پیشنهادهای hoseyn (١,٠٣٠)
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن. در فارسی جاهای دیگر این واژه ب ...
در گویش های فارسی شیراز و کرمان و زبان لری سِیل کردن و در گویش خراسان سِی کردن به معنی نگاه کردن، تماشا کردن، پاییدن. در فارسی جاهای دیگر این واژه ب ...
پژوهیدن ( فارسی میانه: ویزوستن ) از دو بخش وی یا وا و زوستن که همان جُستن به معنی جست و جو کردن و "پالیدن" است ساخته شده. پژوهنده هم نام فاعلی است. ...
به اوزرا ۱. گیلان از گیل و آن ( جمع ساز ) ساخته شده بیسواد. مردمش هم به خودشان گیل یا گیلک میگویند. نه گی و لان! ۲. بقیه حرف هایتان هم باشد به عنوان ...
در پاسخ به بارمان ۱. پسوند مان یا من و منش از منیدن فارسی و لری به معنی فکر کردن هستند . در لری منیدن استفاده میشود در فارسی منش که حالت شینی است مان ...
آرتا یا اَرتا ( فارسی باستان ) یا اَشا ( اوستایی ) یا اَردا ( فارسی میانه ) واژه ای به معنی مقدس، راستین، درست است. در فارسی میانه اگر این واژه پیش ا ...
آرتا یا اَرتا ( فارسی باستان ) یا اَشا ( اوستایی ) یا اَردا ( فارسی میانه ) واژه ای به معنی مقدس، راستین، درست است. در فارسی میانه اگر این واژه پیش ا ...
۱. لری پهلوی نیست چون شمال غربی نیست. اطلاق پهلوی به زبان های غیرفارسی یا فارسی میانه اشتباه عرب ها بود. ۲. پهله خراسان است نه فارس و لرستان و خوزست ...
به فرزاد اکبری ۱. اصلا معنی پهلوی رو میدونی؟ پهلوی یعنی منسوب به پهله و پهله خراسان است نه لرستان و فارس. زبان پهلوی ایرانی شمال غربی است ( مانند گیل ...
در ضمن هیچ لری خودش را لور یا لوری نمی خواند. آنها نه تنها به خود لور یا لوری نمی گویند بلکه این را توهین به خود میدانند. آنچه من از دوستان لرم شنی ...
به پان خجالتی "دلشاد" ۱. کسی که فارسی را دنباله فارسی میانه نداند یا احمق است یا حتی یک متن به فارسی میانه نخوانده. فارسی نو صددرصد دنباله فارسی میان ...
بِیگ beyg در ترکی امیر و بزرگتر معنا دارد. لر/لار پسوند جمع و بیشال بیگلربیگ یعنی امیر امیران این الگوی واژه سازی نام نماد جمع همان نام را در فارسی ...
پَژ در پَژواک و پَژمرده همان واژ در واژگون است، پیشوندی که وارونگی را میرساند. و واک با آواز و واژه و واج هم ریشه است و ریشه آن واختن در پهلوی است به ...
تا در طلب گوهر کانی کانی تا در هوس لقمهٔ نانی نانی . این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی هر چیز که در جستن آنی آنی ( مولوی بلخی ) کان در فارسی به معنی معد ...
خله به معنی چوب جهت ده کشتی یا سکان ان است. خلبان بیشتر به معنی کشتی ران بوده و بعدها به معنی هوانورد ران در آمده.
به #دیواندره ۱. زبان های ایرانی به هم وام نمی دهند. شباهت ایشان به خاطر نیای مشترک است. آیا میتوان اعداد کردی را وام گرفته از فارسی دانست؟ مسلما نمیت ...
به گزارش دانشمندان و زبان شناسان، به نظر می رسد واژه ملوان به جز وانش ریشه ایرانی ندارد. مله تحریف شده ملاح عربی و ملوان واژه ای آمیخته از "ملاح بان" ...
بزرگ فرمودار ( فارسی میانه: وزرگ فرمدار ) نخست گزیر ( وزیر عربی از گزیر فارسی نو، ویزیر یا ویچیر در فارسی میانه گرفته شده ) خوده گزیر در واژه ای چو ...
تیه یا تی واژه ای لری به معنی چشم است. جالبی این واژه این است که در زبان آذربایجانی قدیم به شکل تیته ثبت شده است. ( از این زبان به اندازه یک کتاب کو ...
تیه یا تی واژه ای لری به معنی چشم است. جالبی این واژه این است که در زبان آذربایجانی قدیم به شکل تیته ثبت شده است. ( از این زبان به اندازه یک کتاب کو ...
شاه آباد ( فارسی، پیش از انقلاب ) شاباد ( کردی جنوبی، رایج میان مردم بومی این شهر )
به یاشار ۱. بخش بزرگی از تاجیک ها چشم بادامی و پوست زرد ندارند، این ها ویژگی های هزاره هاست. ۲. هزاره آمیزه ای از ترکان قارلق ( ازبک - اویغور ) و مغ ...
خورشت تحریف شده واژه خورش است، این تحریف را در واژه کنشت که همان کنش است هم میتوان دید.
به اوزرا جدیری همین که نمی دانید در فارسی ریگ به معنی سنگ ریزه است و ریگان یعنی سرزمین ریگزار که با اقلیم خشک آنجا همخوان است و این ریگ در دیگر جاینا ...
یادآوری ۱. ایرانی کسی بوده که زرتشتی بوده یا شهروند دولت زرتشتی ساسانی بوده و تورانی کسی بوده که از زرتشت پیروی نمی کرده. به طور کلی البته میتوان ای ...
بچه بز لهجه یزدی زبان لری بزغاله شیرمست را گویند. ( برهان ) ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ) . بزغاله شیرمست و بزغاله شش ماهه. ( ناظم الاطباء ) . اسم فارس ...
پازن برپایه برهان قاطع به معنی بز کوهی است. این واژه فارسی هم هست ( بهتر است بگوییم ایرانی است چون در نهایت کردی و لری و فارسی و. . . همه باهم از یک ...
در گویش های استان یزد همچنین واژه زَنَغدون هم داریم گویا که ریخت محلی واژه زنخدان است به معنی چانه ولی خب کم کاربردتر شده
فارسی میانه بسیار زبان دستورمند و روشمندی است ولی واقعیت این است که اگر واژه نتواند با تلفظ های امروزی و گستره های معنایی امروزی سازگار باشد جا افتاد ...
چین و ختای در شعر فارسی باهم به کار رفته اند، شاید بتوان گفت چین سرزمین چینیان ( =قوم هان ) و ختای سرزمین ترکان است. بیشتر جهان و ایران امروز به کشو ...
آنگهی گنجور مشک آمار کرد تا مر او را زآن نهان بیدار کرد ( رودکی ) شدند انجمن دیو بسیارْ مَر؛ که پردخته مانند از او تاج و فر ( فردوسی ) آمار واژه ای ...
رایمَند با تلفظ Rāymand واژه ای فارسی به معنی انسان مدبر و خردمند است. ریخت دیگر ( و البته کهن تر این واژه ) رایومند است.
هیچ کدام از شاهان تورکی که شما بهشان میبالید ذره ای رواداری دینی نداشته اند . ۱. محمود غزنوی هزاران هندو را در لشگرکشی به هند کشت و به سنت های ایشان ...
ادامه هخامنشیان آثار مادها را نابود نکردند، یک مادی به اندازه یک پارسی در امپراتوری ایشان ارجمند بود، چون خود هخامنشیان یک رگه مادی بودند! خود کوروش ...
ادامه ۴. اردوان واژه ای ایرانی به معنی نگهبان راستی است، از اَرد که در فارسی به معنی راستی است و بان یا وان ساخته شده است. اَرد را در اَردستان ( شهری ...
پاسخ به یاشار ۱. چیزی به نام قوم ترک ساکا وجود ندارد، وقتی نوشته های هخامنشی به قوم سکا اشاره میکنند مسلما به ترکان ساکن قطب شمال اشاره ندارند، بلکه ...
لهجه یزدی فُغون
گزیر در واژه "ناگزیر" به معنی چاره و گزیردن به معنی چاره جویی و تدبیر اندیشی است. این واژه در فارسی میانه به شکل ویچیر یا ویزیر بوده. و به شکل وزیر ...
کردان سورانی زبان آذربایجان غربی و بخش هایی از استان کردستان. در آذربایجان غربی افزون بر ایشان کرمانجان ( جلالی؟ ) هم میزیوند که هردو سنی هستند. کر ...
کودک از ریشه کوت به معنی کوتاه است و در پهلوی به شکل کوتگ در کاربرد بوده. دیگر واژگان این ریشه را میتوان کوتاه و کوتوله برشمرد. کوتوله از کوت و اول ...
ثواب کردن کرف با ه نامساز به کرفه به معنی ثواب تبدیل میشود نبد پروای کشت و کار و حرفه گناهان را ندانستند و کرفه یکایک بر ره بیداد رفته گناه و کرفه را ...
ثواب از کربگ در فارسی میانه نبد پروای کشت و کار و حرفه گناهان را ندانستند و کرفه یکایک بر ره بیداد رفته گناه و کرفه را از یاد رفته زرتشت بهرام پژدو
برای ترجمه واژگان ایسم دار از "گرایی" استفاده میشود.
ترور با واژه ترس و شاید هراس در فارسی همریشه است. برای ترور و تروریست و. . . میتوان بر همین پایه برابر ساخت. ترسودار، هراستاری ( هراستَن=هراسیدن ) ...
۱. واژه فر=شکوه، نشان، ( فره ) شکوه ایزدی ۲. پیشوند فر ( در فراگیر، فرارفتن، فرهیختن، فراخواندن، فردید ( انسان بصیر، در شعرها به کار رفته به گمانم ) ...
"چی" اش ترکی است ولی شکارش از شکُردَن میاید. پسوند چی در ترکی با پسوند "گر" در فارسی هم معناست. به جای شکارچی میتوان از شکارگر هم استفاده کرد.
پادآرمانشهر ترجمه میشود . بخش نخست آن dys است که با دُژ یا دُش در فارسی هم ارز است. این پسوند را در واژگانی چون دشوار، دژخیم، دُژآگه، دشخوار، دشخدای ...
استبداد و خودکامگی، پادشاهی همراه با جباریت و ستم Dūŝ - xwadāyīh ( فارسی میانه )
دمکراسی یک سنت یونانی است، از آنجایی که در دوران باستان یونانیان جسته گریخته بر ایران حکم میکرده اند و سنتشان کمابیش در دوران اشکانی نیز دنباله یافت، ...
به یاشار اینکه خاندن نوشته نمی شود بلکه خواندن نوشته میشود به خاطر تلفظ تاریخی است نه برای تزیین یا وامگیری برای درک تلفظ صدای "خوا" به هم ارز خواندن ...