unpromising

/ənˈprɒˌmɪsɪŋ//ʌnˈprɒmɪsɪŋ/

معنی: نومید کننده، مایوس کننده، بدون امید
معانی دیگر: غیرقابل اطمینان

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: showing little or no potential for successful development or positive outcome; inauspicious.

- After an unpromising start, the band warmed up and gave a solid performance.
[ترجمه گوگل] پس از یک شروع بی‌امید، گروه گرم شد و یک اجرای خوب ارائه کرد
[ترجمه ترگمان] بعد از یک شروع unpromising، گروه گرم شد و به شدت عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. In fact, his business career had distinctly unpromising beginnings.
[ترجمه گوگل]در واقع، حرفه تجاری او شروع های مشخصی داشت که امیدبخش نبود
[ترجمه ترگمان]در واقع، شغل کاری او آغاز شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was a rather unpromising start to the holiday.
[ترجمه گوگل]شروعی نسبتاً بی‌امید برای تعطیلات بود
[ترجمه ترگمان]به این نتیجه رسید که تعطیلات به خیر و خوشی شروع می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Their land looked so unpromising that the colonists eventually gave most of it back.
[ترجمه گوگل]سرزمین آنها چنان بی امید به نظر می رسید که استعمارگران در نهایت بیشتر آن را پس دادند
[ترجمه ترگمان]زمین آن ها چنان تیره و تیره به نظر می رسید که مهاجران سرانجام بیشتر آن را پس دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sales improved after an unpromising start .
[ترجمه گوگل]فروش پس از شروعی بی‌امید بهبود یافت
[ترجمه ترگمان]فروش بعد از شروع unpromising بهبود یافته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Armed with these unpromising instructions he arrived and assumed his post on 31 August 194
[ترجمه گوگل]مسلح به این دستورالعمل‌های بی‌امیدانه، او وارد شد و در 31 اوت 194 پست خود را بر عهده گرفت
[ترجمه ترگمان]او با این دستورالعمل unpromising وارد شد و پست خود را در ۳۱ اوت ۱۹۴ به دست گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Obviously, the outlook for peace was unpromising.
[ترجمه گوگل]بدیهی است که چشم انداز صلح امیدبخش نبود
[ترجمه ترگمان]ظاهرا چشم انداز صلح unpromising بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This rather unpromising collection was augmented with grants from the duchy of Lancaster.
[ترجمه گوگل]این مجموعه نسبتاً بی‌امید با کمک‌های مالی دوک نشین لنکستر افزوده شد
[ترجمه ترگمان]این مجموعه بد و کثیف با کمک های مالی دو کنشین لنکستر افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. But beneath that unpromising cover is some very good reading.
[ترجمه گوگل]اما در زیر آن جلد بی‌امید، خوانش بسیار خوبی وجود دارد
[ترجمه ترگمان]اما زیر آن پوشش، کتاب خواندن خیلی خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The first attempt was unpromising.
[ترجمه گوگل]اولین تلاش بی‌امید بود
[ترجمه ترگمان]اولین کوشش بی حاصل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Making Out sounds most unpromising - about a group of women workers in a clapped-out Manchester electronics factory.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد دور از انتظار - در مورد گروهی از زنان کارگر در یک کارخانه الکترونیک منچستر دست زدن
[ترجمه ترگمان]ایجاد صداهایی که بیشتر از همه به خاطر یک گروه از کارگران زن در کارخانه الکترونیکی در حال دست زدن در منچستر ساخته شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He saw the bleak and unpromising moorland gain colour as the grasses grew and the flowers came.
[ترجمه گوگل]او دید که با بزرگ شدن علف ها و آمدن گل ها، دشت تاریک و بی امید رنگ می گیرد
[ترجمه ترگمان]هنگامی که گل ها رشد کردند و گل ها آمدند، او رنگ به رنگ تیره و تیره خل نگزار را دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He repeats to this unpromising man the promise made to Abraham and Isaac.
[ترجمه گوگل]او قولی را که به ابراهیم و اسحاق داده بود برای این مرد بی نوید تکرار می کند
[ترجمه ترگمان]او به این مرد unpromising که وعده ابراهیم و اسحاق را می دهد تکرار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This book has an unpromising genesis.
[ترجمه گوگل]این کتاب یک پیدایش بی‌امید دارد
[ترجمه ترگمان]این کتاب نقطه genesis بدی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. At that time, the outlook for peace was unpromising.
[ترجمه گوگل]در آن زمان، چشم انداز صلح امیدبخش نبود
[ترجمه ترگمان]در آن زمان، چشم انداز صلح unpromising بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. From such rigid, uncompromising and unpromising beginnings, Glass has created a sound language of great eloquence and diversity.
[ترجمه گوگل]گلس از چنین آغازهای سفت و سخت، سازش ناپذیر و بی امیدی، زبانی سالم از فصاحت و تنوع بسیار خلق کرده است
[ترجمه ترگمان]از چنین آغاز سخت و انعطاف ناپذیر و unpromising، شیشه یک زبان صوتی از فصاحت و تنوع عالی ایجاد کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نومید کننده (صفت)
despairing, unpromising

مایوس کننده (صفت)
unpromising

بدون امید (صفت)
unpromising

انگلیسی به انگلیسی

• not promising, unfavorable

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ناخوشایند / ترسناک / هشداردهنده ( در کاربرد غیررسمی )
• ( در کاربرد اصلی ) بی آینده / بی حاصل / بی نتیجه
• نشان دهنده ی خطر یا تهدید ( در بافت جمله )
🔸 مثال ها:
The area had an unpromising look, with dark alleys and broken windows.
...
[مشاهده متن کامل]

آن منطقه ظاهری ناخوشایند و هشداردهنده داشت، با کوچه های تاریک و پنجره های شکسته.
He had an unpromising expression that made me nervous.
او حالتی ناخوشایند و تهدیدآمیز داشت که مرا عصبی کرد.
The weather was unpromising for a picnic.
آب و هوا برای پیک نیک مناسب و امیدوارکننده نبود.
The situation seemed unpromising, but we didn't give up.
اوضاع ناامیدکننده به نظر می رسید، اما ما تسلیم نشدیم.

فاقد پتانسیل
بدون آتیه
نامحتمل
بی رونق
غیرمستعد

خزن آلود
یأس آلود
غیرنویدبخش