تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به بهنام رضایی احمق ۱. ایدون باد دعا نیست، عبارت تاکیدی است. مانند بیش باد، افزون باد. ایدون باد را پس از یک دعای دیگر میگویند. مثلا میگویند "خداوند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بهنام رضایی بیسواد ۱. ایدون ( فارسی میانه: ēdun یا ētun ) واژه ای فارسی به معنی چُنین است. ۲. این واژه از ضمیر اشاره "این" و "دون" ساخته شده که ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سخنان پروفایلتان هم نشان میدهد استعداد بالایی در دکلمه نویسی دارید ولی شوربختم که بگویم بخش بزرگیش نه با دانش سازگار است نه با چیزی که واقعا رخ میدهد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به کاربر سرور ۱. زنده باد ترک ولی چه ربطی داشت؟ من دارم میگم ریشه شناسی شما نادرسته بعد میگید ما میخوایم اقوام مملکت چه ترک و چه ناترک متحد نباشن؟ کج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هربذ عربیده واژه فارسی هیربد است. جمع شکسته آن هرابذه شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این درود با درود به معنی سلام پیوسته نیست. ریشه آن درود از درست است و وقتی می گوییم درود بر تو، در واقع برای یارو آرزوی سلامتی نموده ایم. ( خود سلام ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود از فعل درودن است و درودن ریخت دیگری از دریدن به معنی بریدن، قطع کردن، برداشتن. فعل "درو کردن" نیز از همین ریشه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مشدی من دارم میگم این واژه تو فارسی نو با اینکه اصیله ولی اینقد تازست که حتی فردوسی و رودکی و عطار که شاعران نامی سبک خراسانی هستن و واژگان اصیل تو ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطاب از شیرینی های ایرانی است که در یزد و کرمان نیک پخته میشود. البته شیرینی های نزدیک به آن منحصر به این دو شهر نیست، در کرمانشاه و لرستان و کلا سم ...

پیشنهاد
٠

کتاب زرتشت بهرام پژدو /"زرادشت نامه"/ اثر بسیار ارزشمندی است. چراکه می تواند افراد را هم تا اندازه خوبی با زندگی نامه زرتشت و جهان بینی او و آیینش به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اوزرا ۱. دار در پرده دار و راهدار و سرایدار به معنی داشتن یا نگهداری است، سرایدار کسی است که به کارهای خانه/سرای میرسد، راهدار امنیت راه را برقرار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بجز کسشعر بی پشتوانه گفتن که کار دیگری بلد نیستند. از یک ور میگویند هندواروپایی مضخرف است از سوی دیگری میگویند هندواروپایی صرف ندارد چون انگلیسی ندا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دودمانی فارسی یا عرب تبار ( مورد ستیز ) که پس از فروفتادن ایلخانان از میبد یزد سر برآوردند و توانستند بخش های جنوبی ایران ( فارس و کرمان ) و بخش هایی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

درود بر دکتر معینی که به آموزش کنایه ها و آمیغ ها و واژگان اصیل فارسی می پردازند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به اورهان ۱. پرچم از پر به معنی پیرامون و چم به معنی راه رفتن با ناز و رقصیدن ساخته شده و واژه ای فارسی است. همچنین داریم چمیدن به معنی خرامیدن و با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در این خانه چهارستت مخالف کشیده هر یکی برتو کتاره ( ناصرخسرو ) فرهنگ های قدیمی تر، برای قداره دو ریشه داده اند یکی فارسی و یکی عربی ۱. ریشه فارسی: ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزار که در فارسی میانه به شکل افزار و گاهی افچار کاربرد داشته از ریشه چار و پیشوند اَف به معنی بالاست. ساخت و کاربست مصدر افزاردن/افزاراندن ( یا اف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به وودی ۱. زبان سغدی یکی از پرمایه ترین زبان های ایرانی است، این زبان زبان میانجی بازرگانان جاده ابریشم بوده چرا که سغدیان باستان در بازرگانی بسیار چ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به جدیری ۱. پالنگان کردستان واژه ای کردی است و ساکنانش هم همگی کرد هورامی - گورانی هستند. ۲. ریگان کرمان از ریگ ( سنگ ریزه ) و آن ( جمع ) ساخته شده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نخجوان هم واژه ای از آذربایجانی قدیم است و با نخجیربان فارسی به معنی شکاربان هم ارز است، حتی تا ۱۵۰سال پیش جمعیت های بزرگ تات زبان و کرمانج زبان و ار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مریوان هم شهری کرد زبان و سراوان بلوچ زبان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به اوزرا ۱. بان در فارسی یکی به معنی مرد است ( بانو هم یعنی زن ) یکی به معنی پاینده و مراقب. در نگهبان، نخجیربان، پاسبان، جوی بان، مهربان و. . . ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گداخته نوعی حلوا از مغز دانه ها و آجیل هاست که در مرکز ایران برای زنان آبستن و افرادی که دچار ضعف شده اند پخته میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به عوزرا ۱. قُطّاب چجوری هم وزن با آفتاب و زِهتاب و موتاب است؟ ۲. تو کتاب خوندی یا خودت کشف کردی؟ عرب هر واژه ای از هر زبانی بگیره تحریفش میکنه ( ال ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر کنم در گویش یزد به هر کوه - تپه ای که به جای بالای نوک تیز، حالت تخت و صاف وار داشته باشد تخت رستم بگویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان گویش های کهن ری ( رازی ) و اصفهان و همدان و مرکزی سوخاکی میگویند. سو یعنی سیب و خاکی هم یعنی از خاک، زمینی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توهم پای در مرز ایران منه چو خواهی که مه باشی و روزبه روزبه نامی بسیار بسیار کاربردی در زمان قدیم ( ایران ساسانی و اوایل اسلامی ) بوده، به گونه ای که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رادمان از راد به معنی جوانمرد و ایار و مان به معنی اندیشه ساخته شده و نام یکی از شخصیت های شاهنامه است. رادمنش هم صفتی تقریبا هم ساختار با آن است. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

خوده واژه نِت در انگلیسی به معنی تار عنکبوت ( !!! ) است و اینتر به معنی اندر، درون. گاهی ما فکر می کنیم که انگلیسی و دیگر زبان های اروپایی چقدر کامل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما در یزد هنوز از بامداد و پسین استفاده می کنیم ولی متاسفانه از ایواره نه! امیدوارم کاربرد این واژه اصیل در فارسی دوباره زنده شود!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سِی کردن ( گویش خراسانی و افغانستان ) سِیل کردن ( زبان لری ) سوکیدن ( گویش قدیم برخی دوستان لات در طهران! ) همه اینها با سهیستن در فارسی ادبی همری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد

منطق شما در ریشه یابی مانند همیشه ظاهربینی است. با همین منطق میتوان برای واژگان ترکی مانند اردو هم ریشه فارسی تراشید. مثلا بگوییم اردو از آر مخفف آور ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

این را هم نیز بباید افزودن که هوش مصنوعی به هیچ روی نابغه و علامه دهر نیست! این هوش مصنوعی ها به گونه ای نوشته نشده اند که "نمیدانم" در کارشان باشد! ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر سرور ۱. ارتش در فارسی نو بی کاربرد بوده ( حتی در سروده های فردوسی و رودکی و. . . این واژه نبوده و به جایش از سپاه و لشگر استفاده شده. ) ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی میانه چندین واژه برای کتاب به کار میرفته، نامگ/نامه، نبیگ/نِبی یا نِوی، دیوان، دادستان و. . . ماتیگان نیز یکی این واژگان است که میتوان آن ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فهرج و هرفته و خویدک سه بخش بسیار مهم در منطقه شمال فارس و یزد کنونی بوده اند. و حتی در کتب تاریخی از آنها نام برده شده. برپایه تاریخ ها فهرج و هرفت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثوابکار ( فارسی میانه )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قزل در ترکی آذربایجانی به معنی سرخ، زرین و باش به معنی سر است. اطلاق نام قزلباش به سپاه صفوی به خاطر کلاه های سرخ ایشان بوده. در ابتدا این نام گویا ت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

در خود واژه نامه های عربی اگر درست دیده باشم، تاکید شده که اسواران یا اَساوره به اسواران ارتش فارس ( ایران ساسانی ) گفته میشده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

سوار واژه ای فارسی برگرفته از اسوار ( که آن هم احتمالا اسپ - ور ( بر ) در فارسی میانه است ) آمده. اسواران بخش مهمی از سپاهیان ساسانی را نیز تشکیل مید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سوار واژه ای فارسی برگرفته از اسوار ( که آن هم احتمالا اسپ - ور ( بر ) در فارسی میانه است ) آمده. اسواران بخش مهمی از سپاهیان ساسانی را نیز تشکیل مید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

این واژه گویا تحریف شده واژه تیرانداز است. طوایفی با این نام میان ایران و عراق در رفت و آمد بوده و هستند، در یزد هم چند تن از ایشان زندگی میکنند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سوار واژه ای فارسی برگرفته از اسوار ( که آن هم احتمالا اسپ - ور ( بر ) در فارسی میانه است ) آمده. اسواران بخش مهمی از سپاهیان ساسانی را نیز تشکیل مید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. سواستیکا واژه ای سانسکریت برای اشاره به نماد معروف گردونه مهر است. این نماد در چندین تمدن پیوسته و ناپیوسته به کار رفته، حتی در مسجد جامع یزد و مس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوش اینجا از انوشه میاد ( نه نوشیدن ) و انوشه از انوشَگ در فارسی میانه و انوشگ ساخته شده از اَن ( منفی ساز ) اوش/هوش ( با هوش به معنی خرد اشتباه نگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه گاهی پنگول هم تلفظ میشود که به خاطر مانستگی حرف ج و گ به یکدیگر است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درباره بقیه ضمایر فارسی ضمیر فاعلی داشته که اَز یا اَد ( فارسی باستان ) بوده و مَن ضمیر مفعولی و مالکیش بوده، گذر زمان تفکیک ضمیر فاعلی و مفعولی را د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنجول در گفتار عامی مردم از دو بخش پنج که اشاره گر به ۵ انگشت دست انسان است، اوله کوچکساز ساخته شده. اوله را میتوان در کوتوله ( از ریشه کوت به معنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به بهنام رضایی بیسواد ۱. فارسی قدیم ۸ضمیر داشته ( امروزی ۶تا ) من تو او ایش ( برای اشیاء ) ما شما اوان یا آنان ( در کردی هست ) و ایشان. هنوزم در زبان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیزاب برابر فارسی واژه اسید و تلخاب برابر واژه باز است. این واژگان نوپرداخته نیستند و ریشه در ادبیات و هنر قدیم ایرانی دارند. تیزاب در گذشته به اسید ...