زیادی، فزونی یا میزانی فراتر از حد معمول و مجاز.
این واژه هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت به کار می رود.
**کاربرد به عنوان اسم:**
۱. **مقدار بیش از نیاز:** اشاره به داشتن چیزی بیشتر از آنکه لازم است.
... [مشاهده متن کامل]
- "An **excess** of sugar can be harmful to your health. "
- مصرف **زیاد** قند می تواند برای سلامتی شما مضر باشد.
۲. **عدم میانه روی:** رفتاری که از حدود متعارف و پذیرفته شده تجاوز می کند.
- "He apologized for his **excess** at the party last night. "
- او برای رفتار **حدی** خود در مهمانی شب گذشته عذرخواهی کرد.
۳. **بیمه ( فرانشیز ) :** مبلغی که بیمه گذار باید قبل از پرداخت خسارت توسط شرکت بیمه بپردازد.
- "The insurance policy has a $500 **excess**. "
- پلیس بیمه دارای ۵۰۰ دلار **فرانشیز** است.
**کاربرد به عنوان صفت:**
۴. **فراتر از سقف مجاز:** توصیف چیزی که از حد مجاز یا سهمیه تعیین شده بیشتر شده است.
- "You will be charged for **excess** baggage weight at the airport. "
- در فرودگاه برای وزن **اضافی** چمدان شما هزینه دریافت خواهد شد.
**عبارات رایج:**
۵. **In excess of:** به معنای بیشتر از یک مقدار مشخص.
- "The car was driving in **excess of** 100 miles per hour. "
- ماشین با سرعتی **بیشتر** از ۱۰۰ مایل در ساعت حرکت می کرد.
۶. **To excess:** به معنای به صورت افراطی یا زیاده روی آمیز.
- "Don't drink to **excess**. "
- مصرف مشروب را **افراطی** نکن.
در معماری به تزئینات پیچیده و نقش و نگار های افراطی گفته می شود
adjective
📌additional but not needed
Cut any excess fat from the meat.
مازاد - صفت
Trim any excess fat from the meatاضافی - صفت
Excess luggage will be charged extraبیش از حد - اسم
An excess of sugar is bad for your healthزیاده روی - اسم
Avoid excess in eating and drinking
... [مشاهده متن کامل]
افراط - اسم
He lives a life of excess
بی رویه - صفت
Drinking is a path to sickness and living an excess life
تجاوز - اسم
Amounts in excess of $1000
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی سه تا root word داریم به اسم cede / ceed / cess
📌 این ریشه ها، معادل "go" و "yield" می باشند؛ بنابراین کلماتی که این ریشه ها را در خود داشته باشند، به "go" یا "yield" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 proceed: to "go" forward
🔘 exceed: to "go" beyond a limit
🔘 succeed: to "go" after and achieve a goal
🔘 recede: to "go" back or move away
🔘 concede: to "yield" or admit defeat
🔘 precede: to "go" before in time or order
🔘 intercede: to "go" between parties to mediate
🔘 secede: to "go" apart or withdraw from a group
🔘 access: the ability to "go" into a place or situation
🔘 process: a series of steps that "go" toward a result
🔘 recess: a break where activities "go" on pause
🔘 succession: the act of one thing "going" after another
🔘 antecedent: something that "goes" before something else
🔘 necessary: something you cannot "yield" or do without
🔘 excess: "going" beyond what is needed
🔘 successor: one who "goes" after another in a position
🔘 precedent: something that "goes" before as an example
🔘 cessation: a stopping or "yielding" of activity
🔘 concession: something "yielded" in an argument
🔘 accessible: able to be "gone" into or reached
🚫 دوستان لطفاً این کلمات رو باهم اشتباه نگیرید:
💡 Access 👉 The ability to approach or enter a place 🔑
💡 Excess 👉 An amount that is more than necessary or allowed
excess ( adj ) ( ɛksɛs ) =in addition to an amount that is necessary, usual, or legal, e. g. Excess food is stored as fat. excess ( n ) ( ɪkˈsɛs ) =more than is necessary, e. g. You can throw away any excess.
وفور
[noun]
زیاده روی - افراط
. . .
If governments regulate water with disinterested autonomy, they will be able to protect the general public from the excesses of corporate recklessness
فزونکاری، بیشکاری، فراوانی، فزونی
ریخت وپاش
The influx of money, corruption, and excesses of the Imperial Court frustrated an increasingly poor and unemployed majority.
Don't excess in your diet
It means: زیاده روی
اضافی
Example
New research finds That with obesity the problem isn't an excess of fat but it's loss of function
تحقیقات جدید نیشون میده که در چاقی مشکل اضافی چربی نیست ، بلکه کارکرد یا عملکرد ( در بدن ) رو مختل می کنه
در بیمه خودرو، excess مبلغی هست که شما بایدبصورت پیش پرداخت بپردازید زمانیکه نسبت به شرکت بیمه خودرو ادعای تقبل هزینه ی خسارت وارده به خودروتون رو دارید چون معمولا وقتی مقصر در تصادف باشید بیمه خسارت شما
... [مشاهده متن کامل] رو متقبل نمیشه و این ادعا برای این است که شما مقصر در تصادف خودرو نبوده ایدکه در اینصورت این مبلغ یا excess به شما برگردانده میشه. عموما شما بایدخسارتی که به خودروتون وارد شده رو شخصا پرداخت کنید مگر اینکه ثابت کنید که مقصر در تصادف نبودید. نکته اینکه تا excess پرداخت نشه به ادعای شما رسیدگی نمیشه.
1. What do you do with your excess energy?با انرژی اضافی خود چه می کنید؟
2. As you gain strength, lose excess fat, and begin to look better in your clothes, revel in it. همانطور که نیرو می گیرید ، چربی اضافی خود را از دست می دهید و شروع به بهتر دیدن لباس خود می کنید ، از آن لذت می برید.
... [مشاهده متن کامل]
3. Excess levels of vitamins D, K, E, A and C, along with glutamine peptides and creatine monohydrate.
مقادیر بیش از حد ویتامین های D ، K ، E ، A و C همراه با پپتیدهای گلوتامین و کراتین مونوهیدرات.
4. Brush cotton is a fabric that has been brushed to remove lint and other excess fibres to leave the cotton soft and smooth.
پنبه قلم مویی پارچه ای است که برای از بین بردن پرزها و سایر الیاف اضافی آن را برس زده تا پنبه نرم و صاف شود.
5. Further, a budget will make it apparent that selfishly wasting money on gambling, smoking tobacco, and excessive drinking harms the family’s economic situation, as well as goes contrary to Bible principles.
بعلاوه ، با حساب دخل و خرج مشخص خواهد شد که اتلاف پول به طور خودخواهانه در قمار ، سیگار کشیدن و نوشیدن افراطی به اوضاع اقتصادی خانواده آسیب می رساند و همچنین مغایر اصول کتاب مقدس است.
Excess= اضافی، مازاد، بیش از حد، افراط، زیاده روی
عدم تعادل
اضافه
● فرقش با extra اینه که extra یعنی چیز اضافه ای که وجودش واقعا نیاز نیست و اما excess چیز اضافه ای هست که اتفاقا مشکل گشا و نیاز هست
You can take an excess bag to carry you things
You really don't need this extra clothes
بیشینگی
1. افراط و تفریط
2. اضافی ( adj ) , چیز اضافی ( n )
طغیان ( مهندسی رودخانه )
زیاده روی - افراط
an excess of anything is harmful زیاده روی در هرکاری مضره
فراوانی
زیادی
مازاد
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)