلیم در برابر کسی یا چیزی فرود آوردن
نقب به خاطرات/ گذشته
وفور
وا پس گرا،
قار و قور شکم Rumbling in the guts
به میزانی که تا سر حدِ
دیرین
شانه خالی کردن ، جا خالی دادن
فضای سایبری
تعریف گریز
مثبت اندیش
پر زرق و برق
نامطلوب
از سر عادت، عادی، روزمره
مبهم ، نامفهوم
هوشیارانه ، آگاهانه، از قصد
گرفته، دَر هم
کلاه لبه دار
کرکره
ناهنجار، ناهنجاری
ناملموس نامأنوس نامحسوس
درون مان
طرد شدگی
اواسطِ. . . میانه ی. . .
نامربوط
رهاشده ، مطرود
موقعیت
تسکین ناپذیر
غول آسا
بدون مقصد ، بی هدف
از سر بی حوصلگی
وحشت افزا هراس آور
بازیگوشانه
خزن آلود یأس آلود
عطوفت
برای انجام کاری پس انداز یا ذخیره کردن
پایبند کردن ( مثلا علتی یا کسی که مرا به چیزی پایبند کند )