تلیش

واژه نامه بختیاریکا

( تِلیش ) تراش چوب
تراش؛ زخم؛ قطعه؛ تکه؛ قسمت
قطعه زمین

پیشنهاد کاربران

تلیش به معنی . پاره و تکه ای از هر چیز را گویند مثل چوب، لباس و غیره موکه آسمونم تلیش قواته من که آسمانم پاره ای از قبای توست .
تِلِیش=برش بلند، بریدگی
تِلیشِست: بریده شد ، شکافت
تلیش تلیش=برش های زیاد. پاره کردن و بریدن.
( هم معنای شرحه شرحه فارسی. )
تلیشِسِه= سراسرپاره شدن، شکستن ، شکافتن
مثال: پام تِلیشِست : پام ضربه دید.
تلیشنایه=پاره کردن
زبان لری گویش بختیاری