🔸 معادل فارسی:
• مراقبت دارویی، درمان دارویی ( تحت نظارت )
• مدیریت تداخلات دارویی ( با سایر درمان های مصرف مواد )
• مراقبت فارماکولوژیک
🔸 "Pharmacological care" ( مراقبت دارویی ) به استفاده ایمن، مؤثر، و هماهنگ از داروها در درمان یک بیمار، با توجه ویژه به تداخلات بالقوه با سایر موادی که بیمار ممکن است مصرف کند ( خواه به صورت تجویزی، غیرتجویزی، یا تفریحی ) گفته می شود. این مفهوم فراتر از "تجویز دارو" است و شامل پایش مداوم، تنظیم دوز، آموزش بیمار، و هماهنگی با سایر ارائه دهندگان درمان می شود.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"Pharmacological care for a patient on methadone must consider interactions with HIV medications, benzodiazepines, and even over - the - counter sleep aids. "
مراقبت دارویی برای یک بیمار تحت درمان با متادون باید تداخلات با داروهای HIV، بنزودیازپین ها، و حتی کمک خواب های بدون نسخه را در نظر بگیرد.
"The lack of coordinated pharmacological care in the 1960s meant that Betty's psychiatrist prescribed her amphetamines for weight loss while her GP prescribed barbiturates for anxiety – a potentially lethal combination. "
کمبود مراقبت دارویی هماهنگ در دهه ۱۹۶۰ به این معنا بود که روانپزشک بتی برای کاهش وزن برای او آمفتامین تجویز می کرد در حالی که پزشک عمومی اش برای اضطراب باربیتورات تجویز می کرد – ترکیبی بالقوه کشنده.
• مراقبت دارویی، درمان دارویی ( تحت نظارت )
• مدیریت تداخلات دارویی ( با سایر درمان های مصرف مواد )
• مراقبت فارماکولوژیک
🔸 "Pharmacological care" ( مراقبت دارویی ) به استفاده ایمن، مؤثر، و هماهنگ از داروها در درمان یک بیمار، با توجه ویژه به تداخلات بالقوه با سایر موادی که بیمار ممکن است مصرف کند ( خواه به صورت تجویزی، غیرتجویزی، یا تفریحی ) گفته می شود. این مفهوم فراتر از "تجویز دارو" است و شامل پایش مداوم، تنظیم دوز، آموزش بیمار، و هماهنگی با سایر ارائه دهندگان درمان می شود.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
مراقبت دارویی برای یک بیمار تحت درمان با متادون باید تداخلات با داروهای HIV، بنزودیازپین ها، و حتی کمک خواب های بدون نسخه را در نظر بگیرد.
کمبود مراقبت دارویی هماهنگ در دهه ۱۹۶۰ به این معنا بود که روانپزشک بتی برای کاهش وزن برای او آمفتامین تجویز می کرد در حالی که پزشک عمومی اش برای اضطراب باربیتورات تجویز می کرد – ترکیبی بالقوه کشنده.