تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

You will be tired خسته میشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

She must have needed breath of life احتمالا به تنفس مصنوعی نیاز داشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have invited them all exception your mother in law همه رو دعوت کردم به جز مادر زنت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

We should deliver the goods to the customers by tomorrow. ما بهتره تا فردا کالاها و به دست مشتری ها برسونیم. I promise I will hand it to you until ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

You seem so meddler. Can I ask you a fever? انگاری خیلی فضولی، میتونم یه خواهشی ازت بکنم Don't poke your nose into my affairs. تو کارای من سرک نکش D ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

You mustn't poke your nose into my life/affairs in any way شما نباید تحت هیچ شرایطی تو زندگی من/در امورات من دخالت بکنی، سرک بکشی Don't poke your nos ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Perish the thought فکرشم نکن That's out of the question این که سوال نداره، غیرقابل بحثه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

permisss مفاد، بندها It has been written in premises of lease آن در مفاد اجاره نامه نوشته شده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

It is very confidential محرمانه است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

then again, you had better consult with anyone باز با این حال، بهتره با یکی دیگه مشورت بکنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The meeting was terminated due to their argument به علت مشاجره آنها، جلسه فسخ شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

renew the contract تمدید قرارداد renew= repeat renew an agreement تمدید توافق renew the lease تمدید اجاره، تمدید قرارداد اجاره renew the driver's ...

پیشنهاد
٠

It has been brought to my attention that the meeting has been canceled خبر دار شدم/ مطلع شدم/ معطوف شدم که جلسه کنسل شده، لغو شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیرون بره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خیلی اتفاقات افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I am past it از من گذشته Don't you think you are past it فکر نمیکنی از تو گذشته؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اینکاره نبودم It just wasn't for you این کاره نبودی این کار کار تو نبود . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . It just isn't for me این ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

I don't want to make it complicated نمیخوام پیچیده اش کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

It seemed as if he was banished yesterday. انگاری دیروز اون تبعید شد. It seems as if she has just applied for immigration to Canada انگاری به تازگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

You look preoccupied انگاری ذهنت مشغوله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I haven't done anything wrong. من کار اشتباهی نکردم You should have owned up your mistakes شما بایستی اشتباهاتتو به گردن میگرفتی.

پیشنهاد
٠

Stop acting like a baby and put your back into your life بچه بازی رو تموم کن و بچسب به زندگیت

پیشنهاد
٠

I recommend you to settle this problem down for compromise توصیه میکنم این مشکلو با مصالحه حل و فصلش کنی

پیشنهاد
٠

چیزی را با مصالحه حل کردن به سازش رساندن چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I promise I will act upon my word قول میدم به عهدم وفا کنم قول میدم به قولم عمل کنم متضاد let someone down زیر قول زدن یا ناامید کردن کسی است You mus ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به وعده خود عمل کردن به عهد خود وفا کردن به قول خودت عمل کردن I have acted upon my word رو قول خودم عمل کردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

After two months we weren't on speaking terms, we have decided to enter into an agreement بعد از دو ماه که با هم قهر بودیم، تصمیم گرفتیم به توافق برس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

If I remember correctly, you were supposed to marry off your son. Have you let him down اگه درست یادم بیاد، قرار بود برا پسرت زن بگیری، زدی زیر قولت؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

His financial problems have been worsening day by day. He must have gone bankrupt. مشکلات اقتصادی اون روز به روز بدتر میشه، وخیم تر میشه، احتمالا ور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

What made you break up with your girlfriend? چی شد بهم زدی با دوست دخترت؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Who was dissuaded کی منصرف شد؟ Who has dissuaded you? کی منصرفت کرده؟ Has anybody dissuaded you or have you changed your mind? کسی منصرفت کرده یا نظر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

As it turned out اوضاع چنان تغییر کرد زمانه یه جور چرخید دست بر قضا As it turned out, I embezzled a lot of money زمانه یه جور چرخید من کلی پول اختلا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

As it turned out we bumped into each other زمانه یه جور چرخید یا دست بر قضا با هم دیگه برخورد کردیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have already negotiated with this company. I don't think we can come up to agreement with them. I strongly recommend you to avoide concluding the c ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I was going to remit the money in your account میخواستم پول به حسابت حواله کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have just transferred money in your current account من به تازگی پول به حساب جاریت جا به جا ( منتقل ) کردم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

she has just held the meeting and I have attended her meeting. او به تازگی جلسه برگزار کرد و من در جلسه او شرکت کردم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I can't remember remember last time I thought of you یادم نمیاد دفعه اخر که بهت فکر کردم. Last time I saw horror film, I didn't fall asleep until mo ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

How have you been? حالت چطوره؟ این زمانی استفاده میشه که نسبت به اخرین باری که دیدیم یا حرف زدیم حالشو بپرسیم مثلا مریض شده دیروز یا یه اتفاقی براش ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

It is a good thing that you are here خوبه که اینجایی. It was a good thing that you lent me that money خوب شد اون پولو بهم قرض دادی. It was a good t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

No one around me was a shoulder to cry on هیچ کس اطرافم غمخوار نبود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I am gonna get it all off my chest with my buddy about my job میخوام با رفیقم در مورد کارم درد و دل کنم.

پیشنهاد
٠

I got something off my chest with my wife last night دیشب با خانمم درد و دل کردم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I am coming back in a jiffy تو یه چشم به هم زدن برمیگردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I want to thank my colleague, Mr A for his cooperation میخوام از همکارم آقای A به خاطر همکاریشون تشکر کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

There are some people who deserve this award بعضی ها هستند سزاوار این جایزه هستند. He is the one who deserve this noble prize of physics اون کسیه ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

My stamping ground is this park این پارک جای همیشگی من است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I'm looking for out of the way spot دارم دنبال یه جای دنج میگردم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

As your doctor, I advise you to stop aborting her baby به عنوان دکترتون، بهتون توصیه میکنم از سقط کردن بچتون اجتناب کنین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Is your mother alright? مادرت چطوره؟ She is as fit as a fiddle سرحاله و کپکش خروس میخونه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

There is scar on your face زخم رو صورتته Your face needs stitching صورتت نیاز به بخیه داره.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

There has been robbery دزد اومده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

What has happened? چه اتفاقی افتاده؟ Your friend tripped me up دوستت جفت پا گرفت برام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

She found out او پی برد. She was found out دستش رو شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I was taken for a ride last year پارسال سر من کلاه رفت. ( always passive form )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

She is the one who was forced to abort her baby. اون کسیه که مجبور شد بچشو سقط کنه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

we aren't on the same wavelength آبمون تو یه جوب نمیره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

He is gonna find a shoulder to cry on after his resigning بعد از استعفایش میخواد یه غمخوار پیدا کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I don't want to bore you with the details, you are up to your eyes, you're short of time, I don't want to take much of your time. نمیخوام با جزئیات ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Why don't you bounce the cheque? چرا چکو برگشت نمیزنی؟ I was forced to bounce this cheque مجبور شدم این چکو برگشت بزنم. bounced cheque چک برگشت خور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

My wife has dissauaded me from resigning خانمم منو از استعفا دادن منصرف کرده متضاد persuade

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

As it turned out, I changed my apartment دست بر قضا، من آپارتمانمو عوض کردم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I promise he will enter into an agreement with this company. قول میدم با این شرکت به توافق خواهد رسید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I ma going to come up to agreement with this company میخوام با این سرکت به توافق برسم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have been meaning to paint thetown red for a long time خیلی وقته میخوام برم بیرون از شهر و عشق و حال کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I am sick at heart دلم گرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have been meaning to see you for a long time خیلی وقته میخوام ببینمت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I have longed to see you دلم برات پر کشیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Your kindness means a great deal to me مهربونیت خیلی برام باارزشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشحالی تو برام خیلی باارزشه Your happiness means a great deal to me

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I would like to appreciate to all my friends for their helps میخوام از تمامی دوستانم بابت کمک هاشون قدردانی کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

grateful سپاسگذار gratitude سپاسگذاری I also would like to express my gratitude to my boss همچنین میخوام از رئیسم سپاسگذاری کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I want to express my appreciation to my father for his financial and mental suports میخوام از پدرم بابت حمایت های مالی و فکری قدردانی میکنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

grateful سپاسگذار gratitude سپاسگذاری I also would like to express to my boss همچنین میخوام از رئیسم سپاسگذاری کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

How fortunate I am to be your husband چقدر خوشبختم شوهرت شدم!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

There is tear in my eyes اشک تو چشمام حلقه زده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

My tongue is tied زبونم بند اومده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

How honored I am to see you have succeeded چقدر مفتخرم میبینم به موفقیت رسیدین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

How honored I am چقدر مفتخرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Pay a visit to us. We expect some in very soon یه سری به ما بزن. به زودی میاریم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

They are out of sugar. What shall I buy instead of suger? شکر تموم شده، چی جای شکر بخرم؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Would you like me to give you a ride? میخوای برسونمت؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sorry for disturbing you ببخش مزاحمتون شدم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I don't want to inconvenience you نمیخوام مزاحمتون بشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

take strive زحمت کشیدن to trouble زحمت دادن put someone in trouble به زحمت انداختن I don't want to put you in trouble because you have taken strive ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

more power to your elbow خسته نباشید کسی که کار یدی کرده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

why are you struggling? چرا هی داری وول میخوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The economical problems of the country has been aggravating day by day. مسئله اقتصادی کشور روز به روز بدتر میشه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Did you remember to call the dentist and cancel my appointment? یادت بود زنگ بزنی دندانپزشک و برار ملاقاتک رو کنسل کنی؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I can't get around to cooking dinner. نمی رسم شام درست کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I promise I will act upon my word قول میدم به قولم عمل کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The truth is I would want to but the usher didn't let me come in. واقعیت اینه که من میخواستم اما کنترل چی ( آقا ) اجازه نداد بیام تو.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The truth is I tried to but the usherette wouldn't let me. واقعیت اینه که من تلاشمو کردم اما کنترل چی ( خانم ) نمی ذاشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

You have just acquainted together شما تازه با همدیگه آشنا شده اید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

I promise I will compensate it for you قول میدم برات جبران کنم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I promise you will make a profit قول میدم سود میکنی. I promise you will make a loss قول میدم ضرر میکنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

I promise you will regret قول میدم پشیمون میشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Afghanistan was conquered by the US army. افغانستان بوسیله ارتش آمریکا تسخیر شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Somebody called my brother, he has been threatened to death. یه نفر زنگ زد برادرم. اون به مرگ تهدید شده. threat تهدید threaten تهدید کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

I was sitting in the class, cheating when suddenly my teacher caught me red - handed تو کلاس نشسته بودم، داشتم تقلب میکردم یهو معلمم مچمو گرفت to cat ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

He was wearing stocking over his head جوراب زنانه رو صورتش کشیده بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

What do you remember about this catastrophe? در مورد این فاجعه چی یادت میاد؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

what shall I do with my conscience with killing that man? چیکار کنم با وجدانم با کشتن اون مرد؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

I promise I will take your revenge قول میدم انتقامتو بگیرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

My lips are sealed دهنم قرصه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

She is always getting on my nerves همش رو مخ من هست