co occurrence

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: combined form of occurrence.

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( آماری ) هم رخدادی، هم وقوعی
• ( پزشکی ) هم بودی ( comorbidity )
• ( زبان شناسی ) همنشینی ( واژگان )
• وقوع همزمان دو رویداد یا ویژگی
🔸 مثال ها:
"The study found a high co - occurrence of smoking and drinking alcohol among young adults. "
...
[مشاهده متن کامل]

این مطالعه هم رخدادی بالایی را بین سیگار کشیدن و مصرف الکل در میان بزرگسالان جوان پیدا کرد.
"The co - occurrence of certain words in a text can reveal hidden themes. "
همنشینی ( هم رخدادی ) برخی واژه ها در یک متن می تواند تم های پنهان را آشکار کند.
"In natural language processing, algorithms analyze the co - occurrence of words to understand context and meaning. "
در پردازش زبان طبیعی، الگوریتم ها هم رخدادی ( همنشینی ) کلمات را برای درک بافت و معنا تحلیل می کنند.

در علم سنجی به معنی هم ر خدادی واژگان به کار می رود.
رخداد همزمان
هم زمانی
حضور هم زمان
هم رخدادی
همگرایی
همایندی
هم رخداد
هم - رخدادی