جغرافیای زمین و انبیاء مرسلین
هر وقت مطلبی یا کتابی از نویسندگان آمریکای لاتین بخصوص و مابقی آمریکا ، این سوال که چرا هیچ گونه گزارش تاریخی برای ارسال پیامبری از جانب خدایی که پیامبران بسیاری را برای آسیا بخصوص خاور میانه فرستاده است ، وجود ندارد ، با این وجود هزاران سال پیش مردم سرخ پوست که به یاکی معروف بودند مردان خردی را داشتند که از آنها دستورات عالم غیب را دریافت میکردند ، به وجود خدایی که پیامبران را فرستاده ، اصلا اعتقادی نداشتند نه اینکه اعتقادی به هیچ نداشتند به نوشته های بعضی از نویسندگان بخصوص کارلوس کاساندا آیا تا بحال نگاهی انداختید ، ؟! به فرض که گزارش باشد نه کتاب که اثر تخیلات نویسنده باشد بلکه واقعی ست و بقول خودش کاملا گزارش مشاهدات خودمه ، ولی چطور امکان دارد از سرخ پوست یاکی که هزاران سال زنده بوده و اکنون در حال زندگی ست و طبق گفته کاستاندا بنام مستأجر معروف بوده است ، امکان دارد ؟
١ پاسخ
پرسشی که مطرح کردهاید، ترکیبی از تاریخ ادیان، انسانشناسی، اسطوره، و ادبیات عرفانی/روایی است؛ و برای پاسخ، باید این حوزهها را از هم جدا کرد.
نخست دربارهٔ اصل موضوع پیامبران: در بسیاری از ادیان ابراهیمی، مخصوصاً اسلام، این باور وجود دارد که خداوند پیامبران بسیاری برای همهٔ اقوام فرستاده است، نه فقط خاورمیانه. در قرآن هم آمده که:
> «وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ» یعنی هیچ قومی نبوده مگر اینکه هشداردهندهای داشته است.
اما چرا نام و گزارش تاریخیِ پیامبرانِ قارهٔ آمریکا یا اقوام سرخپوست در دست نیست؟ چند دلیل ممکن مطرح میشود:
تمدنهای خاورمیانه نوشتار و ثبت تاریخی گستردهتری داشتند.
بسیاری از فرهنگهای بومی آمریکا شفاهی بودند و نوشتههایشان پس از استعمار از بین رفت.
ممکن است رهبران معنوی، شمنها، یا «مردان خرد» در آن فرهنگها نقشهایی شبیه راهنمایان دینی داشتهاند، اما در قالب پیامبران ابراهیمی شناخته نشدهاند.
دربارهٔ سرخپوستان یاکی و نوشتههای Carlos Castaneda: The Teachings of Don Juan و کتابهای بعدی او بسیار مشهور شدند، چون ادعا میکردند گزارش واقعیِ آموزشهای یک شمن یاکی به نام «دون خوان» هستند.
اما بیشتر انسانشناسان و پژوهشگران بعداً نتیجه گرفتند که:
بخش زیادی از آثار کاستاندا آمیزهای از تجربه شخصی، تخیل ادبی، عرفان، و مواد روانگردان بوده است.
شواهد تاریخی محکمی برای وجود شخصیتی با آن ویژگیهای خارقالعاده وجود ندارد.
دانشگاهیان معمولاً آثار او را «مستند علمی» محسوب نمیکنند.
دربارهٔ «هزاران سال عمر کردن» یا موجودی مانند «مستأجر»: از دید علمی و تاریخی، هیچ مدرک قابلقبولی برای عمر چند هزار سالهٔ انسان وجود ندارد. در سنتهای عرفانی و شمنی، موجوداتی مثل «مستأجر» معمولاً میتوانند یکی از اینها باشند:
نماد یا استعارهٔ ذهنی،
تجربههای altered states (حالات تغییریافتهٔ آگاهی)،
روایت اسطورهای،
یا تعبیرهای عرفانی از نیروهای ناشناختهٔ روان.
یعنی ممکن است برای خودِ راوی، تجربه کاملاً واقعی بوده باشد، اما «واقعی بودن تجربه» لزوماً به معنی «واقعی بودن عینیِ خارجی» نیست. انسان در رؤیا، خلسه، مراقبه، یا تحت تأثیر مواد روانگردان نیز چیزهایی را کاملاً واقعی تجربه میکند.
پس در جمعبندی:
نبودِ گزارش تاریخیِ پیامبران در آمریکا لزوماً به معنی نبودِ معنویت یا راهنمایان دینی در آن فرهنگها نیست.
آثار کاستاندا بیشتر در مرز میان ادبیات، عرفان، و انسانشناسی قرار دارند، نه تاریخ قطعی.
ادعاهایی مانند عمر هزارانساله یا موجودات ماورایی، تاکنون پشتوانهٔ علمی و تاریخیِ تأییدشده ندارند، هرچند در سنتهای شمنی و عرفانی، چنین روایتهایی فراوان است.