پیشنهادهای یاس اکبریبابادی (١١٤)
در لری بختیاری: دَک زیدن: لرزش، لرزیدن بر اثر پیری هم میشه سیچه دَک زنی؟ 👈چرا میلرزی؟ سی ز هُول وستی وا دَک ؟👈چرا از ترس افتادی به لرزیدن؟ ( کنایه ...
آرایش کردن شامل کارهایی میشه که باعث تغییر مثبت روی چهره افراد است در لری این اصطلاح میشه وَرازنیدِن 👈مثال بهیگه ورزانین : عروس را آرایش کردند.
در لری بختیاری: چورِس =بیمار شد چورستن=بیمار شدن
در لری بختیاری= کُرَو/ کُراو: تاول پَندو: ورم مثال:دستم تِرزِست کُرَو زی: دستم سوخت تاول زد.
عَبا در گویش بختیاری یعنی همراه
در لری به ( هق هق گریه ) میگن: سِکِه بُهرِستن به دل
گومبول یعنی چاق یا دایره یه گل وجود داره قبل از شکافتن اون رو میچینن و خواص دارویی خیلی زیادی داره به سبب اینکه حالت دایره داره بهش گمبولو میگن.
در گویش بختیاری: گُومبه کَندن: پریدن ، کنایه از خوشحال بودن گُومبه بِزَ ایور: بپر اینور زِ بالایی مو گُمبه کَنی: بخاطر وجود من خوشحالی 😂این کنایه د ...
خَشخار: الکی ، بی دلیل خشخار سیلم نکرد: بی دلیل نگام نکرد ( قهر بود ) . خَشخار لاشم سست اوی: بی دلیل بدنم بی حال شده.
⟨چیک چَوی⟩ در لری بختیاری به معنی غیبت کردن است. چیک چوی به عنوان صفت بکار بره یعنی� خاله زنک �
کسی راجب ریشه کلمه ( عکاشه ) اطلاعی داره لطفا برامون بنویسه. من عکاشه هستم ولی از لحاظ لهجه بیشتر شبیه بختیاری های شمال چهارمحال و مسجد سلیمان و خوز ...
در لری بختیاری به گلایه ( گِلِه ) میگن. ایترسم گِله وَم کُنَه: میترسم ازم گلایه کنه. یو که گِلِه نَرارَ: این که گلایه کردن نداره.
بَلاجی /بَلاجویی: عجیب رَخت بَلاجوی کی وَرس: لباس عجیب پوشید. بعضی اوقات به انسان های عجیب هم میگن بلاجویی که اشاره داره به اخلاق غیر عادی و بد بود ...
در لری بختیاری /لری جنوبی به صدا زدن، بونگ یا همان بانگ میگن. بونگ کردن: صدا کردن ، خواندن کی بَنگُم کِرد؟ : کی صدام زد؟ دات بونگت/ بَنگت کنه: مادر ...
لَودَگِه/ لودکه: لرزش شدید از سرما
یَلا = پاره یَلاس کی: پاره اش کرد
گیندی: عدسی
هُف = فوت کردن هِف, هِفنیدن: خیساندن حبوبات برای چند دقیقه جهت مرغوب شدن آنها و بعد خشک کردنشان معادل فارسی ندارد
دیاری = آشکار هیچ دیاری زت نی= کنایه از اینکه کسی برای مدتی دیده نشود یای وا دیارم= کنایه از به فریادم برسی ، بهم کمک کنی
چَول = فلج چول=خراب شده
چقدر گویش نهاوندی شبیه گویش بختیاری هست فکر نمی کردم اینقدر نزدیک باشند. نود درصد کلمات یکی است.
در لری بختیاری انده andeh : وگرنه ز ویرم ره انده اویم: یادم رفت وگرنه می آمدم.
واژه ( بازی ) در زبان لری به معنی ( رقص ) است. بازستن:رقصیدن بِواز = برقص بِوازین = برقصید ، بازی کنید دستمال بازی:رقص دستمال لری چوب بازی/ترکه باز ...
در زبان لری بختیاری = کول : خشک, بیشتر برای خوراکی استفاده میشه ( نوا کول اوین=نانها خشک و سفت شدن ) کول: بالای کمر، دوش کول: دره، تنگه کول: کوت ...
حواله: دشمن
( فیس کردن ) در گویش بختیاری نیز معنای به خود بالیدن ، خود نمایی را دارد.
در لری_گویش بختیاری/جنوبی گَپ:بزرگ گِپ:گرفتگی ، کیپ شدن گُپ/گُلُپ: گونه
واژه لری به معنای ژولیده و پریشان، صفتی که برای حالت مو بکار میرود.
خَو پَلاک: در خواب حرف زدن، کابوس دیدن
در گویش بختیاری 👈بِلَم : پایین
دریدن در زبان لری معنی پاره کردن را میدهد. البته با لهجه هر جا متفاوت بیان میشود مانند بختیاری که آن را دِردَن میگویند. دیرِستِن: پاره شدن دِردِس ...
لوس در لری به معنای پلک چشم است. الوس یعنی رنگ سفید یا کمرنگ.
در گویش بختیاری به آش رشته ( بَلگ ) میگویند.
جور : مانند جور یَک: مثل هم جور : پیدا کردن بِجورِس:پیداش کن جور کردن: فراهم آوردن
چَواسِه: برعکس جووِت چَواسِه کردی: پیرهنت رو برعکس تن کردی.
در لری بختیاری: گَدِه:سیرابی گُدِه: گفت
در لری : خین: خون خُین = می خواهید ( خُیم = می خواهیم )
دُرگَل در لری بختیاری به معنای ( دختران ) است.
دین = دنبال دینِت = دنبال تو ، همراه تو دیندا = پشت سر ، بعد از ، دنبال دیندا = عاقبت دینداتم ابینم: عاقبت کارت رو میبینم.
در زبان لری اَنگِلات به معنای آویزان شدن / مزاحم است.
در لری بختیاری رِوین به معنای � روده � است.
در لری : سی = برای سیم = برای من سی چِنُمِ = به چه دردم می خورد سی خُس = برای خودش سی مُون = برای ما سیچه = چرا ، برای چی سی دل تو= بخاطر تو
در زبان لری : کَوُو : رنگ آبی کَووِ : گوسفند بزرگ
در زبان لری_گویش بختیاری : وا = باید وا = همراه ( وا یک : همراه هم ) وا پا = ایستاده ، روی پا وا دیار = وا در اینجا به معنی باش، مراقبش باش
در لری بختیاری گُمبِلاز به معنی �پریدن� است. گُمبِلاز کندن: کنایه از شیطنت و بازیگوشی بچه
در لری بختیاری: فِر: پرواز فِر زَی = پرواز کرد.
تَلوارِه = تخت چوبی برای گذاشتن وسایل خانه بخصوص وسایل آشپزی واژه لری
در لری چهارمحال بختیاری پاوزار به معنی گیوه ، کفش است.
در لری بختیاری کادو برای عروس را ( بِلکِه ) می گویند. بِلکِه برون:مراسم نامزدی
در زبان لری_گویش بختیاری واژه ( بَلاکُم ) به معنی 👈 ( شاید، امید است ) می باشد.