پیشنهادهای یاس اکبریبابادی (١٢٦)
دَستمال بازی یعنی رقص دستمال. این رقص به مجموعه ای از رقص های لری گفته میشود که اغلب با دو دستمال رنگین صورت میگیرند. در زبان لری کلمه ( بازی ) به م ...
نیله در زبان لری گویش بختیاری به اسب سفید میگن نیله سوار یه صفته که گاهی در اشعار محلی برای یاد کردن از بزرگان و افراد جنگجو و دلاور بکار می ره.
کُمیت Komeit در زبان لری به اسب قهوه ای میگن
کُویر koveirدر زبان لری گویش بختیاری به معنی عیب و یا گاهی حرف بی معنی یا به قولی ( چرت و پرت ) گفته میشه.
کوار در زبان لری به معنی اسکلت هست. گاهی برای کنایه زدن به فرد خیلی لاغر هم گفته میشه.
در زبان لری به نای ( بخشی از دستگاه تنفسی ) قور قورین میگن.
کلمه ( تی تور ) معادل نیشگون در زبان لری است. تی تور کندن: نیشگون گرفتن
در گویش بختیاری به پرز لباس ( کولک ) میگن. مثال: جووه ات کولک کند= پیرهنت پرز داره.
دی زو وی: شیطنت day zo vi دی زو وی مدار: شیطنت نکن کلمه لری
لورنیدن واژه لری به معنای پیچاندن و حالت دادن و در هم تنیدن هست که بیشتر در مورد بافتن مو به کار می ره. میات بلورن: موهات رو بباف لورنیمسو: بافتمشو ...
در گویش بختیاری سَهم به معنای تهدید است سهم وَندن ( انداختن ) : تهدید کردن
در گویش بختیاری به حشره خرخاکی ( نیرو ) میگن.
وَردارِن: جا انداختن مثال:گوشیم وَردام هووَه =گوشیم رو جا گذاشتم خونه وَرداریس: جا انداختیش
در لری بختیاری: دَک زیدن: لرزش، لرزیدن بر اثر پیری هم میشه سیچه دَک زنی؟ 👈چرا میلرزی؟ سی ز هُول وستی وا دَک ؟👈چرا از ترس افتادی به لرزیدن؟ ( کنایه ...
در لری بختیاری: چورِس =بیمار شد چورستن=بیمار شدن
در لری بختیاری= کُرَو/ کُراو: تاول پَندو: ورم مثال:دستم تِرزِست کُرَو زی: دستم سوخت تاول زد.
عَبا در گویش بختیاری یعنی همراه
در لری به ( هق هق گریه ) میگن: سِکِه بُهرِستن به دل
گومبول یعنی چاق یا دایره یه گل وجود داره قبل از شکافتن اون رو میچینن و خواص دارویی خیلی زیادی داره به سبب اینکه حالت دایره داره بهش گمبولو میگن.
در گویش بختیاری: گُومبه کَندن: پریدن ، کنایه از خوشحال بودن گُومبه بِزَ ایور: بپر اینور زِ بالایی مو گُمبه کَنی: بخاطر وجود من خوشحالی ) ) ) ) این ک ...
خَشخار: الکی ، بی دلیل خشخار سیلم نکرد: بی دلیل نگام نکرد ( قهر بود ) . خَشخار لاشم سست اوی: بی دلیل بدنم بی حال شده.
⟨چیک چَوی⟩ در لری بختیاری به معنی غیبت کردن است. چیک چوی به عنوان صفت بکار بره یعنی� خاله زنک �
کسی راجب ریشه کلمه ( عکاشه ) اطلاعی داره لطفا برامون بنویسه. من عکاشه هستم ولی از لحاظ لهجه بیشتر شبیه بختیاری های شمال چهارمحال و مسجد سلیمان و خوز ...
در لری بختیاری به گلایه ( گِلِه ) میگن. ایترسم گِله وَم کُنَه: میترسم ازم گلایه کنه. یو که گِلِه نَرارَ: این که گلایه کردن نداره.
بَلاجی /بَلاجویی: عجیب رَخت بَلاجوی کی وَرس: لباس عجیب پوشید. بعضی اوقات به انسان های عجیب هم میگن بلاجویی که اشاره داره به اخلاق غیر عادی و بد بود ...
در لری بختیاری /لری جنوبی به صدا زدن، بونگ یا همان بانگ میگن. بونگ کردن: صدا کردن ، خواندن کی بَنگُم کِرد؟ : کی صدام زد؟ دات بونگت/ بَنگت کنه: مادر ...
لَودَگِه/ لودکه: لرزش شدید از سرما
یَلا = پاره یَلاس کی: پاره اش کرد
گیندی: عدسی
هُف = فوت کردن هِف, هِفنیدن: خیساندن حبوبات برای چند دقیقه جهت مرغوب شدن آنها و بعد خشک کردنشان معادل فارسی ندارد
دیاری = آشکار هیچ دیاری زت نی= کنایه از اینکه کسی برای مدتی دیده نشود یای وا دیارم= کنایه از به فریادم برسی ، بهم کمک کنی
چَول = فلج چول=خراب شده
چقدر گویش نهاوندی شبیه گویش بختیاری هست فکر نمی کردم اینقدر نزدیک باشند. نود درصد کلمات یکی است.
در لری بختیاری انده andeh : وگرنه ز ویرم ره انده اویم: یادم رفت وگرنه می آمدم.
واژه ( بازی ) در زبان لری به معنی ( رقص ) است. بازستن:رقصیدن بِواز = برقص بِوازین = برقصید دستمال بازی:رقص دستمال لری چوب بازی/ترکه بازی: رقص چوب ...
در زبان لری بختیاری = کول : خشک, بیشتر برای خوراکی استفاده میشه ( نوا کول اوین=نانها خشک و سفت شدن ) کول: بالای کمر، دوش کول: دره، تنگه کول: کوت ...
حواله: دشمن
( فیس کردن ) در گویش بختیاری نیز معنای به خود بالیدن ، خود نمایی را دارد.
در لری_گویش بختیاری/جنوبی گَپ:بزرگ گِپ:گرفتگی ، کیپ شدن گُپ/گُلُپ: گونه
واژه لری به معنای ژولیده و پریشان، صفتی که برای حالت مو بکار میرود.
خَو پَلاک: در خواب حرف زدن، کابوس دیدن
در گویش بختیاری 👈بِلَم : پایین
دریدن در زبان لری معنی پاره کردن را میدهد. البته با لهجه هر جا متفاوت بیان میشود مانند بختیاری که آن را دِردَن میگویند. دیرِستِن: پاره شدن دِردِس ...
لوس در لری به معنای پلک چشم است. الوس یعنی رنگ سفید یا کمرنگ.
در گویش بختیاری به آش رشته ( بَلگ ) میگویند.
جور : مانند جور یَک: مثل هم جور : پیدا کردن بِجورِس:پیداش کن جور کردن: فراهم آوردن
چَواسِه: برعکس جووِت چَواسِه کردی: پیرهنت رو برعکس تن کردی.
در لری بختیاری: گَدِه:سیرابی گُدِه: گفت
در لری : خین: خون خُین = می خواهید ( خُیم = می خواهیم )
دُرگَل در لری بختیاری به معنای ( دختران ) است.