تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

deodorant=ضدبو antiperspirant=ضدتعریق

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

deodorant=ضدبو antiperspirant=ضدتعریق

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Concurrent=simultaneous همزمان

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Turmoil=chaos= آشفتگی ، هرج و مرج

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Patriotism=nationalism=میهن پرستی، وطن دوستی Patriotism معمولاً بار مثبت دارد ( عشق به کشور ) . Nationalism می تواند بار منفی یا افراطی بگیرد ( بر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Patriotism=nationalism=میهن پرستی، وطن دوستی Patriotism معمولاً بار مثبت دارد ( عشق به کشور ) . Nationalism می تواند بار منفی یا افراطی بگیرد ( بر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Shiny براق

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسئله اصلی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسائل عمده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وسوسه کردن یا وسوسه شدن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

محتوای بی کیفیت، تکراری، سطحی یا بی ارزش که به صورت انبوه توسط هوش مصنوعی تولید می شود؛ محتوایی که ظاهراً پرحجم است اما عمق، دقت، خلاقیت یا ارزش واقع ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراد بازداشت شده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرکت مشاوره

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Scam=کلاهبرداری Scammer=کلاهبردار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Scam=کلاهبرداری Scammer=کلاهبردار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعال ( سیاسی/اجتماعی ) محافظه کار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهاجرت غیر قانونی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Mortal kombat = نبرد مرگبار Mortal combat = نبرد مرگبار کلمه “kombat” ظاهراً یک املای غیررسمی یا عامیانه از “combat” به معنای نبرد و مبارزه است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

نبرد مرگبار

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی adjective: فانی، قابل مرگ، مرگبار چیزی که زندگی آن محدود است و روزی می میرد. معنی noun: انسان ( به خصوص به عنوان موجود فانی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

Eternal=ابدی Eternity=ابدیت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Eternal=ابدی Eternity=ابدیت

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fertility rate =نرخ باروری Birth rate = نرخ تولد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Fertility rate =نرخ باروری Birth rate = نرخ تولد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل free speech ب معنای آزادی بیان ، به جای هم میشه استفاده کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Ancient ages: عصر باستان Middle ages: قرون وسطی Renaissance: دوران رنسانس Modern ages: عصر مدرن تقسیم بندی کل تاربخ اروپا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ancient ages: عصر باستان Middle ages: قرون وسطی Renaissance: دوران رنسانس Modern ages: عصر مدرن تقسیم بندی کل تاربخ اروپا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ancient ages: عصر باستان Middle ages: قرون وسطی Renaissance: دوران رنسانس Modern ages: عصر مدرن تقسیم بندی کل تاربخ اروپا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Ancient ages: عصر باستان Middle ages: قرون وسطی Renaissance: دوران رنسانس Modern ages: عصر مدرن تقسیم بندی کل تاربخ اروپا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران مدرن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران مدرن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران باستان

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوران باستان

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کهکشان راه شیری

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Analyst=تحلیلگر Analysis=تجزیه و تحلیل

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Analyst=تحلیلگر Analysis=تجزیه و تحلیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عامل بگایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فلزکار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقره ساز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Idealistic:آرمانگرا realistic:واقع گرا ، واقع بین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Overpass:روگذر Underpass: زیرگذر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Overpass:روگذر Underpass: زیرگذر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این کلمات هم معنی و ب معنی مرفه و پولدار میباشد؛ Rich Wealthy Affluent Well off

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرده سینما یا کوتاه تر ؛ سینما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیلم تاریخی یا دوره ای Period film به فیلمی گفته می شود که داستانش در یک دوره تاریخی خاص اتفاق می افتد و سعی می کند جزئیات آن دوره ( مثل لباس ها، م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Farm مزرعه ( عمومی تر ) Estate ملک بزرگ، اغلب با ساختمان Ranch مزرعه ی دامداری Orchard باغ میوه Vineyard باغ انگور Plantation, مزرعه ای ک درش یک محص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Farm مزرعه ( عمومی تر ) Estate ملک بزرگ، اغلب با ساختمان Ranch مزرعه ی دامداری Orchard باغ میوه Vineyard باغ انگور Plantation, مزرعه ای ک درش یک محص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Orchard

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

Farm مزرعه ( عمومی تر ) Estate ملک بزرگ، اغلب با ساختمان Ranch مزرعه ی دامداری Orchard باغ میوه Vineyard باغ انگور Plantation, مزرعه ای ک درش یک محص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Farm مزرعه ( عمومی تر ) Estate ملک بزرگ، اغلب با ساختمان Ranch مزرعه ی دامداری Orchard باغ میوه Vineyard باغ انگور Plantation , عموما مزرعه ای ک درش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Clergyman = روحانی مرد / کشیش ( به زن روحانی می گویند: Clergywoman ) ( و به صورت کلی و جنسیت خنثی: Clergy یا Cleric )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

🙃It's none of your business! به تو چه ! به تو چه مربوطه 🥲Mind your own business! سرت به کار خودت باشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

🟢 نکته تلفظی مهم هر موقع کلمه ای به mb ختم شود، حرف b تلفظ نمی شود. مثال ها؛ 1. Bomb – بمب 2. Thumb – شست دست 3. Numb – بی حس، کرخت 4. Dumb – ل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Multiplication = ضرب ( � ) Addition = جمع ( ) Subtraction = تفریق ( − ) Division = تقسیم ( � )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Multiplication = ضرب ( � ) Addition = جمع ( ) Subtraction = تفریق ( − ) Division = تقسیم ( � )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Multiplication = ضرب ( � ) Addition = جمع ( ) Subtraction = تفریق ( − ) Division = تقسیم ( � )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Multiplication = ضرب ( � ) Addition = جمع ( ) Subtraction = تفریق ( − ) Division = تقسیم ( � )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Enrollment Sign up Registaration هر سه هم معنی ، و ب معنای ثبت نام ، نام نویسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Enrollment Sign up Registaration هر سه هم معنی ، و ب معنای ثبت نام ، نام نویسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Enrollment Sign up Registaration هر سه هم معنی ، و ب معنای ثبت نام ، نام نویسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Goalie Goalkeeper Goaltender هر سه کلمه هم معنی و ب معنی دروازه بان هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دروازه بان: Goalkeeper ( GK ) – دروازه بان مدافعان: Center Back ( CB ) – مدافع مرکزی Full Back ( Left Back - LB / Right Back - RB ) – مدافع کنار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دروازه بان: Goalkeeper ( GK ) – دروازه بان مدافعان: Center Back ( CB ) – مدافع مرکزی Full Back ( Left Back - LB / Right Back - RB ) – مدافع کنار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تفاوت penny با cent Penny و Cent هر دو واحد پولی هستند، اما تفاوت هایی دارند: 1. Penny: واحد کوچکی از پول در بریتانیا ( پوند ) و ایالات متحده ( د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوت penny با cent Penny و Cent هر دو واحد پولی هستند، اما تفاوت هایی دارند: 1. Penny: واحد کوچکی از پول در بریتانیا ( پوند ) و ایالات متحده ( د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلماتی که به "holic" ختم میشوند، معمولاً به معنی اعتیاد یا علاقه شدید به چیزی هستند. در اینجا چند مثال آورده شده است: 1. **Workaholic** ( معتاد به کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلماتی که به "holic" ختم میشوند، معمولاً به معنی اعتیاد یا علاقه شدید به چیزی هستند. در اینجا چند مثال آورده شده است: 1. **Workaholic** ( معتاد به کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلماتی که به "holic" ختم میشوند، معمولاً به معنی اعتیاد یا علاقه شدید به چیزی هستند. در اینجا چند مثال آورده شده است: 1. **Workaholic** ( معتاد به کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلماتی که به "holic" ختم میشوند، معمولاً به معنی اعتیاد یا علاقه شدید به چیزی هستند. در اینجا چند مثال آورده شده است: 1. **Workaholic** ( معتاد به ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کلماتی که به "holic" ختم میشوند، معمولاً به معنی اعتیاد یا علاقه شدید به چیزی هستند. در اینجا چند مثال آورده شده است: 1. **Workaholic** ( معتاد به ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتحادیه تبلیغ کنندگان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جو سبوس دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گندم سبوس دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سبوس گندم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبوس جو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Worn=قسمت سوم فعل wear و همچنین پوسیده و کهنه Worm=کرم Warn=هشدار Warm=گرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Worn=قسمت سوم فعل wear و همچنین پوسیده و کهنه Worm=کرم Warn=هشدار Warm=گرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Worn=قسمت سوم فعل wear و همچنین پوسیده و کهنه Worm=کرم Warn=هشدار Warm=گرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Worn=قسمت سوم فعل wear و همچنین پوسیده و کهنه Worm=کرم Warn=هشدار Warm=گرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Worn=قسمت سوم فعل wear و همچنین پوسیده و کهنه Worm=کرم Warn=هشدار Warm=گرم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قاب عکس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خائن ، متقلب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هاکی با سورتمه ( ویژه معلولین )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هاکی با سورتمه ( ویژه معلولین )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Biathlon=ورزش دو گانه Triathlon=ورزش سه گانه Pentathlon=ورزش پنج گانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Biathlon=ورزش دو گانه Triathlon=ورزش سه گانه Pentathlon=ورزش پنج گانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Biathlon=ورزش دو گانه Triathlon=ورزش سه گانه Pentathlon=ورزش پنج گانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس توری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس توری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Fencing=ورزش شمیشر بازی Fencer=شمشیر باز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Waiter=گارسون ، گارسون آقا Waitress= گارسون خانم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

affluent=مرفه - ثروتمند effluent= پسآب ، فاضلاب ، آب خروجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Hangar=آشیانه هواپیما Hanger= چوب لباسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Textile=پارچه Texture= بافت Textile texture = بافت پارچه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر مقدار از چیزی ک بعد از مصرف باقی میماند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شکست دادن یا شکست خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

sweet=شیرین sweep=جارو زدن sweat=عرق swear=قسم خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

sweet=شیرین sweep=جارو زدن sweat=عرق swear=قسم خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

sweet=شیرین sweep=جارو زدن sweat=عرق swear=قسم خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

sweet=شیرین sweep=جارو زدن sweat=عرق swear=قسم خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Flood=سیل Floor=طبقه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

export=صادرات expert=متخصص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Furry animal=حیوانات خزدار Scaly animal=حیوانات فلس دار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

royal=سلطنتی loyal=وفادار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وفادار و متعهد به شخص یا چیزی