پیشنهادهای یاس اکبریبابادی (١٢٥)
قَلِوِه: ( زیاد ) قَلِوِه میوه استیدی: خیلی میوه خریدی. لری بختیاری
اَنکank = یعنی انک چ؟ =یعنی چه؟ به منظور کنایه هم استفاده میشه ، مثال: اَنکِ قَلِوِه دووی :یعنی ( فکر می کنی ) خیلی بلدی ؟ واژه لری بختیاری
در لری معنی سُبا یعنی ( فردا ) ب بصورت ( و ) تلفظ میشود 👈سُوا پـ َ سُوا= پس فردا
واژه توک Tok در لری بختیاری به معنی قطره یا مقدار خیلی کم است. یه توک او: یک قطره آب. یه توک پا بیو: یک لحظه کوتاه بیا. توکست:چکید
خَست=اُستخوان پا هَست یا در گویش بعضی بختیاری ها خَست.
کَمر:کَد واژه لری ( البته در برقی نقاط د ، ر تلفظ میشود )
کُلمات:گردن واژه لری
�چـِل� در لری بختیاری به معنای فاصله بین کتف تا بازو است.
شـُوsho =شانه ، چوپان شـَو : شب
اوره هی avrehi : ترس اورهیم ر َه:ترسیدم
کُپ: لیوان شیشه ای کَپ :دهان در لری بختیاری
مـَـنی:انگار ، انگاشتن ، فکر ار مـَـنوم:فکر کنم ، معنای حقیقی ( به نظر من ) ، ( اگر فکر من باشد ) مـَـنستی: تو فکر میکنی که. . . زبان لری بختیاری
گـــَم: گاز سیو گـــَمزیده:سیب گاز زده واژه لری بختیاری
کوفـِه:در زبان لری به سرفه می گویند. سرفه کردن: کوفنیدن
واژه کاکل در زبان لری به معنی �دندان� می باشد.
اسم برخی حیوانات به زبان لری ( چندین گویش ) پَرپَروشک: پروانه مروژ، میریژَه: مورچه رمیز : موریانه تِرکَه : راسو تورَه : شغال گُنج: زنبور بیگ:بز ک ...
بریزَه:در زبان لری به معنای ( آدامس )
کلو ( Kalow ) در لری یعنی مجنون، کسی که از شدت عشق به جنون رسیده. لیوه:دیوانه کلو:مجنون
( چورو ) در زبان لری به فرد ⟨شلخته⟩ گفته میشود.
پای در لری یعنی ( همه، کامل ) پایسو رهن: همه شون رفتن.
در لری بختیاری لهر ( Leher ) :طمع کار لهر ( Lohr ) :برهنه
اسپید در زبان لری به رنگ سفید گفته میشود که در واقع ( اسپی ) تلفظ میشود.
تپیدن: در لری به معنای قایم شدن تپ تپ گروسک:قایم باشک ( گروسک از گریستن یا فرار کردن میاد ) تپ:مصدر و بتپ فعل امر = قایم شو
جُستن: پیدا کردن جَستَن :فرار کردن جــِستن : ( در لری ) دوییدن
جغله یعنی پسر بازیگوش بعضی اوقات به پسربچه ها گفته میشه اما اگر برای افراد بزرگسال استفاده بشه توهینه. واژه لری بختیاری