تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفت نام یک شهر/شهرستان در استان یزد است، البته اینقدر به مرکز استان نزدیک است که حتی پیاده و یا با دوچرخه هم برخی میروند ( کمتر از ۲۰کیلومتر ) نام ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لِنج به معنی قایق کوچک از لانچ در انگلیسی گرفته شده. گویش های فارسی و یا پیرافارسی یا عربی نا رسمی خلیج فارس چیزی نزدیک به ۲هزار واژه از پرتغالی و ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

. خروشان ز کابل همی رفت زال فروهشته لنج و برآورده یال ( فردوسی ) . لُنج در فارسی قدیمی به معنی لب یا گوشه لب است، این واژه در گویش های یزد و فارس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُپ در لهجه یزد گاهی به معنی لُپ به کار میرود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیرینی گز را ازین روی "گز" نامیده اند که در خمیر آن از شیره درخت معروف "گز" که در مناطق خشک و گرمسیری رویان است استفاده میشده. به این شیره در فارسی گ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حداقل این آقایان پژوهشگر که زبان مادریشان فارسی نیست ( البته هرچه هست گرامیست ) و در دانشگاه هم درباره آن نخوانده اند. . . مگر پژوهشگر نیستند؟ پژوهشگ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه جهان میگن این زبان زبان فارسی است. براش دستور و کتاب هم نوشتن فقط شما میگید نیست و یک خطم نمیتونید راجع بهش بنویسید. و باور دارید همههههه دانشگ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گَر در لهجه یزد اگر تنها با لحن صفت بیاید به معنی "کَچَل" است. کله گَر یعنی کله کچل، گَر کُن یعنی کچل کن . گُر به معنی شعله های آتش، گُر گرفتن شعله ...

پیشنهاد
٠

سیستان شمال این استان است و به مردم ان سَکا، سَکزی یا سیستانی گفته میشود. سیستانی ها شیعه هستند و به زبان فارسی سخن میگویند. مشهورترین سیستانی، یعقو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته در فارسی مَست، مَستَن، مَلیدن، مدیدن داریم، ولی مدهوش به آنها پیوندی ندارد. مدهوش از سه تایی دال، هاء، شین در عربی گرفته شده و اسم مفعول است. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خون آشام واژه ای کهن ایرانی ( فارسی ) به معنی نوشنده خون و کنایه از بی رحم و سفاک است. . ای خران گور آن سو دامهاست در کمین این سوی خون آشامهاست ( م ...

پیشنهاد
٠

اقای اسام فیلی شال و ستره ( به فارسی:سدره ) یک پوشش ایرانی و مستقل میان تمام اقوام ایرانی است. شال کمری که امروز لران و کردان استفاده میکنند را همه م ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیچ هورامی ای نیست که خود را کرد نداند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آسام فیلی ۱. زبان لری ریشه در پهلوی ساسانی یا پارسیگ دارد. ۲. زبان کُردی و بلوچی ریشه در پهلوی اشکانی یا پهلویگ یا پهلوانیگ دارند. ۳. هیچکدام از ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قهوه ریشه در آفریقای کنونی دارد و احتمالا نخستین کسانی که در جهان آن را فرآوردند، مردم یمن و سودان کنونی باشند. قهوه در عربی به معنی شراب به کار می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میزان از ریشه وزن است ( حروف واو و الف و ی چون پایه های همزه هستند در واژه سازی عربی بسیار به هم تبدیل میشوند. مانند قال یقول قیل، سوال، سائل، مسئله، ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرطوب واژه ای عربی است. برابرهای فارسی نَمور ( درستش: نَموَر، مانند دستوَر که دستور شده، گنجوَر که گنجور شده، رنجوَر که رنجور شده و. . . ) نمناک ن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی به نام" قوم کرمانج" وجود ندارد. کرمانج شاخه ای از کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی به نام قوم کرمانج وجود ندارد. کرمانج کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ۹۰درصد از یک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی به نام قوم کرمانج وجود ندارد. کرمانج کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ۹۰درصد از یک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزی به نام قوم کرمانج وجود ندارد. کرمانج کُرد است. کُردِ کُرمانج هیچ کرمانجی نیست که خویشتن را کرد نداند. کاربر "کُرمانج" به احتمال ۹۰درصد از یک ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر فارسی واژه انگلیسی استراکچر structure

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جُئون یا جوون در گویش یزدی به معنی زیبا و قشنگ ( برای انسان ) یا تر و تازه و پاک ( مثلا برای میوه ها و سبزی ها ) است. Jo'un

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان فارسی "رَنگیدن" تا کنون به کار نرفته ( هرچند که شاید ساخت آن مجاز هم باشد. ) ولی مصدر "رَزیدن" در فارسی به معنی رنگ کردن است که واژه "رنگرَز" ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از عجایب استان یزد این است که دو روستا به نام ترک آباد و کردآباد دارد، ولی هیچکس در این روستاها به ترکی یا کردی سخن نمی گوید! البته در استان اردبیل ه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

از عجایب استان یزد این است که دو روستا به نام ترک آباد و کردآباد دارد، ولی هیچکس در این روستاها به ترکی یا کردی سخن نمی گوید! البته در استان اردبیل ه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

اینم پیام اخر یکی از دلایل عرب خواندن منطقه فارس و فارسی زبانان، شباهت واژه فارس ( معرب واژه باستانی پارس ) و واژه فارِس در زبان عربی است. واژه فارِس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

این "عماد ایرانی" دلقک هم با پرچم پانلک گرایی یا پانکردی احتمالی فقط آمده تو این سایت که لر را بکوبد. هرچه هست "فارس" نیست که بگید فارس آمده به لر تو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

من از یک دو رگه لر ثلاثی و لک شنیدم که برخی ( نه همه ) از طوایف لک که بسیار هم بزرگ هستند رسما و برپایه شجره نامه خودشان تبار عربی دارند و عملا هروقت ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به کاربر نژادپرست و بی ادب Mir شما اینقدر دانش و جسارتا مغز ندارید که بدانید، تاریخ نویسان اسلامگرا مانند طبری یا خواجه رشیدالدین فضل الله و همی ...

پیشنهاد
٠

البته زبان قدیم مردم همدان زبان رازی بوده نه لری، لران همدان لران ثلاثی هستند و ولایت ثلاث در جنوب استان همدان کنونی. خود شهر همدان در گذشته به رازی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

به سالار احتمالا احمدیه ۱. نبایدم در ادبیات ترکی دیده بشه، چون اهورامزدا خدای ترکان نبوده هوشمندخان. ۲. این واژه در فارسی باستان اهورامزدا بوده و در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به اوزرا اعتماد بنفس رو باید از شما آموخت. پاسخ به بهزاد کی به شما گفته عرب ها استفاده نمیکنن؟! پس شخص نخست عمان کیه؟ ( سلطان عمان، نه ملک یا ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به سالار احمدیه ۱. سلطان از ریشه سین، لام، طاء در زبان عربی است بر وزن فُعلان که واژگان قُرآن، خُسران، دُوران، جُولان، طُغیان هم از این وزن هستن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاوژین نامی زیبای دخترانه به زبان کردی است. به معنی یار و یاور زندگی. این نام از هاو که هم ارز با "هم" در زبان فارسی است و ژین که با ریشه زی/زیستن در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزه گشادن در فارسی ادبی به معنی افطار نمودن است. البته برخی به جای افطار از "روزه واکردن" استفاده میکنند که همان معنی را میرساند . . بر دهان غنچه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روزه گشادن در فارسی ادبی به معنی افطار نمودن است. البته برخی به جای افطار از "روزه واکردن" استفاده میکنند که همان معنی را میرساند . . بر دهان غنچه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهروزه در گویش پیران میانه ایران همان ماه رمضان است. . ز ماه روزه به ماه من اندر آمد تاب برفتش آتش رخسار تابناک به آب ( مختاری ) .

پیشنهاد
٣

اخه درد اینجاست که کسی مانند حسین محمدزاده صدیق ( با تخلص دوزگون اگر اشتباه نکنم. ) این آقا دکترای زبان شناسی از دانشگاه استانبول اگر اشتباه نکنم دا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشوند نی یا نِ ( با نَ و نا اشتباه نشود ) فرودی یا کلا جهت را میرساند. این پیشوند در هشتن/نهشتن، هنگیدن/نهنگیدن ( پیش روی و پیش روی از پایین ) ، زاد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ به کاربر سرور ۱. من به آزادی بیان باورمندم، البته تو این سایت بی ادبی دادم ولی خب بعد از اینکه طرف مقابل شروع به توهین کرد. ( اگر آزادی بددهانی ...

پیشنهاد
٣

اگر دانش زبان شناسی که ۲۰۰سال روش کار شده، ۱۰درصد شک پذیر باشه، سخنی که کسانی که شما بهشون اقتداء میکنید ( رحیم آق بایراق، سالار احمدیه، حسین صدیق/دو ...

پیشنهاد
٣

من معذرت میخوام از اینکه تند سخن میگم ولی شما زبان شناسم نباشید بیسواد دوجهانم باشید اینقد درک دارید که وقتی به یک چیزی میگن گویشی از یه زبان دیگه یع ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکوفه از شکوف که ریشه مصدر شکفتن است و هکسره نامساز ساخته شده. این الگو را میتوان در ریشه/ریسه ( از رِشتَن یا ریسیدن ) ، نامه ( از نامیدن ) ، آموزه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آتورپات نامی پسرانه به فارسی باستان/پهلوی/مادی است به معنی نگهبان و نگهدار آتش. این نام در فارسی میانه به شکل آدرپات یا آذرپات و در فارسی نو به شکل ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

مند در فارسی میانه اومند یا اومنت تلفظ و نوشته میشده. رایومند ( مدبر ) ، هست/استومند ( موجود ) ، خووَرَهومَند ( فرهمند ) ، اَرزومند ( ارجمند ) و. . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به هم گوریدن همچنین در مرکز ایران به معنی گره خوردن به هم و گیر کردن است.

پیشنهاد

دیدگاه های پای این جستار برگ ریزان ترین نوشته هایی است که تو عمرم خوانده ام.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح نخستین جمله کارنامه اردشیر بابکان: Pad nām ī dātār ohrmazd ī xwarahumant ud rayumant دادار اورمزد فرهمند و رایومند ( مدبر )