تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

عمیق خوانی یک متن و فهمیدن تک تک کلمات پ. ن: در مقابل آن، گسترده خوانی یا extensive reading رو داریم که کمک میکنه به افزایش فلوئنسی کتابهای Cover t ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیگیر کسی یا چیزی شدن ( پیگیر به معنای پاپیچ شدن واسه بدست اوردن اطلاعاتی یا . . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧٥

تفاوت Consumer با Customer: یه customer میتونه صرفا یه مصرف کننده باشه و یا شاید کالایی رو خریده ک ب فروش برسونه و نه لزوما اینکه مصرفش کنه. یه Con ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

احتمال وقوع ( اسم غیر قابل شمارشه ) This latest dispute greatly increases the likelihood of a strike There is every likelihood that more jobs will ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

در تکمیل بالا بگم که: ۱. قطعیت ( میشه اسم غیرقابل شمارش ) I'm unable to answer that question with any certainty امر قطعی ( اسم قابل شمارش ) Ther ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

مُسَلَم ( مشخص ) From the smell it was evident that the drains had been blocked for several days. از بو، مسلم بود که لوله برای سالها مسدود بوده است.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

۱. جداشدن و افتادن ( چیزی از چیزی. مثل برگ از درخت ) On the bathroom ceiling, some pieces of plaster had fallen away. The rear sections of the roc ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

فرق بین frugal و thrifty : وقتی خرچنگ به عنوان غذای لاکچری و پای مرغ باشه، افراد frugal خرچنگ رو میخرن و افرادthrifty پای مرغ رو. هر دو صرفه جو هست ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

بریم چند حالت از معنی های �Pursue ( Transitive ) � را بخونیم : ۱. تعقیب کردن ( مجهول: تعقیب شدن ) The car was pursued by helicopters ماشین ، توسط ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٩

Noun, usually S معنی : گزارش مفصل، گزارش با جزییات کامل گزارش مفصلی از . . . = . . . . Rundown of/on Here's a rundown on/of the activities of our ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

شپشدونی و کثیف ( واسه مکانها، مثل هتل، اتاق ، . . . ) شپشو و کثیف ( واسه انسانها، حیوانها، . . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

صرف نظر کردن از . . . نکته: کلمه waive کاملا formal هستش و معنی بیخیال شدن واسش زیادی informalهست. He persuaded the delegates to waive ( = give u ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

گرو کشی کردن چیزی ( ندادن چیزی به کسی که مستحق دریافتش بوده ) Boss: you're that worker that used to work here? Former worker: till you fired me and ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

رکن، تکیه گاه ، ستون سریال اوزارک قسمت ۱ فصل چهار: You can transform yourself into a pillar of society, but you won't do the same for me? چطوریه ک ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

کاربرد آن منتقل کردن مفهوم تضاد در یک جمله است. یعنی زمانی که دو شرایط یا ایده را که به شدت با یک دیگر متفاوت هستند برای مقایسه در کنار یک دیگر قرار ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

عنان چیزی رو در اختیار گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

خیلی صمیمی بودن با کسی ( که معمولاً کسایی که تاثیر بدی روش بذارن ) She's taken up with a strange crowd of people او با یه سری مردم عجیب غریب خیلی ص ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

رد شدن لحظه ای از چیزی : pass through sth The air pass through the larynx and come out through the mouth هوا از حنجره رد میشه و از دهان خارج میشه. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

واکاوی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

" حالت و وضعیت تارهای صوتی " در داخل حنجره ( larynx ) ، وقتی هوا از میان چاکنای ( glottis ) عبور میکنه، واسه تارهای صوتی دو حالت ویش میادش: حالت اول ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

" حالت و وضعیت تارهای صوتی " در داخل حنجره ( larynx ) ، وقتی هوا از میان چاکنای ( glottis ) عبور میکنه، واسه تارهای صوتی دو حالت ویش میادش: حالت اول ...

پیشنهاد
٠

" سیستم آواشناسی سنتی " در این سیستم ، در عملیات تولید مصوتها ، سه فاکتور ، ضروری تلقی میشوند: ۱. وضعیت تارهای صوتی ( The State of Vocal cords ) در ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

زبان شناسی سنتی ( مرسوم ) این حوزه زبان شناسی مختص به بررسی موارد زیر است: phonetics, phonology, morphology, syntax, semantics, and pragmatics آوا ...

پیشنهاد
٤

یکی از انواع مکانیزم های جریان هوا برای تولید آواست. به این صورت که هوای داخل ریه ها به بیرون از بدن رانده میشه و این کار از طریق دهان ( و گاها بینی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

یکی از مهم ترین ابزار های تولید صداست که در علم آواشناسی، مکانیزم جریان هوا، روشهایی هستند که به وسیله آنها، جریان هوا در اندام های دخیل در تولید صد ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

در تکمیل ترجمه بالا ، بهش ( آواشناسی ادراکی ) یا همون Perceptual Phonetics هم میگن. و مهم ترین چیی که توی این شاخه ی آواشناسی بهش توجه میشه، ساختار گ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

active :هزینه ضرری که داده را پرداخت کردن passive: هزینه ضرری که کرده را گرفتن مثال حالت active: The airline reimbursed me for the amount they had ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

برآورد کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

حفره دهان برای دیدن عکس مربوط به اجزای تشکیل دهنده حفره دهان به لینک زیر برید

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

در مبحث آواشناسی ، قسمت Systematic phonetics: صداهای که بوسیله قسمتهای جلویی حفره دهان ( دقیقاً رو و یا جلوی قوس آرکی ) ساخته میشوند را گویند و با a ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

در آواشناسی ، بخش مربوط به Systematic phonetics، به Coronal, صدای نیم تاجی میگن. صداهای نیم تاجی با اندام های صوتی بالایی چون نوک زبان، تیغه زبان و ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

خط روایی یک فیلم، بازی، کتاب و . . . The film has a very simple plot The plots of his books are basically all the same.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

دو صدایی کلا سه تا diphthong داریم: ۱. صدای aw در cow, house ۲. صدای ɔy در boy, avoid ۳. صدای ay در my, eye, buy هر سه با یه مصوت و بعدش یه صامتِ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

نزدیک به چیزی بودن ( ۹۰ درصد شبیه چیزی بودن ) The newspaper reports of the discussion only roughly approximated to ( = were not exactly the same as ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

معنای dental در فونتیک یا آواشناسی: صداهایی که با " نوک زبان در پشتِ دندانهای جلوئیه بالا " ساخته میشود. مثل صدای θ در کلمات baTH , THin مثل صدای � ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

بیانگر چیزی بودن The color red denote passion or anger

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

پرش با یک پا و لی لی مانند با ارتفاع کم ( انسان ) پرش با تمام یا هر دو پا به صورت همزمان ( پرندگان، حشرات, حیوانات ) Bunny hop پرش خرگوشی یادآوری ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

در آناتومی زبان انسان ( tongue ) : به ناحیه انتهای زبان ( نزدیک حلق ) تا وسط زبان را dorsum یا back میگویند.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

قسمت فوقانی دستگاه تنفسی شامل : حنجره، حلقوم، سینوس ها

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

وارونه نشان دادن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

غیر قابل تغییر و تعویض There are a definitive answer/solution to this problem The police have a definitive proof of her guilt.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

درخواست رسمی دادن واسه تصاحب یه جایگاه شغلی. معمولاً بصورت رسمی و بصورت ایمیل و یا نامه کتبی و یا پر کردن فرمی نوشته و ارسال میشه I would like appl ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پر جزئیات Humans lip have much more intricate muscles joint together

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

به همراه be به معنای زیر هستش : Be relevant = مناسبت داشته باشه مثال از کتاب زبانشناسی: There are some certain features thought to be adaptations th ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

زجه های مربوط به یک حس ( درد، خشم و . . )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ساییدگی پوست ( as noun ) یه نمونه ساییدگی پوست وقتیه که یه لنجو توی دست بمون یه مدتی ، بعدش یه لک میفته روی پوست. اون لک روی پست هم مدنظره این لغته. ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

ردِّ. . . ، ردّی از . . . He attempted to cover up all the traces of his crime When she moved out, she left no trace of having been there

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

A mass of sth = یه توده ی عظیمی از چیزی. ، یه مقدار بسیار زیادی از چیزی The explosion reduced the church to a mass of rubble The forest is a mass of ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مرده میّتی ( رنگپریده شبیه مرده ها )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

با صراحت گفتن ، با صراحت مشخص کردن He said we should meet but didn't specify a time او گفت که باید هم را ببینیم ولی زمانی رو باصراحت مشخص نکرد The ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

منتج شدن The investigation yielded some unexpected results. تحقیقات، منتج به نتایجی غیرقابل انتظار شد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

گمانه زنی People tend to make assumptions about you when you have a disability

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

نقش مهمی ایفا کردن در چیزی Understanding language as a complicated system contributes to understanding human mind and how this complicated system is ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

حاکی از آن است که = demonstrate that حاکی از چیزی است = demonstrate sth Investigations of human language demonstrate that a language is a extremely ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

بعنوان رفتاری مشابه ، . . . . A English man can produce Two relative clauses without knowing what it is. In a parallel fashion, a child can walk wi ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

به اجرا درآوردن چیزی The ability to carry out the simplest conversation requires profound knowledge

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

دال بر چیزی بودن You have to produce sounds that signify certain meanings

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

در یک تعریف کلی، مطالعاتِ ترجمه ( به انگلیسی Translation Studies ) ، یک حوزه میان رشته ای شاملِ عناصری از علوم اجتماعی، علوم انسانی، مطالعات ادبی و م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢١

بینا رشته ای، میان رشته ای، اندر رشته ای. اشاره به حوزه هایی نوین در دانش، که بیش از یک زمینه ی محض دانشی را مورد مطالعه قرار میدهد. خلاصش یعنی این ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

بازنویسی کردن ( به طوری که معمولا عبارتمون واضح تر و ساده تر بشه ) Could you rephrase your question, please We should rephrase an expression in a c ...

پیشنهاد
٩

ترجمه درون زبانی از انواع ترجمه که توسط یاکوبسن ابداع شد. از جمله وظایف اصلی مترجم علمی هنگام ترجمه ای تخصصی و علمی تلاش جهت ترجمه مفاهیم از زبان دان ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

درگیر کردن The process of translation involves the translator changing an original written text in original verbal into a written text in a differen ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حالتِ. . . مثال از کتاب `` اصول و مبانی ترجمه - کارشناسی ارشد`` One may talk of translation as a process or a product; Moreover, while more typ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد

شایان توجه، قابل ذکر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

به طور خلاصه گفتن Can you summarize what it is that makes you think you would be suitable for this job?

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

Phrasal verb و به معنی`` به دست رسیدن `` مثال : I sent off the order last week, but the goods haven't turned up yet هفته پیش سفارشمو دادم ولی هنوز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

دعوت کردن کسی که تورو دعوت کرده به خونش We had them over for dinner a couple of times, but they never invited us back

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

درخواست برای همراهی کردن در انجام کاری از کسی I don’t mind you coming, but I didn’t expect you to invite along half your family

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

بفرما زدن کسی ( برای ورود به منزل ) ?Did she invite you in for coffee بهت واسه یه قهوه ، بفرما زد؟؟

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

Phrasal verb کسی را دعوت کردن ( برای رفتن به جایی مثل رستوران و . . . ) I'm thinking of inviting him out to the theatre

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

یه شکل دایره ای که معمولا روی سر یک کاراکتر ( توی کارتون و . . . ) میاد و فکر و توصیفاتشو توی اون شکل نشون میده.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

Slip ( verb ) = تنزل پیدا کردن نکته: با واژه standards کالوکیشن میسازه. People feel educational STANDARDS SLIPPED when the government cut finances ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مقاوم باشه در برابر چیزی ( از یه چیزی، انتظار مقاوم بودن داشتن ) The bridge designed to withstand earthquakes دوتا کالوکیشن با withstand برحسب کتاب ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

با دو کلمه زیر ، کالوکیشن قوی میسازه: 1. Pass up a chance = دست رد زدن به یه شانس I can't believe that she passed up the chance to go to South Amer ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

با دو مورد زیر کالوکیشن قوی می سازه: 1. Draw up a list = تهیه کردن یه لیست He is drawing up a list of the best players 2. Draw up a contract = تنظی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

ول کردن کسی My mom said i had to do all the ironing as a punishment, but I'm hoping she'll let me off توی مثال زیر ، معنی ` ولت میکنم بری ` میده I' ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

فرق cause با lead : Cause دلیل اصلیه اتفاق افتادن یه چیزه Lead یه دلیل از صد دلیله ممکنه اتفاق افتادن یه چیزه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٣

به این عبارت توجه کنین : Deceive oneself into thinking یعنی = چیزی رو به دروغ ( اشتباه ) به کسی القا کردن He deceived us into thinking that Sarah is ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

آموزش دادن، یاد دادن � توجه : وازه teach به معنی �تعلیم دادن � هست. یعنی یاد دادن یه علمی به کسی. ولی instruct, صرفا آموزش چگونه استفاده کردن از چیز ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

گرای واضح He gave a broad hint to the boss that he'll quit if he doesn't get a promotion

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقرر کردن ( که توی حالت مجهول، معنای مقرر شدن میده ) The police have been instructed to patrol the buildings and surrounding areas He was instructe ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

فراخواندن کسی ( درخواست مودبانه از کسی برای انجام یه عملی ) مثال ۱: Each student is called on to read a few lines of the passage مثال ۲: They're ca ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

به تعویق افتادن The Persian league games was adjourned until unspecified time

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

زائد الوصف معمولا با happy, یه کالوکیشن قوی برقرار میکنه. این قید با Glad, sad ، content استفاده نمیشه They are deliriously happy together

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

به حداقل رساندن A healthy diet can lessen the risk of heart disease

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

واهی Specious promise = امید واهی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه کالوکیشن با gain برحسب کتاب Collocation in use : Gain better marks = نمرات خوبی گرفتن, نمرات خوبی بدست آوردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ملقب بودن ( فیلم ، سریال، کتاب ، . . . ) His latest book, entitled ' The Forgotten Sex' , is out this week You might be entitled 'A Rat' if you betr ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٧

پدیدار شدن ( معمولا چیزای ناخوشایند ) ارشد ۹۹ , خلاصه سوال هفتم: Their animated conversation became flaccid only when physical fatigue set in گفتگوی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

وارفتگی جسمی Physical fatigue

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

به وجود آوردن مثال ۱ ، حالت مجهولی به معنای به وجود آورده میشه Most heart attacks are caused by blood cots مثال ۲ حالت حال کامل به معنای به وجود نیآ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مرتبط کردن که مجهولشم میشه مرتبط شدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

تاب آوردن، تحمل کردن That was too much for coach to bear without laughing into a pep talk واسه مربی خیلی سخت بود که تاب نخندیدن در یک گفتگوی دوستانه ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

پخش بودن در چیزی ( معنی استعاریش میشه پخش بودن اون چیز در هوا. اون چیز میتونه بدبیاری، غم، خوشحالی و . . . باشه ) Hang in sth کنکور ارشد زبان سال ۹۹ ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

Concrete evidence = مدرک مُستَدَل

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

آسوده خاطر، طیب خاطر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

دو دو تا چار تا کردن I need a few days to mull things over before I decide

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

رسید بریتانیایی ها میگن: receipt آمریکایی ها میگن: sales slip

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

کلا توپ به تیرک بخوره، تیرک یا دیرک میشه woodwork تیرک افقی یا همون بالایی دروازه هم میشه Cross bar

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

یه عبارت فعلی فوتبالی هم حساب میشه. وقتی میخوایم بگیم : بچه ها موقعیت های زیادی خلق کردن The lads carve out so many chances

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

Get away with sth

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

مدعا ( ادعا شده )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

آشکارا اقرار کردن، مورد قبول قرارگرفتن It's a society that homosexual is rarely avowed جامعه گی و لز، به ندرت مورد قبول قرارگرفته میشن.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

رهسپار شدن به جایی They was supposed to be headed for Tehran

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

وقتی دخترا میخوان یه موضوع خاصی رو توی دفترچه خاطراتشون ثبت کنن، از این کلمه استفاده میکنن. مثلا میگن: Dear diary, I asked someone out today توی ف ...