پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٩٨٠)

بازدید
٢٧,٥٠١
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی ( بر اساس بافت ) : • ( خلاصه کننده ) بالاخره، نهایتاً، در پایان • ( تغییر موضوع ) به هر حال، خلاصه • ( ابراز رهایی ) سرانجام، بالاخره ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

🔸 معادل فارسی: اسم: • ( اسب سواری ) لگام، افسار • ( تشبیهی ) مهار، کنترل فعل ( متعدی ) : • لگام زدن، افسار زدن ( به اسب ) • ( مجازی ) مهار کردن، کن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابسوردیسم ( ابزوردیسم ) یک مکتب فکری و فلسفی است که حول ایده ی �پوچی� شکل گرفته، اما با نیهیلیسم یکی نیست. 🔹 تعریف هسته ای ابسوردیسم به تعارض بین د ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • تفسیر روند، تحلیل روند • معنا کردن الگوهای داده ( در طول زمان ) • نتیجه گیری از جهت و شدت تغییرات 🔸 "Interpreting a trend" به فرآ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( تحلیل داده ) روند نمایه شده، روند شاخص گذاری شده • ( بازار مالی ) روند مبتنی بر شاخص، روند شاخص • ( تحلیل جستجو ) شاخص محبوبیت رو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( شیمی ) محصولات میانی، محصولات واسطه • ( تولید مواد مخدر ) ترکیبات نیمه ساخته، مواد اولیه نیمه فرآوری شده • ( زنجیره تولید ) خروجی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اسم 🔸 معادل فارسی: • ( صنعتی ) توان تولید، ظرفیت خروجی • نرخ تولید، حجم تولید در واحد زمان • ( در بافت آزمایشگاه های مواد مخدر ) راندمان تولید، خرو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 مثال ها: "The arrest of a key logistics coordinator caused a temporary disruption in the trafficking network, but operations resumed within two w ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( جغرافیا ) نواحی اطراف، حومه ( شهر یا مکان ) • پیرامون، محیط اطراف • ( در متون رسمی ) حومه ها، مناطق هم جوار 🔸 مثال ها: "The en ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸"Environ" به عنوان اسم، واژه ای نادر و تا حدی کهن است. کاربرد امروزی آن تقریباً به طور کامل جای خود را به واژه "environment" ( محیط ) داده است . با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فعل 🔸 معادل فارسی: • ( ادبی ) احاطه کردن، در بر گرفتن • فرا گرفتن، محصور کردن • دور تا دور چیزی را گرفتن 🔸 مثال ها: "The valley is environed by hi ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( امنیتی ) نفوذ، رخنه • ( قاچاق ) راه یابی، نفوذ به درون ( سیستم های قانونی ) • ( در بافت دریایی ) نفوذ به مسیرهای کشتیرانی 🔸 مثا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

🔸 معادل فارسی: • ( مواد مخدر ) عصاره ها، اسانس ها • ( فرآورده ) عصاره گیری شده، اشکال تغلیظ شده • ( در بافت مواد ) ترکیبات استخراج شده با خلوص بالا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( صنعتی ) تولید تاب آور، تولید مقاوم در برابر اختلال • ( اقتصادی ) تولید انعطاف پذیر، تولید پایدار در برابر بحران • ( مدیریت زنجیره ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) درمان ترتیبی، درمان مرحله ای • ( روانشناسی ) درمان پله ای، درمان گام به گام • رویکرد درمانی متوالی ( اول درمان یک اختلال، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( روانشناسی/پزشکی ) مراقبت آگاهانه از تروما • رویکرد آگاه به آسیب های روانی • مراقبت تروما - آگاه • درمان مبتنی بر درک تأثیر تروما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( داروشناسی ) داروهای Z، زد - داروها • داروهای غیربنزودیازپینی خواب آور ( Non - Benzodiazepine Hypnotics ) • گروه دارویی zolpidem، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

معادل فارسی: • ( داروشناسی ) خواب آورها، داروهای خواب آور • ( پزشکی ) هیپنوتیک ها، داروهای القاکننده خواب • ( در متون تخصصی ) عوامل خواب زا، سِداتیو ...

پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( روان پزشکی ) اختلال عصبی - تحولی، اختلال عصبی رشدی • اختلال عصب تکاملی • گروهی از اختلالات که بر رشد و تکامل مغز و سیستم عصبی تأث ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

معادل فارسی: • ( روانپزشکی ) اختلال شخصیت • اختلال شخصیتی • بیماری های پایدار و فراگیر در الگوهای تفکر، هیجان، و رفتار فرد 🔸 "Personality disorder" ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( روانپزشکی ) اختلال خلقی • اختلال عاطفی، اختلال خلق • بیماری های مرتبط با نوسانات شدید خلق و خو 🔸 "Mood disorder" یک اصطلاح چتری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) پایبندی پایین ( به درمان ) ، تبعیت ضعیف ( از رژیم درمانی ) • عدم همکاری بیمار در مصرف منظم داروها • پیروی نکردن از دستور ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • مراقبت دارویی، درمان دارویی ( تحت نظارت ) • مدیریت تداخلات دارویی ( با سایر درمان های مصرف مواد ) • مراقبت فارماکولوژیک 🔸 "Pharm ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی ( در جمله مورد نظر ) : • ( پزشکی ) رویکرد جامع، راهبرد همه جانبه • ( مدیریت درمان ) روش فراگیر ( شامل شناسایی زودهنگام، ارزیابی، برنام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • خدمات هماهنگ، خدمات هماهنگ شده • خدمات یکپارچه ( روانپزشکی، دارویی، اعتیاد، و حمایت اجتماعی ) • رویکرد چندوجهی هماهنگ 🔸 "Coordina ...

پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • مراقبت موازی سنتی • رویکرد سنتی ( درمان جداگانه اختلالات روانی و اعتیاد در دو مرکز متفاوت ) • درمان غیریکپارچه، درمان بدون هماهنگی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی ) مراقبت یکپارچه، درمان هماهنگ • ( روانپزشکی ) درمان همزمان اختلالات روانی و اعتیاد • رویکرد جامع درمانی ( بدون تفکیک بیمار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اِگزَ - سَر - بِیت ( تکیه روی "زَ" ) 🔸 معادل فارسی: • ( پزشکی/روانشناسی ) تشدید کردن، بدتر کردن ( وضعیت، بیماری، علائم ) • ( عمومی ) وخیم تر کردن، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( اجتماعی/سیاسی ) جداسازی، تفکیک ( نژادی، جنسیتی، قومی ) • ( حقوقی ) آپارتاید، جدایی گزینی • ( علوم ) تفکیک ( مواد، ذرات، وظایف ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( علمی ) کنش متقابل چرخه ای، تعامل چرخه ای • ( اجتماعی ) رابطه دوطرفه و بازگشتی ( تأثیر متقابل پدیده ها بر هم ) • ( روانشناسی ) ال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مار - جی - نَ - لای - زِی - شِن ( تکیه روی "زِی" ) 🔸 معادل فارسی: • ( جامعه شناسی ) به حاشیه رانده شدن، طرد اجتماعی • ( سیاسی ) کنار گذاشتن ( از قد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( آماری ) هم رخدادی، هم وقوعی • ( پزشکی ) هم بودی ( comorbidity ) • ( زبان شناسی ) همنشینی ( واژگان ) • وقوع همزمان دو رویداد یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • فراوانی، شیوع ( در آمار و پژوهش ) مثال: "The study examined the commonality of anxiety disorders among college students. " این مط ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( روانپزشکی ) اختلال دوگانه، اختلال هم راه • بیماری هم بود ( comorbidity ) • ( در متون فارسی ) اختلال هم زمان روانی و اعتیاد 🔸"Du ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • نتیجه ( نهایی ) ، حاصل ( کار ) • خلاصه ( مطلب ) ، اصل قضیه • پیامد، برون داد ( در مقابل ورودی ) 🔸 مثال ها: "The company investe ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( اقتصادی ) بهره وری، بازدهی ( نسبت خروجی به ورودی در تولید ) • کارایی، ثمربخشی • ( عمومی ) توانایی تولید بالا، حاصل خیزی 🔸 مثال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • ( مذاکره ) مانع اصلی، نقطه اختلاف اساسی • موضوع مورد اختلاف که مانع پیشرفت می شود • مسئله حل نشده، گره کور مذاکرات 🔸 مثال ها: "Th ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سِن - سِی - شِن - آ - لای - زِی - شِن ( تکیه روی "سِی" و "زِی" ) 🔸 معادل فارسی: • ( رسانه ای ) جنجالی سازی، حس گرایی، اغراق آمیز کردن ( خبر ) • بز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی ( در جمله مورد نظر ) : • ( عامیانه ) کوبیدن، له کردن ( در بحث یا مذاکره ) • قاطعانه و بدون بحث مخالف، نظر خود را تحمیل کردن • مغلوب ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( استعاری ) از هم پاشیدن، فروپاشیدن ( مذاکرات، توافق، طرح ) • ( سیاسی ) نابود شدن ( از درون ) ، منهدم شدن • ( اقتصادی/اجتماعی ) سق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

( دیس - پرو - پور - شِنِت ) 🔸 مثال ها: • "The punishment seemed disproportionate to the crime. " مجازات نامتناسب با جرم به نظر می رسید. • "Ther ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • صورتحساب را تقسیم کردن، سهم هر کس را جدا کردن ( در مورد پرداخت هزینه غذا، نوشیدنی، یا موارد مشابه ) • هزینه را بین چند نفر تقسیم ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • با کسی خیلی بد رفتار کردن، با کسی با تحقیر رفتار کردن، به کسی بی اعتنایی کردن • با کسی مثل یک آدم بی ارزش یا پست رفتار کردن 🔸 مثال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"another word for researcher" ( کلمه ای دیگر برای پژوهشگر ) 🔸 مثال ها: "The AI researchist developed cutting - edge algorithms that surpassed huma ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( روانشناسی ) تاب آور، Resilient ( واژه ی تخصصی رایج ) • توانمند در برابر سختی ها، بازگشت پذیر به حالت اول • دارای قدرت بازیابی، ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تله وضع موجود ( Status Quo Bias ) ترجیح حفظ وضعیت موجود به هر قیمت، حتی زمانی که تغییر منجر به نتیجه بهتر شود. مثال؛ استفاده مداوم از نرم افزار قدی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تله هزینه ازدست رفته ( Sunk Cost Fallacy ) ادامه سرمایه گذاری بر روی یک تصمیم قبلی به دلیل هزینه هایی که قبلاً صرف شده، حتی اگر ادامه آن منطقی نباشد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تله دسترسی ( Availability Bias ) تخمین بیش از حد احتمال یا اهمیت رویدادهایی که به راحتی در حافظه در دسترس هستند. مثال؛ شخصی پس از دیدن اخبار متعدد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تله لنگراندازی ( Anchoring Bias ) تکیه بیش از حد بر اولین اطلاعات دریافتی ( لنگر ) هنگام تصمیم گیری مثال؛ اولین قیمت پیشنهادی برای یک محصول، ذهن خری ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تله تأییدی ( Confirmation Bias ) تمایل به جستجو و توجه به اطلاعاتی که باورهای قبلی ما را تأیید می کند و نادیده گرفتن اطلاعات مخالف. مثال؛ یک مدیر ک ...