جومست

لغت نامه دهخدا

جومست. [ ج َ م ِ ] ( اِخ ) نام پیغمبر مجوسانست و کتاب گومست نام به او نازل شده ، و بعضی گویند معرب گومست است که کتاب مجوس باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).

پیشنهاد کاربران

این کلمه برای توصیف شرایط جسمی چارپایان هم به کار می رود، بخصوص زمانی که به واسطه خوردن مقدار زیادی از علوفه جو، هیجانی شده و حالت مستی پیدا کنند.
در لری بختیاری =
جومِست: تکون خورد ، پرید
بِجُومنِس:تکونش بده
جونیمِس:تکونش دادم
بیشتر برای گهواره کاربرد داره ، مثال :
تَهرِه کُره بِجومن : گهواره پسر رو تکون ( تاب ) بده.