سِن - سِی - شِن - آ - لای - زِی - شِن ( تکیه روی "سِی" و "زِی" )
🔸 معادل فارسی:
• ( رسانه ای ) جنجالی سازی، حس گرایی، اغراق آمیز کردن ( خبر )
• بزرگ نمایی احساسی ( رویدادها برای جلب توجه )
... [مشاهده متن کامل]
• ( انتقادی ) تبدیل خبر عادی به یک رسوایی یا حاشیه پر سر و صدا
🔸 مثال ها:
"The documentary was criticized for its sensationalization of poverty, focusing on the most extreme cases rather than the everyday reality. "
آن مستند به خاطر جنجالی سازی فقر ( بزرگنمایی احساسی ) مورد انتقاد قرار گرفت و به جای واقعیت روزمره، روی شدیدترین موارد تمرکز کرده بود.
"Sensationalization of crime in the news makes people believe that the world is far more dangerous than it actually is. "
جنجالی سازی جرایم در اخبار باعث می شود مردم باور کنند جهان بسیار خطرناک تر از آن چیزی است که واقعاً هست.
🔸 معادل فارسی:
• ( رسانه ای ) جنجالی سازی، حس گرایی، اغراق آمیز کردن ( خبر )
• بزرگ نمایی احساسی ( رویدادها برای جلب توجه )
... [مشاهده متن کامل]
• ( انتقادی ) تبدیل خبر عادی به یک رسوایی یا حاشیه پر سر و صدا
🔸 مثال ها:
آن مستند به خاطر جنجالی سازی فقر ( بزرگنمایی احساسی ) مورد انتقاد قرار گرفت و به جای واقعیت روزمره، روی شدیدترین موارد تمرکز کرده بود.
جنجالی سازی جرایم در اخبار باعث می شود مردم باور کنند جهان بسیار خطرناک تر از آن چیزی است که واقعاً هست.