پیشنهاد‌های یاس اکبریبابادی (٤٨)

بازدید
٥٦
تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیت ( pit ) = پیچ پیتنادن= پیچاندن ، دَوَران ( زبان لری )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پین در لری مصدر ( اندازه گرفتن ) است پینیدن/پینادن: اندازه گرفتن بر اساس یک واحد مثلا برنجان پینیم:یعنی برنجها رو اندازه تعداد مهمان آماده کردم. ب ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

خسیل : علف نرم وسبز لری گویش جنوبی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تی:چشم مثال ( تی به رَه : چشم به راه، منتظر ) تَی: پیش ، کنار مثال ( علی تَی احمده:علی پیش احمده ) گویش بختیاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تِلِیش=برش بلند، بریدگی تِلیشِست: بریده شد ، شکافت تلیش تلیش=برش های زیاد. پاره کردن و بریدن. ( هم معنای شرحه شرحه فارسی. ) تلیشِسِه= سراسرپاره ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تَل=تلخ تُل=سگ کوتاه تَل=شاخه ( تَل دار :شاخه درخت ) تِل= گیره ی کمانی سر تُل، تُر=غل خوردن ( سیو تُر خرد وست:سیب غل خورد افتاد. تِلِ= شکمِ بزرگ ( ...

پیشنهاد
١

پِلقِنده:بی نظم پِلقِنیدِه : ور آمده صفت ( تی پلقنیره ) به حالت چشم بیرون زده اشاره داره بعد از زل زدن میگن ( تیام پلقست ) یعنی چشمام بیرون زد. یا ...

پیشنهاد
٠

پایین نوشتید افعال دو دسته میشه[ بی قاعده ( به لری بختیاری:بِپَلغار] اولین بار شنیدم همیشه برام سوال بودریشه کلمه پلغنده ( بی نظم ) از کجاست ! متاس ...

پیشنهاد
١

وارگه:محل اسکان، محل زندگی ، سکونت گاه

پیشنهاد
٠

( نا ) در لری بختیاری به معنی گردن است. ناوَندِه:گردنبند بُن نایی: زیورآلات زیر ترنه یا زلف روی گردن دینوم به نات :دینم به گردنت

پیشنهاد
١

موژگینیدن = فشار دادن برخی موارد بعد از شستن استفاده میشه جهت خشک شدن مثلا رختان بموژگن= لباسها را فشار بده ( برای اینکه آب از آن بریزد )

پیشنهاد
٣

در پاسخ کوگ تاراز بله این صفحه کتاب رو راجب بهبهان دارم. بهان یا بهون به لری همان خانه یا چادرسیاه است.

پیشنهاد
١

لِردارِن: چرخاندن پیشکی نیدن:پخش کردن وَندن: پهن کردن، انداختن وُرداشتن:جمع کردن چِلیک نیدن:خورد کردن چَینیدن:فشار دادن زِ ویر رّهدن: فراموش کرد ...

پیشنهاد
١

اَنکank = یعنی انک چ؟ =یعنی چه؟ به منظور کنایه هم استفاده میشه ، مثال: اَنکِ قَلِوِه دووی :یعنی ( فکر می کنی ) خیلی بلدی ؟

پیشنهاد
٢

کیکِه در لری بختیاری به معنای جیغ و شیون است. کینیدَن/کیکه زیدن: جیغ زدن زَنگل کینین: زن ها شیون کردند.

پیشنهاد
٢

وَشقِه در لری بختیاری به معنای عطسه است وَشقیدن: عطسه کردن علی وَشقِست: علی عطسه کرد. وشقه کنایه از شوم هم داره

پیشنهاد
١

سلام چند صفحه بسته بود میشه لینکی رو بزارید که واژگان قدیمی لری توش باشه یا سرچ کنم چه کلمه ای ؟اکثرا بسته هستند صفحات مرتبط به واژگان لری

پیشنهاد
٢

چند واژه لری بختیاری که معانی یکسانی دارند: بِتِکِنِس / بِجومنِس: تکونش بده بِتینِس : تکان دادن برای تمیز شدن مثلا : زیر سفره ای رو بِتِین؛ یعنی ت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در لری بختیاری = جومِست: تکون خورد ، پرید بِجُومنِس:تکونش بده جونیمِس:تکونش دادم بیشتر برای گهواره کاربرد داره ، مثال : تَهرِه کُره بِجومن : گهوار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی لینک صفحه آبادیس نداره که واژه لری بگم یه صفحه دیگه که همه میفرستادن و تبادل نظر میکردن قفل هست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در لری بختیاری = جومِست: تکون خورد ، پرید بِجُومنِس:تکونش بده جونیمِس:تکونش دادم بیشتر برای گهواره کاربرد داره ، مثال : تَهرِه کُره بِجومن : گهوار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جو گرفتگی در لری بختیاری ویژ گریس: جو گرفتش

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه لری بختیاری به معنی ( مقدار خیلی کم ) یه نِقاطِرِه غذا راست کرد: یه ذره غذا درست کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قَلِوِه: ( زیاد ) قَلِوِه میوه استیدی: خیلی میوه خریدی. لری بختیاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اَنکank = یعنی انک چ؟ =یعنی چه؟ به منظور کنایه هم استفاده میشه ، مثال: اَنکِ قَلِوِه دووی :یعنی ( فکر می کنی ) خیلی بلدی ؟ واژه لری بختیاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در لری معنی سُبا یعنی ( فردا ) ب بصورت ( و ) تلفظ میشود 👈سُوا پـ َ سُوا= پس فردا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه توک Tok در لری بختیاری به معنی قطره یا مقدار خیلی کم است. یه توک او: یک قطره آب. یه توک پا بیو: یک لحظه کوتاه بیا. توکست:چکید

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خَست=اُستخوان پا هَست یا در گویش بعضی بختیاری ها خَست.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کَمر:کَد واژه لری ( البته در برقی نقاط د ، ر تلفظ میشود )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کُلمات:گردن واژه لری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

�چـِل� در لری بختیاری به معنای فاصله بین کتف تا بازو است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شـُوsho =شانه ، چوپان شـَو : شب

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

اوره هی avrehi : ترس اورهیم ر َه:ترسیدم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کُپ: لیوان شیشه ای کَپ :دهان در لری بختیاری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

مـَـنی:انگار ، انگاشتن ، فکر ار مـَـنوم:فکر کنم ، معنای حقیقی ( به نظر من ) ، ( اگر فکر من باشد ) مـَـنستی: تو فکر میکنی که. . . زبان لری بختیاری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گـــَم: گاز سیو گـــَمزیده:سیب گاز زده واژه لری بختیاری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوفـِه:در زبان لری به سرفه می گویند. سرفه کردن: کوفنیدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه کاکل در زبان لری به معنی �دندان� می باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسم برخی حیوانات به زبان لری ( چندین گویش ) پَرپَروشک: پروانه مروژ، میریژَه: مورچه رمیز : موریانه تِرکَه : راسو تورَه : شغال گُنج: زنبور بیگ:بز ک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بریزَه:در زبان لری به معنای ( آدامس )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کلو ( Kalow ) در لری یعنی مجنون، کسی که از شدت عشق به جنون رسیده. لیوه:دیوانه کلو:مجنون

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( چورو ) در زبان لری به فرد ⟨شلخته⟩ گفته میشود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پای در لری یعنی ( همه، کامل ) پایسو رهن: همه شون رفتن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در لری بختیاری لهر ( Leher ) :طمع کار لهر ( Lohr ) :برهنه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسپید در زبان لری به رنگ سفید گفته میشود که در واقع ( اسپی ) تلفظ میشود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تپیدن: در لری به معنای قایم شدن تپ تپ گروسک:قایم باشک ( گروسک از گریستن یا فرار کردن میاد ) تپ:مصدر و بتپ فعل امر = قایم شو

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جُستن: پیدا کردن جَستَن :فرار کردن جــِستن : ( در لری ) دوییدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جغله یعنی پسر بازیگوش بعضی اوقات به پسربچه ها گفته میشه اما اگر برای افراد بزرگسال استفاده بشه توهینه. واژه لری بختیاری

١