پیشنهادهای یاس اکبریبابادی (٩١)
در زبان لری بختیاری = کول : خشک, بیشتر برای خوراکی استفاده میشه ( نوا کول اوین=نانها خشک و سفت شدن ) کول: کمر کول: دره، تنگه کول: کوتاه ( جوه ک ...
حواله: دشمن
( فیس کردن ) در گویش بختیاری نیز معنای به خود بالیدن ، خود نمایی را دارد.
در لری_گویش بختیاری/جنوبی گَپ:بزرگ گِپ:گرفتگی ، کیپ شدن گُپ/گُلُپ: گونه
واژه لری به معنای ژولیده و پریشان، صفتی که برای حالت مو بکار میرود.
خَو پَلاک: در خواب حرف زدن، کابوس دیدن
در گویش بختیاری 👈بِلَم : پایین
دریدن در زبان لری معنی پاره کردن را میدهد. البته با لهجه هر جا متفاوت بیان میشود مانند بختیاری که آن را دِردَن میگویند. دیرِستِن: پاره شدن دِردِس ...
لوس در لری به معنای پلک چشم است. الوس یعنی رنگ سفید یا کمرنگ.
در گویش بختیاری به آش رشته ( بَلگ ) میگویند.
جور : مانند جور یَک: مثل هم جور : پیدا کردن بِجورِس:پیداش کن جور کردن: فراهم آوردن
چَواسِه: برعکس جووِت چَواسِه کردی: پیرهنت رو برعکس تن کردی.
در لری بختیاری: گَدِه:سیرابی گُدِه: گفت
در لری : خین: خون خُین = می خواهید ( خُیم = می خواهیم )
دُرگَل در لری بختیاری به معنای ( دختران ) است.
دین = دنبال دینِت = دنبال تو ، همراه تو دیندا = پشت سر ، بعد از ، دنبال دیندا = عاقبت دینداتم ابینم: عاقبت کارت رو میبینم.
در زبان لری اَنگِلات به معنای آویزان شدن / مزاحم است.
در لری بختیاری رِوین به معنای � روده � است.
در لری : سی = برای سیم = برای من سی چِنُمِ = به چه دردم می خورد سی خُس = برای خودش سی مُون = برای ما سیچه = چرا ، برای چی
در زبان لری : کَوُو : رنگ آبی کَووِ : گوسفند بزرگ
در زبان لری_گویش بختیاری : وا = باید وا = همراه ( وا یک : همراه هم ) وا پا = ایستاده ، روی پا وا دیار = وا در اینجا به معنی باش، مراقبش باش
در لری بختیاری گُمبِلاز به معنی �پریدن� است. گُمبِلاز کندن: کنایه از شیطنت و بازیگوشی بچه
در لری بختیاری: فِر: پرواز فِر زَی = پرواز کرد.
تَلوارِه = تخت چوبی برای گذاشتن وسایل خانه بخصوص وسایل آشپزی واژه لری
در لری چهارمحال بختیاری پاوزار به معنی گیوه ، کفش است.
در لری بختیاری کادو برای عروس را ( بِلکِه ) می گویند. بِلکِه برون:مراسم نامزدی
در زبان لری_گویش بختیاری واژه ( بَلاکُم ) به معنی 👈 ( شاید، امید است ) می باشد.
حوق: تَهَوع، حالتی که قبل از بالا آوردن غذا از لوله گوارش به بیرون دهان احساس می شود. حلوق : استفراغ واژگان لری
در لری معنی واژه تَلواسَه ( اضطراب ) است. به تاسه وستن ( به تاسه افتادن ) : از شدت استرس لرزیدن
وَشقِه در لری بختیاری به معنای عطسه است وَشقیدن: عطسه کردن علی وَشقِست: علی عطسه کرد. وشقه کنایه از شوم هم داره
هَم سُ : همون موقع هِم سَ : همین الان هَمسُکِه گومت ره= همان موقع که بهت گفتم رفت. لری بختیاری
یُنِ = این است یُنِ بر: این رو ببر لری بختیاری.
هِشتِن در لری بختیاری نیز به معنای گذاشتن و اجازه دادن است. هِشت:گذاشت هِشتی:گذاشتی نَهِشتی روم: اجازه ندادی ( نزاشتی ) برم.
واژه� وند �در زبان لری معانی مختلفی دارد. اصلی ترین که شناسه قوم لر است ( وند ) پسوند فامیلی است. مانند فرخ وند، شماروند، بیرانوند، ترکاشوند، بختیا ...
ویر = فکر ، یاد
گِردِه واری = جمع آوری وسایل برای مسافرت واژه لری بختیاری
سَهدی = پیغام در زبان لری گویش بختیاری واژه سهدی به معنای نصحیت یا پیغام است. مثال: زهرا سهدی کی چیاس بر = زهرا پیغام فرستاد وسایلشو ببر.
تُرُک در زبان لری گویش بختیاری به معنای آهسته بودن و یا آرام راه رفتن است. تُرُک تُرُک = یواش یواش بتُرُک:یواش بیا مثال: تا تو تُرُکی مو یام= تا تو ...
در لری بختیاری این واژه دو معنای مختلف دارد: تُوف = دوغ را پخته داخل کیسه می کنند و به آن توف می گویند ( همان خمیر کشک ) . تُوف=به معنای خروشش آب ...
تُرُک در زبان لری گویش بختیاری به معنای آهسته راه رفتن است. تُرُک تُرُک = یواش یواش بتُرُک:یواش بیا مثال: تا تو تُرُکی مو یام= تا تو یواش راه بیفتی ...
مِلُو: کوچک گویش بختیاری _زبان لری
پشا: این واژه در زبان لری به معنای پارچه و کادوهایی هست که برای نامزدی برای عروس و خانواده او میبرند.
بوی زهم بیشتر برای بوی بد گوشت به کار میرود. در زبان لری این واژه را ( هوم هومک ) میگویند.
پیت ( pit ) = پیچ پیتنادن= پیچاندن ، دَوَران ( زبان لری )
پین در لری مصدر ( اندازه گرفتن ) است پینیدن/پینادن: اندازه گرفتن بر اساس یک واحد مثلا برنجان پینیم:یعنی برنجها رو اندازه تعداد مهمان آماده کردم. ب ...
خسیل : علف نرم وسبز لری گویش جنوبی
تی:چشم مثال ( تی به رَه : چشم به راه، منتظر ) تَی: پیش ، کنار مثال ( علی تَی احمده:علی پیش احمده ) گویش بختیاری
تِلِیش=برش بلند، بریدگی تِلیشِست: بریده شد ، شکافت تلیش تلیش=برش های زیاد. پاره کردن و بریدن. ( هم معنای شرحه شرحه فارسی. ) تلیشِسِه= سراسرپاره ...
تَل=تلخ تُل=سگ کوتاه تَل=شاخه ( تَل دار :شاخه درخت ) تِل= گیره ی کمانی سر تُل، تُر=غل خوردن ( سیو تُر خرد وست:سیب غل خورد افتاد. تِلِ= شکمِ بزرگ ( ...
پِلقِنده:بی نظم پِلقِنیدِه : ور آمده صفت ( تی پلقنیره ) به حالت چشم بیرون زده اشاره داره بعد از زل زدن میگن ( تیام پلقست ) یعنی چشمام بیرون زد. یا ...
پایین نوشتید افعال دو دسته میشه[ بی قاعده ( به لری بختیاری:بِپَلغار] اولین بار شنیدم همیشه برام سوال بودریشه کلمه پلغنده ( بی نظم ) از کجاست ! متاس ...
وارگه:محل اسکان، محل زندگی ، سکونت گاه
( نا ) در لری بختیاری به معنی گردن است. ناوَندِه:گردنبند بُن نایی: زیورآلات زیر ترنه یا زلف روی گردن دینوم به نات :دینم به گردنت
موژگینیدن = فشار دادن برخی موارد بعد از شستن استفاده میشه جهت خشک شدن مثلا رختان بموژگن= لباسها را فشار بده ( برای اینکه آب از آن بریزد )
در پاسخ کوگ تاراز بله این صفحه کتاب رو راجب بهبهان دارم. بهان یا بهون به لری همان خانه یا چادرسیاه است.
لِردارِن: چرخاندن پیشکی نیدن:پخش کردن وَندن: پهن کردن، انداختن وُرداشتن:جمع کردن چِلیک نیدن:خورد کردن چَینیدن:فشار دادن زِ ویر رّهدن: فراموش کرد ...
اَنکank = یعنی انک چ؟ =یعنی چه؟ به منظور کنایه هم استفاده میشه ، مثال: اَنکِ قَلِوِه دووی :یعنی ( فکر می کنی ) خیلی بلدی ؟
کیکِه در لری بختیاری به معنای جیغ و شیون است. کینیدَن/کیکه زیدن: جیغ زدن زَنگل کینین: زن ها شیون کردند.
وَشقِه در لری بختیاری به معنای عطسه است وَشقیدن: عطسه کردن علی وَشقِست: علی عطسه کرد. وشقه کنایه از شوم هم داره
سلام چند صفحه بسته بود میشه لینکی رو بزارید که واژگان قدیمی لری توش باشه یا سرچ کنم چه کلمه ای ؟اکثرا بسته هستند صفحات مرتبط به واژگان لری
چند واژه لری بختیاری که معانی یکسانی دارند: بِتِکِنِس / بِجومنِس: تکونش بده بِتینِس : تکان دادن برای تمیز شدن مثلا : زیر سفره ای رو بِتِین؛ یعنی ت ...
در لری بختیاری = جومِست: تکون خورد ، پرید بِجُومنِس:تکونش بده جونیمِس:تکونش دادم بیشتر برای گهواره کاربرد داره ، مثال : تَهرِه کُره بِجومن : گهوار ...
کسی لینک صفحه آبادیس نداره که واژه لری بگم یه صفحه دیگه که همه میفرستادن و تبادل نظر میکردن قفل هست
در لری بختیاری = جومِست: تکون خورد ، پرید بِجُومنِس:تکونش بده جونیمِس:تکونش دادم بیشتر برای گهواره کاربرد داره ، مثال : تَهرِه کُره بِجومن : گهوار ...
جو گرفتگی در لری بختیاری ویژ گریس: جو گرفتش
واژه لری بختیاری به معنی ( مقدار خیلی کم ) یه نِقاطِرِه غذا راست کرد: یه ذره غذا درست کرد.
قَلِوِه: ( زیاد ) قَلِوِه میوه استیدی: خیلی میوه خریدی. لری بختیاری
اَنکank = یعنی انک چ؟ =یعنی چه؟ به منظور کنایه هم استفاده میشه ، مثال: اَنکِ قَلِوِه دووی :یعنی ( فکر می کنی ) خیلی بلدی ؟ واژه لری بختیاری
در لری معنی سُبا یعنی ( فردا ) ب بصورت ( و ) تلفظ میشود 👈سُوا پـ َ سُوا= پس فردا
واژه توک Tok در لری بختیاری به معنی قطره یا مقدار خیلی کم است. یه توک او: یک قطره آب. یه توک پا بیو: یک لحظه کوتاه بیا. توکست:چکید
خَست=اُستخوان پا هَست یا در گویش بعضی بختیاری ها خَست.
کَمر:کَد واژه لری ( البته در برقی نقاط د ، ر تلفظ میشود )
کُلمات:گردن واژه لری
�چـِل� در لری بختیاری به معنای فاصله بین کتف تا بازو است.
شـُوsho =شانه ، چوپان شـَو : شب
اوره هی avrehi : ترس اورهیم ر َه:ترسیدم
کُپ: لیوان شیشه ای کَپ :دهان در لری بختیاری
مـَـنی:انگار ، انگاشتن ، فکر ار مـَـنوم:فکر کنم ، معنای حقیقی ( به نظر من ) ، ( اگر فکر من باشد ) مـَـنستی: تو فکر میکنی که. . . زبان لری بختیاری
گـــَم: گاز سیو گـــَمزیده:سیب گاز زده واژه لری بختیاری
کوفـِه:در زبان لری به سرفه می گویند. سرفه کردن: کوفنیدن
واژه کاکل در زبان لری به معنی �دندان� می باشد.
اسم برخی حیوانات به زبان لری ( چندین گویش ) پَرپَروشک: پروانه مروژ، میریژَه: مورچه رمیز : موریانه تِرکَه : راسو تورَه : شغال گُنج: زنبور بیگ:بز ک ...
بریزَه:در زبان لری به معنای ( آدامس )
کلو ( Kalow ) در لری یعنی مجنون، کسی که از شدت عشق به جنون رسیده. لیوه:دیوانه کلو:مجنون
( چورو ) در زبان لری به فرد ⟨شلخته⟩ گفته میشود.
پای در لری یعنی ( همه، کامل ) پایسو رهن: همه شون رفتن.
در لری بختیاری لهر ( Leher ) :طمع کار لهر ( Lohr ) :برهنه
اسپید در زبان لری به رنگ سفید گفته میشود که در واقع ( اسپی ) تلفظ میشود.
تپیدن: در لری به معنای قایم شدن تپ تپ گروسک:قایم باشک ( گروسک از گریستن یا فرار کردن میاد ) تپ:مصدر و بتپ فعل امر = قایم شو
جُستن: پیدا کردن جَستَن :فرار کردن جــِستن : ( در لری ) دوییدن
جغله یعنی پسر بازیگوش بعضی اوقات به پسربچه ها گفته میشه اما اگر برای افراد بزرگسال استفاده بشه توهینه. واژه لری بختیاری