فرهنگستان لری۲

پیشنهاد کاربران

ویر = فکر ، یاد
تُرُک در زبان لری گویش بختیاری به معنای آهسته بودن و یا آرام راه رفتن است.
تُرُک تُرُک = یواش یواش
بتُرُک:یواش بیا
مثال: تا تو تُرُکی مو یام= تا تو یواش راه بیفتی من میام
درود وُر گِئو نازارُم خوشین
از نظر لطف شما سپاسگزارم و اگر فعالیت بنده چنین تاثیر پذیر است که شما فرمودید پس بنده خیلی خوشحال هستم و محکم تر و راسخ تر از پیش ادامه خواهیم داد. به صفحه قومیتی لر های که بیدار هستند خوش آمدید. حقیقتا چنین چیزی که شما میگویید بنده نیستم من شاگرد جناب آقای مرادی هستم و ایشون و همچنین افراد دیگری هم هستند که زحمات فراوانی کشیده اند ولی نامی از آنان جایی درز نکرده. شما فرمودید که در اداره میراث فرهنگی نهاوند کار میکنید من در آنجا دوستی به نام آقای دریکوند دارم خواستم ببینم هنوز هم آنجا فعالیت میکنند یا نه؟
...
[مشاهده متن کامل]

لری بالاگریوه ای
یالقه:یقه
لری نهاوندی
فوجَه یا فوژَه:دق مرگ
مثلا دالَکِش زَه سُرُوِ کُر فوژه وابی یعنی مادرش از غم پسرش دق مرگ شد.
لری نهاوندی
شیف:جوانه مثلا شیف کِرَ هو وِلَ یعنی آن گل جوانه زده
لری نهاوندی
آیِر:آتش
این واژه برگرفته از آگر است. در لهجه های زبان های لری اگر گ بعد از مصوت آید ی تلفظ میشود مثل پای، های، که میشوند پاک، خاک
همچنین گاهی نیز از واژه ی دی و دیلَغ هم به عنوان آتش به کار برده میشود.
لری نهاوندی
بَک:قورباغه
داربَک: قورباغه درختی
لری نهاوندی
روله:فرزند، بچه
مثلا میگویند رولکم وری یعنی فرزندم، پسرم بلند شو
در لری بختیاری رود به معنای فرزند است، این دو واژه از یک ریشه اند.
درود بر برارکم کوگ تاراز، شیرپیا بختیاری
من به شما درود می فرستم که چنین آگاهانه و دلسوزانه برای هویت قوم لر در تلاشید. امثال شما در این روزگار بخصوص بسیار گران و کم هست. حقیقتا یکی از انگیزه های بنده جهت فعالیت در این برنامه همین مطالب و تلاش های شما در ابادیس بوده و شما میتوانید الگوی خوبی برای مردمان خودباخته لر باشید. براستی وقتی مطالب شما را خواندم خیلی امیدوار شدم از اینکه هستند افرادی در این قوم که هنوز شکوه و تاریخ غنی لرستان را زه ویر نبردنه.
...
[مشاهده متن کامل]

مِینا، کولَه خسروی و گلونی، برویی لر برویی

طایفه ی بزرگ و اصیل روزبهانی
ایل روزبهانی از ایلات بزرگ لرتبار است که تاریخی غنی و گستردگی پهناوری در سرتاسر ایران دارد. این ایل منصوب است به روزبه ساسانی، که وی نیز از اشراف و نجبای بزرگ ساسانی بوده است. امروزه این ایل در استان های لرستان، خوزستان، کهگیلویه، بوشهر، هرمزگان، بختیاری، اصفهان، کرمانشاه، ایلام، کرکوک، سلیمانیه، خانقین، اقلیم کردستان و موصل پراکنده اند. این مردم همگی لرتبار اند و در تمامی منابع از آنان به عنوان لرهای روزبهانی نام آورده شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

برویی زایار لر

روستای تاریخی گِلومِهر
در جنوب سرزمین لرستان کهن روستایی تاریخی قرار دارد که روزگاری پایگاه سرداری بزرگ بود که بر کل ایالت کهگیلویه ی بزرگ و مهرگان حکم رانی میکرد و جنگ های زیادی نیز با اعراب اهریمن و بدخوی نمود.
...
[مشاهده متن کامل]

در سرزمین ممسنی، شهرستان سپیدان در استان فارس کنونی، روستای گلومهر قرار دارد که مردمان آن از میساربی های طایفه ی جاوید، از ایل بزرگ و لرتبار ممسنی می باشند. گلومهر مخفف گیلومِهرگان است. این روستا که روزگاری از توابع و شهر های وابسته به اردکان تاریخی بود، زادگاه سردار گیلویه ی بزرگ می باشد که وی نیز از خاندان کهن و باستانی روزبه بود. وی فرزند مهرگان و نوه ی روزبه ساسانی بود که توانست قلمرو بسیار وسیعی را تحت سیطره خود درآورد و جنگ های زیادی با ابودلف، عرب ت. خمی و بی مادر کند و اقدامات زیادی نیز از جهت عمرانی و آبادانی خسارات و خرابی های اعراب انجام داد. سر انجام وی تلخ و شوم بود ازیرا که در آستانه ی تثبیت قلمرو خود بود و در چند اقدام توانست اعراب را شکست فاحشی دهد، در آخرین مرحله که پیروزی در آن قطعی بود و پیروزی در آن جنگ منجر به اخراج عرب های دلفی میگردید، با خیانت برخی از افراد خود روبه رو شد و به شکل نامردانه در آن جنگ شوم، کشته شد. پسران وی و برخی از نوادگانش گرچه قدرتی در خاندان عباسی کسب کردند ولی هیچگاه نتوانستند قدرتی چون قدرت پدر خود کسب کنند. پس از مرگ وی سرش را برای ابودلف عرب فرستادند و سر وی را نقره اندود بر نیزه کردند و سر در شهر فارس آویزان نمودند که هفتاد هشتاد سال بعد رادمان پور ماهک ( یعقوب لیث صفاری ) آن را به پایین آورده و با احترام دفن کرد. از دیگر فرزندان این سردار، سردار سیف الدینی ماکان است که لرتبار بوده و اقدامات زیادی کرد. سردار گیلویه از متحدین قوای مزدکی و از حامیان جنبش خرمدینان بود و رابطه ی نزدیک و صمیمی با آن دسته داشت که امروزه روستای مزدک در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی، میراثی از آن اتحاد است. استان کهگیلویه برگرفته از نام این سردار است و لرهای جنوبی ممسنی و لیراوی و بویر احمدی از نسل خاندان این سردار بزرگ لرتبار هستند
برویی زی و نیا لری

مشاهیر قوم لر
شاه دینار بزرگ معروف به دینار کارِنوَند
شاه دینار بزرگ، از امرای محلی و بومی لرتبار منطقه ی نهاوند بود. وی از خاندان کهن ایرانی کارِن بوده که در دوران یزدگرد سوم ساسانی تا معاویه ی عرب بی پدر، والی و زمامدار آن خطه بود. امروزه ایل بزرگ و گسترده ی دیناروند، از نسل آن مرد بزرگ می باشند و البته همگی آنان بر خلاف گفته های اشخاص فاقد ناموس و مادر چون دهخدا و. . . که آنا را کرد نامیده، همه خود را لر میدانند و منابع کهن تر نیز آنان را لر خوانده اند.
...
[مشاهده متن کامل]

پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

درود وُر گِئو خوم
بله براستی که نکته ای نیک فرمودید و شخصا از آن غافل شدم و از این رو پوزش میخواهم و در واقع باید وابَشخین.
این آ ی بخصوص در مواقع خاصی میآید که حقیقتا بنده آگاهی کاملی از نحوه و موقع قرار گیری آن ندارم ولی بزودی تحقیق بیشتری خواهم کرد و بزودی دوستان را آگاهی خواهیم داد
...
[مشاهده متن کامل]

پایار بون لُرَلی خه چی دیَرُو نَخَوسِستِن مِن شَواشَوِ شَو

چِنه چِنه لری
چیستان لری
چِنه یَ ماری مِن اِشکَفته
سی و دو تا تیل دٚاره؟چیٚل
آن چیست که یک مار در یک غار است و سی و دو تا بچه دارد؟جواب:دهان
خُندُنِمِشت لری بختیاٚری، وِژدَوَٚل ( ۴ )
دستور زبان لری بختیاری، افعال ( ۴ )
افعال در لری بختیاری به دو دسته ( پَلغارین:باقاعده و بیٚ پَلغار، پِلِغنیده:بی قاعده ) تقسیم میشوند
در قسمت های ۱. ۲. ۳ افعال با قاعده و طریقه ساختار آنان توضیح کامل دادیم. اینک افعال بی قاعده:
...
[مشاهده متن کامل]

همانطور که در قسمت های پیشین گفتیم افعال با قاعده در لری بختیاری افعالی اند که پایان آنها قاعده ی کلی نیدِٚن و هِٚستِن مشهود است مانند پیشکِنیدِٚن و پیشکِهِٚستِن که طریقه ی ساخت فاعل و مفعول و صرف و نحو آنها از یک اصل کلی و یکسان پیروی میکنند ولی افعال بی قاعده چنین نیستند. یعنی ساخت فاعلی و مفعولی آنان کمی مشکل است و برخی نیز اصلا امکان ساخت فاعلی در آنان ممکن نیست این افعال همگی به اِن ختم می شوند و برخی از آنها نیز ترکیب هستن و نیدن که مخصوص افعال با قاعده میباشد، را دارا هستند. مثالهایی:
نادِٚن ( nadhen ) :گذاشتن، قرار دادن
وَندِٚن ( wandhen ) :انداختن
رَهٚدِٚن ( rahdhen ) :رفتن
گُهٚدِٚن ( gohdhen ) :گفتن
زِیدِٚن ( zeyden ) :زدن
مَهٚندِٚن ( mahnden ) :ماندن
اَردِٚن ( arden ) :آسیاب کردن
آفتِن ( aften ) :یافتن
وَهٚستِن ( wasten ) :افتادن
هِشتِن ( heshten ) :اجازه دادن، گذاشتن
این افعال برخی قابلیت ساخت فاعلی و یا مغولی را دارند و برخی نیز نه مانند رَهدِٚن که حالت ساخت مفعولی ندارد ولی حالت فاعلی ان رَوٚا است که معنی رونده میدهد. فعلی نیز مانند وَندِن به معنای انداختن حالت مفعولی ندارد ولی فاعل آن وَنا است که معنی انداز میدهد. در افعال بی قاعده نیز، طریقه ی ساخت فاعلی یا مفعولی به روش افعال باقاعده یعنی افزودن پسوند ا به بن فعل می باشد. براستی که جهت شناختن افعال بی قاعده و ساخت حالت ها در آنان در زبان لری بختیاری کمی پیچیده بوده و نیاز به تجربه و پشتکار دارد.
برویی زُوِ گپ ایما

در لری بختیاری
وِکدوری ( vekdori ) : اصطلاح
وِکدوریَل ( vekdorial ) : اصطلاحات
این واژه ی کهن و زیبا و البته مرکب لری که معنای اصطلاح میدهد، از سه بخش تشکیل یافته است. ۱. وِک به معنای کلام، سخن۲. دو به معنای عدد۳، ۲. ری به معنای رخ، صورت
...
[مشاهده متن کامل]

روی هم رفته این واژه معنای سخن دو رو میده که به عنوان کنایه از اصطلاح از آن بهره میگیرند. این واژه تشابه معنایی و ترکیبی زیادی با لَوٚگِشت زِئِشت دارد که در گذشته توضیح دادیم ولی معانی و کاربرد ها تفاوت دارند.

وِکدوریَل مِن لری بختیاٚری سه تَک هِدِٚن:
۱. هَم جور مِن فارسی هِدٚ
۲. چی وا چیس مِن فارسی هِدٚ
۳. چی وا چی نَدٚاره
اصطلاحات در لری بختیاری به سه دسته تقسیم می شوند
۱. همانگونه در فارسی هست مثلا بیٚ گُدٚار وُر اَوٚ نادِٚن:بی گدار به آب زدن
...
[مشاهده متن کامل]

۲. معادلش در فارسی هست سوری نه زه بیٚ نِوِکی وه دَر کِردِن:شورش را در اوردن
۳. معادل ندارد مانند اَوٚ سَر توسی: وضعیت ناپایدار، وضعیت نامشخص
برویی لرسو گپ و ستین

مث اینکه اینجاا لحمدلله خبری از پانترکا و پانکردا نیست
حروف ویژه در الفبای زبان لری بختیاری ( ۶ )
زبان لری بختیاری، زبانی با رگ و ریشه ای بزرگ و کهن که ساختار، دستور زبان، لهجه، کلمات و. . . در آن قدمتی باستانی به بزرگی زردکوه و قلل زاگرس دارد. یکی از این کهن بازمانده ها، حروفی خاص هستند که شکل آوایی آنها در واقع همان حروف پارسی باستان می باشد که در فارسی امروزی متروک، ولی در زبان لری بختیاری محفوظ مانده و باقی است. در قسمت های یک و دو و سه و چهار و پنج حروفی معرفی شد اینک آ مِنجِغائین یا مِنژِغائین ( این نام گذاری از ابداعات بنده است. در لری بختیاری مِنجِغا یا مِنژِغا به معنای وسط و میانه است که در لری شمالی مینجا گفته میشود ) این کهن واکه را بنده جز در میان لرهای بختیاری ندیدم و نمیدانم که آیا لرهای شمالی و جنوبی چنین واکه ی کهن و زیبایی را دارند یا نه و این جای تحقیق دارد. این واکه مختص و مخصوص بختیاری ها است و تا وقتی که نشنیده نشود هرگز فردی غیر لر آن را نمی تواند بفهمد. چنانچه دوستان اگر دقت کرده باشند بنده گهگاهی بختیاری را بَختیوری مینگاشتم و منظورم این واکه است. به عقیده بنده بایستی آن را آٚ یا اٚ نوشت.
...
[مشاهده متن کامل]

طریقه تلفظ آن چیزی مابین آ و او است. یعنی تقریبا یک او با تلفظ کمرنگ که کمی به آ نزدیک باشد. از این رو بنده آن را آ مِنژِغائین نامیدم که به فارسی میشود آ میانه. حقیقتا توضیح دادن چنین واکه بر کاغذ سخت است و تا شنیده نشود، کار تفهیم دشوار می باشد. این واکه تنها زمانی به کار میرود که پیش از آن مصوت یا ( y ) آمده باشد. مثالهایی:
بَختیاٚری:بختیاری
اَیاٚری:کمک
یاٚی:میای؟
پیاٚ:مرد
پایاٚر:جاودان، پایدار
چنین چیزی چنان کهن است که میان کهنسالان پاسدار زبان مادری، شاید به تقریب حدود پنجاه درصد آنان با چنین واکه ای آشنایی دارند و آن را به کار میبرند. در طایفه های آلجمالی، منجزی و باورساد آن را به وفور شنیده ام. نسل جوان مطلقا و جملگی از آن بی خبرند.
پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

واژه ی پخش شکل معربی از واژه ی کهن پیشکه است که پارسی باستان می باشد. این واژه به معنای پخش کردن در پارسی پهلوی به ریخت پیشک درآمد و دو فعل پیشکنیدن به معنای پخش کردن و پیشکستن به معنای پخش شدن از آن ساخته شد. اینک این دو واژه ی پهلوی که ریشه ای مستقیم به پارسی باستان دارند به همان صورت در لری بختیاری باقی مانده یعنی در لری بختیاری
...
[مشاهده متن کامل]

پیشکِنیدِٚن ( pishkeniden ) :پخش کردن
پیشکِهِٚستِن ( pishkehesten ) :پخش شدن
پیشکِنا ( pishkena ) :پخش کننده
پیشکِهٚا ( pishkeha ) :پخش شونده
پیشک ( pishk ) :پخش
گفته میشود. دیگر واژه ی همریشه و تقریبا مترادف با این واژه ی کهن واژه ی پِنگیرنیدِٚن و پِنگیرِهِٚستِن هستند که به ترتیب معنای منتشر کردن و منتشر شدن دارند.
لر:درفشدار اصالت

حروف ویژه در الفبای زبان لری بختیاری ( ۵ )
زبان لری بختیاری، زبانی با رگ و ریشه ای بزرگ و کهن که ساختار، دستور زبان، لهجه، کلمات و. . . در آن قدمتی باستانی به بزرگی زردکوه و قلل زاگرس دارد. یکی از این کهن بازمانده ها، حروفی خاص هستند که شکل آوایی آنها در واقع همان حروف پارسی باستان می باشد که در فارسی امروزی متروک، ولی در زبان لری بختیاری محفوظ مانده و باقی است. در قسمت های یک و دو و سه و چهار حروفی معرفی شد اینک ه میان تهی ( به لری ه بیٚجُوٚ ( bijow ) این واژه که از ابداعات بنده است و با حروف ویژه ای که در قسمت های گذشته توضیح دادیم، به معنی ه بی جان و تهی است. ) این حرف را اینگونه مینویسند ( هٚ )
...
[مشاهده متن کامل]

این واکه ی کهن پارسی فراموش شده تنها و تنها میان لرها است و بنده با اطمینان کامل و صراحتا اعلام میدارم که جز لرها کسی آن را پاس نداشته است. این واکه شباهت زیادی به ی بهداری ( یا ی مجهول ) که در قسمت پیشین گفتیم دارد. این واکه چیزی میان ه و مصوت قبل از آن است و بایستی آن را به صورت یک ه بسیار کمرنگ و بی جان و کم صدا تلفظ نمود. مثال هایی:
پُهٚل:پل
رَهٚد:رفت
گُهٚد:گفت
بیٚهَٚچ:به جز، الا
بَهٚچ:خشتک
کَهٚ:کاه
چَهٚ:چاه
کُهٚ:کوه
گَهٚ: زمان، گاه، وقت
مَهٚندِن:ماندن
تَهٚم:تو هم، مثلا تو هم بیا
یَهٚم :این هم، مثلا این هم از این
خَهٚرِستِن:خورده شدن
اِشکَهٚستِن:شکستن
وَهٚستِن:افتادن
پیشکِهِٚستِن:پخش شدن
تَوٚهِٚستِن:هضم شدن، ذوب شدن، اب شدن
در واقع تمامی افعالی که از قاعده ی مفعولی لری یعنی هِستِن پیروی میکنند ها میان تهی یا ه بیٚجُوٚ هستند که بایستی به شکل صحیح یعنی هِٚستِن نگاشته شود. متاسفانه نسل امروز به آن گند زده و آن را همان ه معمولی تلفظ میکنند ولی میان کهنسالان همچنان رایج است.
برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

لری بختیاری
کا، کای، کِی، جِنَو:اقا، جناب
این واژه ی کهن پارسی را جز لر ها چه کسی دیگری پاسداشته؟
وِنُو:بانو
کَیوِنُو:کدبانو
طنز تلخ
یه روز یه لره یه سنگی رو پرت می کنه میخوره تو سر فارسه. میاد پیش لره میگه چرا زدی منو؟لره گفت زدم که زدم نمی خواستم بخوره بت ولی حالا که خورد هم وابشخین!!
آره داداش ما لرا اینجوریم باید ما رو ببخشی وگرنه پوستت رو میکنیم!
...
[مشاهده متن کامل]

اخیرا این مطلب را دیدم از دسته جوانک های بی غیرت و بی رگ و ریشه که نسل ابرو بر لر و تمدن و انسانیت هستند. مطلب تهی از خنده و بی مفهومش به کنار، اما نکته ای در آن نهفته و بنده بد دیدم اگر به سادگی از کنار آن بگذرم و آن عبارت وابَشخین است.
این عبارت، نهایت گرمی و صمیمیت و صفا است که یک لر زبان بر زبان میراند. وقتی یک لرتبار، اشتباهی میکند، در واقع از ته دل پشیمان است که نابخردانه عملی مرتکب شده و با نهایت تاسف، میگوید وابَشخین، یعنی آنقدر شرمسارم که باید مرا ببخشید ازیرا که توجیهی ندارم. چنین عبارت ساده که نهایت گئوگری و صفا ی ذاتی لر های کهن را جلوه گر است، یک نَنَرنَما و پتیاره چرا به سخره میگیرد؟

لری بختیاری
مَپور:ناآرام، بی قرار، عدم آرامش داشتن
در این شعر کهن
زه گَپیت اِگوم، نیٚوَنُم مو شُتور
تو بَهنو، سی مَندِن پیایَل مَپور؟
ترجمه:از بزرگی تو میگویم و این اغراق و بزرگنمایی نیست، خدا یا تا وقتی که تو هستی چگونه مردم ناآرام و بی قرار مانده اند؟
...
[مشاهده متن کامل]

این واژه ی باستانی و کهن و البته مرکب، از دو جزء پیشوند لری منفی ساز مَه و بن فعل پورِستن یعنی پور تشکیل شده است. فعل پورِستن در لری بختیاری به معنای در آغوش کشیدن، چسبیدن می باشد. مثلا میگویند کُرِی هَم پیاکَه پورِست وه کار، یعنی آن مرد به کار چسبید یا میگویند پورِست کَشِ داکِس، یعنی به آغوش مادرش رفت. اما کاربرد دیگری که این فعل زیبا دارد، کسب کردن آرامش است. از آن رو که وقتی کسی فرد دیگری را در آغوش می گیرد و اینگونه آرامش و راحتی کسب میشود، این فعل با چنین معنا و مفهومی، در لری بختیاری کنایه از کسب آرامش و داشتن آسایش هم است. اکنون اگر پیشوند منفی ساز لری مَه به بن این فعل یعنی پور افزون گردد، معنای نارامی و بیقرار، پریشانی و. . . میدهد. اکثر واژگان لری، در تمامی شاخه ها و زبان ها و گویش ها، مرکب هستند و هرکدام چنین ساختار کهن و تنومندی را دارا می باشند. بُرویی وُر هیم زُوِ گَپ

لری بختیاری
دَنگ:اتفاق، حادثه، مشکل، مسئله، حیله، سیاست، فن
چند مثال:
کُر کُرِ لُر، لُر، لُرِ بختیاری
وُر مِنه هَر دَنگ اِکنه ایاری
ترجمه:
پسر فقط پسر لر و لر فقط لر بختیاری که در هر مشکل و اتفاقی ایاری ( سنتی لری ) میکند
...
[مشاهده متن کامل]

پَ یو چه دَنگیَه دِراری مِن دَۆ؟
پس این دیگه چه سیاست، حیله، فن، شگردی است که تو کار دراوردی؟
برویی زایار لر

وُر گِئو نازارُم B
درود، به راستی که خود این واژه را نشنیده ام و از کسی هم نورسیده ام. ولی در پارسی باستان واژه ی دی به معنای دیدن که البته شباهت تام به لری دارد، در اوستایی به صورت دیم آمده که دکتر ایرج وامقی، متنی مانوی که را ترجمه نموده این واژه را به دو معنی دیدن و چهره و صورت آورده است. در اشعار خاقانی نیز این واژه به چم صورت نیز مشهود است. همچنین واژه ی ری و دیم در لری ثلاث، لری همدانی و گویش لر های چگینی قزوین، به معنای رخ و چهره می باشد. در گویش خوانساری نیز دیم معنای صورت میدهد و چنانچه که خود فرمودید در مازنی و گیلکی هم کاربرد دارد. پس نتیجه میگیریم که این واژه از واژگان کهن پارسی بوده که در فارسی مطلقا متروک ولی در میان قبایل منجمله لرها باقی مانده است.
...
[مشاهده متن کامل]

برویی زایار لر

درود بر کاربر اکبری
ستینُم لری بختیاری زبانی است که چندین گویش و لهجه دارد و برخی کلمات در میان آنها تفاوت هایی نیز دارند.
در میان ما ( طایفه باورساد ) واژه ی پَلغار و پلگار به معنای قانون می باشد و این لفظ را یعنی پلگار را هم از برخی مردمان منجزی هربه کول و حومه شنیده ام. واژه ی بِپَلغار را که بنده نگاشتم در واقع باید به شکل بیٚ پلغار می نوشتم ازیرا که واژه ی بی در فارسی به معنای بدون در لری بختیاری به گونه ی دیگر تلفظ میشود در واقع در لری بیٚ ( ب با کسره کشیده ) با یای مجهول خوانده میشود.
...
[مشاهده متن کامل]

در خصوص دیگری آنکه ما دو واژه پلقنیده را داریم
اولی پِلغِنیدٚه است که به معنای برجسته و نمایان و آشکار می باشد. چنانچه که خود مثال هایی زدید. این واژه از فعل لری پِلغِنیدِٚن به معنای برجسته، نمایان، اشکار کردن می آید.
واژه ی دوم، پِلِغنیدٚه است که معنای بی نظم و قاعده میدهد یعنی این واژه هم معنی و مترادف همان بیٚ پَلغار است که بنده ذکر نمودم. البته به عقیده ی بنده میتوان مابین این دو واژه یعنی پِلِغنیدٚه و پَلغار ارتباط تنگاتنگی یافت. شاید پلغار از بن پِلِغنیدٚه است که از پسوند کهن پارسی ار ترکیب یافته است. به گمان بنده شاید پِلغ یا پَلغ بن فعل باشد معنای نظم و ترتیب میدهد و پسوند ار که فاعل ساز و هم کامل کننده فعل است باهم تلفیق شده اند و واژه ی پلغار به معنای قانون، قاعده، نظم، ترتیب، اصل و. . . را ایجاد کرده اند. در فارسی فراوان است، خرید، خریدار، ساختن، ساختار و. . .
البته از این باب مطمئن نیستم و صرفا مطلبی را گفتم که از روی تجربه و دانش مختصر خودم بود
برویی زایار لر

درود بر همتبار آن و دوستان و گئویَل عزیز
۱۵ تیر بنده در رشته ی تاریخ فارغ التحصیل خواهم شد. با مهر اهورامزدا، پس از ۴ سال و اندی، به داواری خویش، خطه ی پاک لرستان بازگشتم.
اکنون که در مبحث های تاریخی و زبانشناسی، موقعیت ممتاز و خوبی دارم و البته وقتی ازاد، محکم تر و با نیرویی دوچندان و با جدیت کامل به کار خویش ادامه خواهیم داد
...
[مشاهده متن کامل]

برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

پِلقِنده:بی نظم
پِلقِنیدِه : ور آمده
صفت ( تی پلقنیره ) به حالت چشم بیرون زده اشاره داره
بعد از زل زدن میگن ( تیام پلقست ) یعنی چشمام بیرون زد. یا کسی زل بزنه این رو بهش میگن
تِلقِست:له شد، بیرون ریخت
مثلا : تماته هاکَ تِلقِنی رِن:گوجه ها له شده ان
پایین نوشتید افعال دو دسته میشه[ بی قاعده ( به لری بختیاری:بِپَلغار]
اولین بار شنیدم
همیشه برام سوال بودریشه کلمه پلغنده ( بی نظم ) از کجاست ! متاسفانه چقدر از کلمات لری بختیاری از بین رفته
وارگه:محل اسکان، محل زندگی ، سکونت گاه
( نا ) در لری بختیاری به معنی گردن است.
ناوَندِه:گردنبند
بُن نایی: زیورآلات زیر ترنه یا زلف روی گردن
دینوم به نات :دینم به گردنت
موژگینیدن = فشار دادن
برخی موارد بعد از شستن استفاده میشه جهت خشک شدن مثلا
رختان بموژگن= لباسها را فشار بده ( برای اینکه آب از آن بریزد )
مشاهیر قوم لر
یکی از بزرگترین و محبوب ترین مشاهیر قوم لر، جناب میرنوروز است که اشعار و دیوان خود را با زبان زیبای لری نگاشته است. با توجه به اینکه در برخی از ابیات وی کلمات و واژگان کهن و فراموش شده موجود است و البته که برخی از سبک های موسیقی فراموش شده لری در اشعار آن بزرگمرد مشهود است، نقش بسزایی در احیای فرهنگ لرستان در باب موسیقی داشته است.
...
[مشاهده متن کامل]

برویی وُر هَم گَپ پیا

در پاسخ کوگ تاراز
بله این صفحه کتاب رو راجب بهبهان دارم.
بهان یا بهون به لری همان خانه یا چادرسیاه است.
فرهنگستان لری۲
لِردارِن: چرخاندن
پیشکی نیدن:پخش کردن
وَندن: پهن کردن، انداختن
وُرداشتن:جمع کردن
چِلیک نیدن:خورد کردن
چَینیدن:فشار دادن
زِ ویر رّهدن: فراموش کردن
پِرارنیدن: اشتباه کردن
هاشت کندن:جویدن
...
[مشاهده متن کامل]

توکیدن:چکیدن ( توکست:چکید )
درنگیدن:انجام دادن
وَرَایستن:آمدن
توپِستن: حمله کردن
چنستِن:گذر زمان
توفنیدن:درست کردن لبنیات
عَلال : درمان شدن
خوسیدن:خوابیدن
راونیدن:شکست دادن
زیرستن:پیروز شدن
بازیدن:شکست خوردن
بازیدن :رقصیدن

چِنه چِنه لری
( چیستان لری )
چِنه چِنه نَه دَس دٚاره و نه پا
چَۆ نه اِبره هَر کَش و جا:سَهدی
آن چیست که نه دست دارد و نه پا ولی خبر را همه و به همه کس میرساند؟جواب:نامه
بهبهان، شهری لرنشین با نامی لری
بهبهان، شهری کهن و تاریخی در قلب سرزمین لرستان کهن، تاریخچه ای نیک و بس کهن دارد و البته مردمان آن از همان دیرباز لرتبار بودند. پیش از بهبهان، نام این شهر در نبشته های پهلوی ارگان بوده که معرب آن در متون اسلامی ارجان است. اما نام امروزین آن چه معنایی دارد؟طبق گفته کتاب افضل التواریخ، نام این شهر، از دو واژه ی کهن پارسی به و بهان تشکیل یافته که اولی همان به و بهتر است. اما دومی در اصل همان بُهان است که در زبان لری بختیاری بُهُو که البته شکل لری شده ی آن است، به معنای سیاه چادر می باشد. و لفظ بهبهان به معنای بهترین سیاه چادر، که بر این شهر توسط لرها نامگذاری گردیده، تاریخچه ای دارد که در کتاب نام آورده شده آمده است و دوستان می توانند خود از آن کسب اطلاعات کنند. البته نکته ای که ضروری است بدان دقت شود، اینکه شاید احتمالات دیگری در تشکیل نام این شهر وجود داشته که نگارنده یا نمی دانسته یا نیاورده است.
...
[مشاهده متن کامل]

پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

اَنکank = یعنی
انک چ؟ =یعنی چه؟
به منظور کنایه هم استفاده میشه ، مثال:
اَنکِ قَلِوِه دووی :یعنی ( فکر می کنی ) خیلی بلدی ؟
کیکِه در لری بختیاری به معنای جیغ و شیون است.
کینیدَن/کیکه زیدن: جیغ زدن
زَنگل کینین: زن ها شیون کردند.
وَشقِه در لری بختیاری به معنای عطسه است
وَشقیدن: عطسه کردن
علی وَشقِست: علی عطسه کرد.
وشقه کنایه از شوم هم داره
سلام چند صفحه بسته بود میشه لینکی رو بزارید که واژگان قدیمی لری توش باشه یا سرچ کنم چه کلمه ای ؟اکثرا بسته هستند صفحات مرتبط به واژگان لری
چند واژه لری بختیاری که معانی یکسانی دارند:
بِتِکِنِس / بِجومنِس: تکونش بده
بِتینِس : تکان دادن برای تمیز شدن مثلا : زیر سفره ای رو بِتِین؛ یعنی تکونش بده تا خورده های غذا بریزه.
شَکنیدَن: تکان دادن و لرزاندن
لَقِس کردن: لرزاندن ، کنایه از رقصیدن زیاد
درود وُر هُم رَگُم ( همتبار )
از اینکه بنده را قابل و شایسته دانستید که چنین پرسشی از اینجانب نمایید بسیار سپاسگزارم
حقیقتا در این باره هیچ تحقیق میدانی و عملی در سطح گسترده و وسیع، توسط هیچ نهاد یا گروه پژوهشی صورت نگرفته بنا بر این نمی توان جواب قطعی و صددرصدی داد. اما طبق تحقیقات مختصر بنده و جناب مرادی و دیگر عزیزان زحمتکش، بایستی بگویم که حقیقتا جواب چنین پرسشی را نمیتوان داد. لری متشکل از ده ها لهجه و چندین زبان با صد ها لهجه ی مختلف و گوناگون است که اگر واژه ای مثلا در یک گویش منقرض گردیده در همان موقع در طایفه ی دیگری موجود است. مثلا واژه ی کهن کِلشیٚر به معنای خروس، با ساختار کهن و البته لری خود، در میان بختیاریان منقرض گشته و متروک شده ولی همچنان در میان لرهای بالاگریوه کاربرد دارد. به عقیده ی بنده آن دسته از طوایف و ایلات که در داواری و ولات خود یعنی مناطق کوهستانی زاگرس در لرستان بزرگ سکونت دارند و جلای وطن نکرده اند، گفتار اصیل تری را نیز دارا هستند. ازیرا که آنان نسل اندر نسل همان گفتار و آرمان های که از پدران خود دریافت کرده و درک نموده اند، به نسل بعدی یعنی فرزندان خود می آموزند و این زنجیره وار ادامه دارد تا اینکه نسلی به سویی روی آورد که در آن هنگام که خود را با شرایط محیطی همجوار خود، وفق میدهد و در آن بین خواه یا ناخواه پیشینه ی خود را نابود میکند.
...
[مشاهده متن کامل]

به عقیده ی بنده گفتار لرهای بالاگریوه، لرهای لک، لرهای لیراوی، لرهای چگنی، لرهای ممسنی و در میان بختیاری ها مردمان میوند، منجزی، الجمالی، باورساد، بیشتر طوایف دورکی
اصیل مانده و این چکیده ای از آگاهی های ناقص بنده بنا بر تحقیقات کوچک و ریز و مشاهدات عینی از بنده می باشد و امید است که اشتباهی رخ ندهد.
پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

درود بر شما کوگ تاراز میتوانید بگویید کدام شاخه از لری بیشتر اصیل مانده در حال حاضر از بقیه البته منظورم از اصیل لغات فارسی کمتری درونش باشد
لری بختیاری
مَزگ:مغز
این واژه جز معنای راستین خود، معنای و کاربرد های گوناگونی دارد.
مثلا میگویند دِرِ مَزگِس:یعنی بزن تو مخش، بزن تو قسمت بالایی
یا:اَوُ مَزگُم:یعنی اومد بالا سرم
این واژه ی کهن پارسی پهلوی است که در میان فارسی زبانان به صورت معرب مغز بهره گرفته میشود ولی در میان لرزبانان شکل پهلوی آن رایج است. البته نسل امروز هم به آن رحم نکرده، این واژه هم در حالت انقراض است شوربختانه
...
[مشاهده متن کامل]

لری بختیاری
لری بختیاری کهن:این، هین
لری بختیاری اشتباه:خین
لری بختیاری
اِلخا:احترام
اِلخا دار، اِلخائین:محترم
لری بختیاری
گِرد، گِردِواری:جمع و جور
درود وُر گِئو نازارُم
من دوستان زیادی از عزیزان بختیاروند دارم بسیار آنان در طوایف منجزی، الجمالی و. . . هستند. اکثر مردمان طوایف بهداروند بیشتر در داواری ( سرزمین مادری ) خود یعنی خوزستان و بختیاری مانده اند و البته شخصا گفتار آنان را دیده ام که البته کهنسالان آنان بسیار خوب و عالی زبان خود را پاس داشته اند.
...
[مشاهده متن کامل]

در خصوص مورد آخری که فرمودید نکته ای نیک گفتید و صد وای بر لر های که بر عنصر پارسی بودن خویش بیشتر پافشاری می کنند تا بر عنصر وجودی و نژاد مادری خود و اینها همه به خاطر این است که قوم لر در مبحث رسانه بسیار ضعیف عمل کرده است. مثلا میشد همانند کردها، رسانه های لرستان و خوزستان و بختیاری و کهگیلویه و. . . به زبان لری در رسانه ملی صحبت میکردند و هزاران مورد دیگر. . .
اگر بتوان فرهنگ را گسترش داد و ذهن ها را تربیت نمود، مشکلات اینگونه حل خواهند شد ولی دست ما کوتاه است. حقیقتا بنده از اینکه در چند جای دیگر به سینه کوفتم تا بلکه کسانی را آگاه سازم، دلزده و خسته و کلا در این باب نامید شدم و البته الان نیز نمیدانم که آیا واقعا همین فعالیت من در این برنامه تاثیر خاصی دارد یا نه و فعالیت در اینجا را صرفا جهت دینی که نسبت به آقای مرادی به گردن دارم و صرفا برای پر کردن اوقات فراغت انجام میدهم. مثلا جناب رستمی بابادی که سال های زیادی را در تلاش بوده تا دایره لغتی جمع آوری کند، کتاب خود را منتشر نمود و در همین برنامه صفحه بختیاریکا را بازگشایی نمودند، ولی چند تن از این موضوع آگاه هستند؟اصلا جوانان بختیاری این موضوع را درک میکنند؟اصلا اهمیت میدهند؟
به امید روزهای بهتر و روشن. . .

اشترانکوه از بزرگ ترین قلل ایران در لرستانات است. این واژه در لهجه ی زبان بختیاری شُتورکو ( shoturko ) است. البته این را جناب مرادی برای من گفت که خود از مردمان کهنسال دیار الیگودرز و ازنا شنیده و بنده چنین لفظی را نشنیده ام، اما اگر در کلمه دقت کنیم معنایی نهفته است. شُتور در لری بختیاری کهن، به معنای اغراق و لاف زنی می باشد و البته معنای بزرگ هم میدهد. مثلا میگویند کُرِی هُوِس شُتوره:یعنی خونه اش بزرگه ( البته گفته شود که این از واژگان منسوخ شده و بسیار قدیمی است و مطلقا نسل جدید و شهری، اصلا چنین چیزی را نشنیده اند ولی دیگر دوستان چون جناب رستمی بابادی که در همین برنامه واژه نامه بختیاریکا را ابداع کرده، در جستار شتور اگر بروید، نیز اشاره ای کرده اند. این واژه معانی مختلفی دارد که در جمله معنا میدهد و ما توانستیم همین معانی یعنی لافزنی و اغراق، و بزرگ را بیابیم ) و واژه کُهkoh در لری بختیاری یعنی کوه که شُتورکو بر روی هم رفته معنای کوه بزرگ و گسترده میدهد. مطلقا این واژه هیچ ربطی به شتر ندارد. واژه ی کهن ایلامی ishturaku در زبان انگلیسی straight به معنای مستقیم معنا شده که خود این واژه انگلیسی از ریشه ژرمنیstrakkoبه معنای گسترده است و با واژه آلبانیاییshtriqem به همین معنا ریشه مشترک دارد. ریشه ی واژه ی ایرانی گسترده هم از ریشه ی هندو اروپاییstaranahtiمیباشد. همه ی این واژگان از ریشه کلمه هندواروپایی streh به معنای گسترش دادن، وسیع بودن هستند. نام یک توده کوه در شرق بالکان همstrandzha است که از همین ریشه بوده و باstran ( ( دامنه کوه ) ) در زبان چکی و strana ( ( کشور، سرزمین ) ) در زبان روسی مرتبط است و در واقع از یک ریشه می باشند. خاصه آنکه اشترانکوه کنونی در کتیبه ای هخامنشی سْتِروکوstruku و در کتیبه ای ساسانی که اشاره به شهر کهن خایدالو و ساختن شاپور خواست بر روی آن دارد از کوهی به نام ایشتَرکو به معنای کوه گسترده و پهن نام برده شده است. با توجه به این استنادات تاریخی و ریشه ی جالب و غیر انکار کلمات، اشترانکوه کنونی همان شتورکو در لهجه ی زبان های لری می باشد و معنای آن کوه گسترده و پهن است که با جغرافیای آن قابل تطبیق صد در صدی است و نام حالیه ی آن به چم اشترانکوه مطلقا بی ریشه و اساس و بی معنی میباشد. دوستان و گِئویَل، ببینید، این فقط بررسی مختصر و یک ریشه یابی کوتاه و اجمالی بود که فقط در نام یکی از کوه های سرزمین لرستان بزرگ انجام شده که ریشه ی غنی و کهن آن آشکار گردید. اکنون فکرش را بکنید که اگر تحقیق های همه جانبه و گسترده و دامنه دار در افسانه های بومی، فرهنگ و سنن و. . . این کهن دیار اجرا شود جهانی از شگفتی ها جهان را به لرزه در خواهد آورد! و این دروغ نیست.
...
[مشاهده متن کامل]

پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

درود بر کاربر پین
چنین چیزی ارزوی ما می باشد. شاید افرادی بگویند که زبان لکی ثبت گردیده اما زبان لکی ثبت شده نه لری لکی!و این بحثی است که اخیرا باز شده جهت تفرقه افکنی میان ایلات قوم لر که متاسفانه موفقیت آمیز بوده هرچند که ما تا آخرین لحظه مقاومت میکنیم. زبان لری همانطور که ما در جستار زبان لری در همین سایت تحت سه عنوان به نام زنجیره زبان های لری اشاره نمودیم، قابلیت نه تنها ثبت ملی بلکه جهانی را دارد و این بایستی بدست خودمان انجام شود. بنده به عنوان یک لر بختیاری که زبان مادری خویش را از بر هستم، بسیار کم از لری شمالی یا جنوبی آگاهی دارم. برای چنین کار بزرگی همت بزرگی نیز خواهان است که متاسفانه جوانان امروزی لر فاقد آن هستند و غیرت لری و بیداری و هوشیاری قومیتی در آنان مرده و خفه است. افسانه کهن و عیلامی تمتی را بخوانید. امروزه لرها به اسطوره ای چون تمتی تحت عنوان الگو و رهبر احتیاج دارند تا آنان را از دیو نادانی و تاریکی جهل برهاند.
...
[مشاهده متن کامل]

به امید آنروز.

طوایف ریشه دار بختیاری:مردمان شجره نامه دار
مردمان بختیاری، از کهن ساکنین ایران زمین هستند. این موضوع را نوع پوشش، اداب، فرهنگ، سنت، زبان، چهره و دیگر خصوصیاتشان تایید میکند. یکی از نکات جالب در میان آنان بحث شجره نامه است. در تمامی طوایف لرهای بختیاری، شجره نامه معمول است. مثلا فردی که امروز دارد زندگی میکند حداقل از جد بزرگ خود متعلق به سیصد تا چهارصد سال پیش اطلاع و آگاهی دارد و این کمترین محاسبه ی تقریبی است. در برخی از طوایف شجره نامه ها به عهد ساسانی و در برخی به کیانی و حتی پیشدادی می رسد و اینها اتفاقی و ساختگی نیستند. چون هم با واقعیات تطابق دارند، هم کهن و تاریخی هستند، هم نسل اندر نسل گشته اند تا به نسل جدید برسد و هم در آنان نام های لری و پارسی و استفاده از پسوند لری وند دیده میشود. اگر قرار بود که این انتصاب ها و این بدعت در شجره نامه و رگ و ریشه ی پدری ساختگی، جعلی و تازه باشد، لرهای بختیاری نیز مانند دیگر مردمان ایرانی، شجره نامه ی قلابی سیدی برای خود ایجاد می نمودند. زیرا که در عهود گذشته مردم به سان امروز نبودند. همه با خود میگفتند که کسی از فرزندان محمد یا علی باشد افتخار بزرگی است مانند صفویه که همواره خود را از اولاد علی میخواندند اما هرگز چنین نبود. لرهای بختیاری چنین نکردند و دست به جعلیات و دروغزنی نزدند. انان چیزی را که داشتند نگاه داشتند و به نسل جدید انتقال و انتشار دادند. چنین چیزی شاید برای ما بختیاریان بسیار عجیب نباشد و یک پدیده ی معمولی جلوه میکند اما برای دیگران چه؟ آیا همه اینگونه اند؟ از فارس تهرانی بپرسید پدربزرگ پدربزرگت چه نام داشته میداند؟
...
[مشاهده متن کامل]

البته ما قصد بی احترامی و کینه جویی با دیگر مردمان را نداریم فقط بحثی را مطرح کردیم که لرها در آن ممتاز و منحصر به فرد هستند
هی برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

لری بختیاری
بَهردِرار:وکیل
این واژه ی کهن و مرکب و زیبای لری بختیاری از دو جزء بَهر به معنای سهم و دِرار به معنای دراورنده تشکیل یافته که بر روی هم رفته معنای کسیکه حق کسی را میگیرد میدهد. این واژه کهن است و از ابداعات بنده نمیباشد
برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر
لری بختیاری
اَشک:عشق
اَشکین، دِلرَهدَٚه، چَینیده:عاشق
مول:معشوق
کهن واژه ی اشک که امروزه دیگر در لری بختیاری معمول نیست و منسوخ شده، بسیار بزرگ و رگ و ریشه ای باستانی دارد. در پهلوی ساسانی ایشکا به معنای عشق می باشد که به عربی رفته و به ریخت عشق در آمده و امروز در فارسی به صورت معرب کاربرد دارد ولی لرهای بختیاری در گذشته از واژه ی اَشک که مشتق از ایشکا می باشد و در واقع ریخت لری شده ی آن است، بهره می بردند. اما چه فایده!که امروزه متروک گردیده و کسی آن را به یاد ندارد. میتوان آن را احیا کرد ولی در کنار آن واژگان زیبای دلرهده و چینیده لری هم هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

هی برویی زُوِ گپ ایما

حروف ویژه در الفبای زبان لری بختیاری ( ۴ )
زبان لری بختیاری، زبانی با رگ و ریشه ای بزرگ و کهن که ساختار، دستور زبان، لهجه، کلمات و. . . در آن قدمتی باستانی به بزرگی زردکوه و قلل زاگرس دارد. یکی از این کهن بازمانده ها، حروفی خاص هستند که شکل آوایی آنها در واقع همان حروف پارسی باستان می باشد که در فارسی امروزی متروک، ولی در زبان لری بختیاری محفوظ مانده و باقی است.
...
[مشاهده متن کامل]

در قسمت های یک و دو و سه حروفی معرفی شد اینک یای مجهول ( ی بِهداری، این واژه از ابداعات بنده است. زیرا در لری بختیاری بِهدار یعنی مخفی و پنهان )
این کهن واکه که زمانی گستردگی فراوانی در فارسی داشت امروزه متروک شده ولی در لری همچنان باقیست. یاء مجهول در بسیاری از زبان ها ازجمله فارسی وجود دارد. یای مجهول چیزی میان �ـِ� و �ـی� است و در واقع شکل کشیده ای از زیر ( کسره ) است. این واج بیشتر با یک الف مدّی کوتاه در بالای �ی� نشان داده شده است. در انگلیسی به صورت ē و در فارسی ێ می باشد. مثال های در لری بختیاری
کِلشێر:خروس
شێر:شیر حیوان، اگر شیر با تلفظ معمولی گفته شود معنای شیر خوراکی میدهد
دێر:دیر، اگر دیر با تلفظ معمولی گفته شود معنای دور میدهد
وِگێر:بگیر
تێر:تیر
چێل:دهان، پوز
زێر:زیر
زێرِچێل: زیربغل
هێل:گذاشتن مثلا بِهلێس یعنی بزارش
پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

لری بختیاری
دُهُۆ، لَم، دَرَە:پایین
رُ، وارُ:بالا
لری شمالی:دِما:پایین
لری جنوبی:دومِن:پایین
شعری کهن به لری بختیاری که واژه ی کهن دُهُو در آن به کار رفته شده ( از کهنسالان روستای گردو و هربه کول ) :
...
[مشاهده متن کامل]

تیلتَرَل جَنگ کُنِن دَۆگَهِ دُهُۆی
داکُمَی تو کِل وَکِش نَروم زە زوۆی
فارسی:
جوانان جنگ میکنند در میدان رزمی که پایین است.
مادرم، تو کل بزن که من از زانو نرم ( این اصطلاحی در لری بختیاری می باشد که کنایه از این است که مقاومت کنم و تسلیم نشوم. مثلا زه زووی رهد:یعنی تسلیم شد. )
هی برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

خُندُنِمِشت لری بختیوری ( ۳ ) وِژدَوَل
دستور زبان لری بختیاری ( ۳ ) افعال
افعال در لری بختیاری به دو دسته کلی تقسیم میشوند۱. باقاعده ( به لری بختیاری:پَلغارین ) ۲. بی قاعده ( به لری بختیاری:بِپَلغار )
...
[مشاهده متن کامل]

در قسمت ۲ به طریقه ی ساخت فاعل در افعال لری بختیاری صحبت شد. اینک روش ساخت مفعول:
تعریف مفعول در واقع یعنی کاری که بر رویش انجام شده است. با توجه به این تعریف ابتدا باید شکل فعل را در لری بختیاری درست انتخاب کنیم. برای ایجاد مفعول در زبان لری بختیاری:بن فعل افعال مختوم به هِستن لری پسوند فاعل ساز ا، مثال
روِمِهِستِن:خراب شدن
روما:خراب شونده
فینگِهِستِن:دزدیده شدن
فینگِها:دزدی شونده مثلا کُرِی مو یَه چی دٚارُم خه فینگِها هِدٚ اَر بِنُمِس وه دَر زه هُوَه وُریانِنِس:
ای پسر ( البته اشاره شود که کُرِی معنای دقیق ای پسر را نمی دهد. تقریبا میتوان گفت معادل همان بابا در فارسی است. مثلا کُرِی رَو دی، در فارسی:بابا برو دیگه و. . . ) من یک چیزی دارم که دزدیده شونده ( قابل دزدی، با ارزش ) است و اگر به بیرون از خانه بزارمش میبرنش.
خَهرِستِن:خورده شدن
خَهرا:خوردنی، خورده شونده
مثلا:اَۆِس خَهرا هِدٚ:یعنی آبش خوردنی است. پسوند ا همانطور که اشاره گردید ممکن است نیای ساسانی داشته باشد که در لری هم برای ساخت فاعل و هم مفعول کاربرد دارد. این پسوند در افعال مختوم به نیدِن فاعل و در هِستن مفعول است.
دستور زبان لری بختیاری بسیار بزرگ و کمی پیچیده می باشد و ما نیز آنقدر متاسفانه فرصت جمع آوری و انتشار را نداریم و اینها خلاصه و چکیده ای از تحقیق های مختصر اینجانب و برخی دوستان می باشد. لذا از شما عزیزان پوزش میخواهیم و امیدواریم که از این مطالب استفاده کنید و مفید بوده باشد.
هی برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

لری بختیاری
پِرُپا، دات، پَلغار:قانون، قاعده، اصل
درود بر گئوی ستینُم
بله کلمات فوق را بنده با استفاده از کلمات در دسترس، توجه به ساختار زبانی لری بختیاری و خلاقیت، ابداع نمودم به جز واژه ی دَوکُنا که واقعا بوده و از ابداعات ما نمیباشد. هدف من از انتشار این پیام این بود که در لری تقریبا 80تا نود درصد کلمات غنی و بومی هستند و برای دیگر کلمات امکان بومی سازی و ایجاد معادل مطابق با دستور زبان و قوانین زبانی لری وجود دارد و این از امتیازاتی هست که زبانی را بر سایر ممتاز میکند.
...
[مشاهده متن کامل]

هی برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

سلام اگر امکان داره خب لری رو ثبت ملی کنید اینطوری اگر کلماتش و افعال ثبت بشن امکان فراموشی همیشگی کمتر است
خیلی ها گمان میکنند که زبان لری مخصوصا لری بختیاری، زبانی منزوی و فاقد کلمات کلیدی و همچنین محدود به کلمات درون ایلی می باشد. یعنی اینکه زبان لری بختیاری، معادلی برای واژگانی چون دفاع، مدافع، وکیل، تبدیل، تغییر، فعل، فاعل، ضمیر و. . . ندارد. اما هرگز چنین نیست!
...
[مشاهده متن کامل]

زبان ما زبانی بسی کهن و بزرگ است و تنوع کلمات و حیطه ی گستردگی آن بسا به دریای بیکران میماند.
لری بختیاری
وِژدَۆ:فعل، متشکل از وِژ:کلام، واژه دَۆ:کار، این واژه بر روی هم رفته معنای کارواژه میدهد که کنایه از فعل است
وِژدَۆَل:افعال، متشکل از وِژدَۆ:فعل نشانه جمع اَل
دَۆریس: مفعول، متشکل از دَۆ:کار ریس: روی اش، این واژه بر روی هم رفته معنای کار بر روی اش میدهد که کنایه از مفعول می باشد
دَۆکُنا:فاعل، کننده، متشکل از دَۆ:کار کُنا:کننده، این واژه بر روی هم رفته معنای کار کننده می دهد که کنایه از فاعل یا کننده است
نِمِ کُنا، نِوِکُنا:ضمیر، متشکل از نِم یا نِو:نام، اسم کُنا:کننده، فاعل، این واژه بر روی هم رفته معنای نام کننده می دهد که کنایه از ضمیر می باشد.
هی برویی لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

خُندُنِمِشتِ لری بَختیوری ( 2 ) ، وِژدَوَٚل
دستور زبان لری بختیاری ( 2 ) ، افعال
افعال در لری بختیاری به دو دسته کلی تقسیم میشوند۱. باقاعده ( به لری بختیاری:پَلغارین ) ۲. بی قاعده ( به لری بختیاری:بِپَلغار )
...
[مشاهده متن کامل]

در قسمت 1 به افعال باقاعده اشاره گردید. اینک طریقه ساخت فاعل و مفعول در آن
بن فعل پسوند فاعل ساز ا مثال
اَشنیدِٚن:شنیدن
اَشن ا:اَشنا:شنوا، شنونده
رومنیدِٚن :نابود نمودن
رومنا:نابود کننده، نابود گر
پُلُفنیدِٚن:تخریب، خرابکاری
پُلُفنا:مخرب، خراب کار
این پسوند کهن لری، در واقع به گمانم که احتمال دارد از پیوند پهلوی ساسانی اک گرفته شده باشد. این پسوند فاعل ساز، تک و توکی در فارسی نیز قابل رویت است مانند دانستن، داناو

به کاربر پین
ستینُم حقیقتا بنده خود شخصا چیزی را که شما میگویید نشنیده ام ولی جای تحقیق دارد. علت اینکه من بختیاری را بختیوری می نویسم حرف ویژه ای از الفبای زبان لری بختیاری می باشد که در این باره توضیح کامل تری خواهیم داد
پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر
کَوگ تاراز درود بر شما ولی فکرمیکنم کلمه ی بخدِیاری درسته چون قدیمی ها ( تاته ، دالو ) به جای بختیاری میگفتن بخدیاری
پروژه رباییدن پوشش از جنوب و شمال
باز هم مطلبی تلخ که جان در کالبد را می سوزاند. قشقایی های مهاجر و ترک تبار در جنوب لرستانات که به عنوان مهاجر در قرون اخیر مستقر گردیده اند نه تنها سرزمین های جنوبی و مرکزی لرستان بزرگ را از خود میدانند بلکه ادعای مالکیت بر پوشش اصیل لری دارند. در شمال نیز اکراد گلونی لرهای شمالی را غارت نمودند و ادعای مالکیت بر آن را دارند در حالی تا ۳۰سال پیش اصلا از وجود گلونی لر ها آگاهی نداشتند!!
...
[مشاهده متن کامل]

گلونی، شالی مشترک میان تمامی لرهای لرستانات، از کهن بازماندگان باستانی و متعلق به عهد کاسی ها می باشد که در میان لرها متداول است. کرد ها به دلیل فقر فرهنگی و پوشش، ان را از ما دزدیدند و ابتدا میگفتند پوشش مشترک و اکنون میگویند متعلق به تاریخ جعلی کرد!!در حالی که نمی دانند تا همین ۲۰سال پیش یاشماق ترکی داشتند!
به جستار گلونی بروید.
پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر

لری بختیاری
خُندُنِمِشت:دستور زبان
خُند:خواند
نِمِشت:نوشت
این واژه ی مرکب لری در معنی جزییاتی در فارسی یعنی خواندن و نوشتن که در لری کنایه از دستور زبان می باشد
خُندُنِمِشتِ لری بَختیوری ( ۱ ) ، وِژدَوَٚل
دستور زبان لری بختیاری ( ۱ ) ، افعال
افعال در لری بختیاری به دو دسته کلی تقسیم میشوند۱. باقاعده ( به لری بختیاری:پَلغارین ) ۲. بی قاعده ( به لری بختیاری:بِپَلغار )
...
[مشاهده متن کامل]

۱. افعال با قاعده در لری بختیاری افعالی هستند که از قاعده ی کلی نیدِٚن و هِستن پیروی میکنند. این افعال صرف و نحو، شکل مفتولی و طریقه ی ساخت فاعل آن و. . . از یک قاعده ی کلی اطاعت کرده و آشکار می باشند. این افعال و طریقه ی ساختار آنها تماما ( تاکید میکنیم که تماما ) باماندگانی از پارسی پهلوی ساسانی می باشند که در فارسی امروزه به ندرت ولی در لری چون قطرات باران فراوان و بی نهایت هستند. مثلا در لری
اَشنیدِٚن:شنیدن
تِردِنیدِٚن: سوزاندن
تِردِهِستِن:سوختن
فینگِنیدِٚن:دزدیدن
فینگِهِستِن:دزدیده شدن
مِتنیدِٚن:مکیدن
مِتِهِستِن:مکیده شدن
و. . . .
نیدِٚن در واقع شکل فاعلی واژه ( کردن ) است و هِستِن شکل مفعولی ( شدن ) می باشد
پایار بو لرسو گپ و ستین

لری بختیاری
وِلَه یا وِلِه:پسوند تاکیدی اً مثلا
تَیار:تمام، کامل
تَیاروِلَه:تماما
حروف ویژه در الفبای زبان لری بختیاری ( ۳ )
زبان لری بختیاری، زبانی با رگ و ریشه ای بزرگ و کهن که ساختار، دستور زبان، لهجه، کلمات و. . . در آن قدمتی باستانی به بزرگی زردکوه و قلل زاگرس دارد. یکی از این کهن بازمانده ها، حروفی خاص هستند که شکل آوایی آنها در واقع همان حروف پارسی باستان می باشد که در فارسی امروزی متروک، ولی در زبان لری بختیاری محفوظ مانده و باقی است.
...
[مشاهده متن کامل]

در قسمت های ۱ و ۲ در فرهنگستان لری، حروفی معرفی شد. اینک حرف دٚ که لاتین آن dhاست و به آن ذال معجم نیز میگویند:
آنان که به پارسی سخن می رانند
در معرض دال، ذال را ننشانند
ماقبل وی از یا ساکن بود
دال است و وگرنه ذال معجم خوانند
یا در جای دیگر:
در زبان فارسی فرق میان دال و ذال
با تو گویم زانکه نزدیک افاضل مبهم است
پیش از و در لفظ مفردگر صحیح ساکن است
دال باشد ورنه باقی جمله ذال معجم است
ذال معجم که ذ نیز نوشته میشود، از واکه های کهن و باستانی پارسی می باشد. این واکه اوستایی است و در زبان پارسی عهد هخامنشی تا ساسانی و قرون اولیه ی اسلام معمول بوده در میان تمامی اقوام و مردمان ایرانی، امروزه متروک و مبهم گردیده ولی در میان لرها متداول بوده بلکه از تنها میراث داران آن می باشند. در فارسی نیز کلماتی هست که آن را دارا باشند مانند موبذ و. . . که در فارسی دال خوانده میشود و این اشتباه است. هنگامی که د پس و پیش از مصوت های a و aٚ ( فتحه ) و پس از مصوت هایu, o, I, e, yبیاید، دٚ ( ذال معجم ) تلفظ میشود. طریقه ی تلفظ آن بدین صورت است که قسمت زیرین نوک زبان با دندان های پیشین فک مماس شده اما با دندان های پیشین فک بالا تماس کمی داشته باشد. نمونه های آن در لری بختیاری
رَهدٚ ( rahdh ) :رفت
گُهدٚ ( gohdh ) :گفت
دَٚدٚا ( dhadha ) :ده تا
کَشیدٚ ( kashidh ) :کشید
رَسید ( rasidh ) :رسید
اَشنیدٚ ( ashnidh ) :شنید
و. . .
در واقع تمام افعال لری بختیاری که به نیدِٚن ختم میشوند، این حرف در آنان مشهود می باشد. متاسفانه نسل امروز از وجود چنین چیزی اصلا آگاه نیستند و آن بدلیل مجاورت با فارسی زبانان است اما میان بزرگ تر ها معمول می باشد.
برویی لرسو گپ و ستین

سَروارَه، سنتی نیک و کهن
در میان لرهای بختیاری سنتی نیک وجود دارد که از روزگاران کهن، از طوفان های شن های روزگار جان سالم بدر برده و امروزه به ما رسیده است.
این سنت در دو زمان برگزار میشود. 1. هنگامی که فردی شدیداً به پول و مایحتاج زندگی نیازمند است و مشکلات مالی دارد
...
[مشاهده متن کامل]

2. زمانی که فردی فوت میشود.
در این زمان مرد های همان طایفه یا طوایف دیگر دور هم جمع میشوند و هر یک به وسع خود کمک مالی میکند. در گذشته هم به صورت نقدی و جنسی مانند گوسفند و میش و. . . پرداخت می شد ولی امروزه به صورت نقدی می باشد. این سنت کهن و زیبا امروزه درحال فراموشی است برخی طوایف به کلی میانشان این سنت منسوخ شده است.
پایار بو لرسو گپ و ستین

متاسفانه صفحه نخست این فرهنگستان با بی پدری اشخاصی مسدود گردیده
لذا ما در این صفحه دوم فعالیت را نیرومندانه و پیروزمندانه ادامه خواهیم داد ولو به 10یا 20هم برسد
پایار بو لرسو گپ و ستین
وه دیندا رَسه زِئِشت دِشمِن لر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٧٣)