export

/ekˈspɔːrt//ˈɛkspɔːt/

معنی: صادرات، کالای صادره، صادر کردن، بیرون بردن
معانی دیگر: (کالا و خدمات) صادر کردن، برفرستی کردن (در برابر: وارد کردن import)، (اندیشه و هنر و فرهنگ و غیره) سرایت دادن یا کردن، (هر چیز صادر شده) کالای صادراتی، (مهجور) بردن، حمل کردن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: exports, exporting, exported
• : تعریف: to send or transport abroad, usu. for sale or trade.
متضاد: import

- Japan exports cars to the United States and other countries all over the world.
[ترجمه ترگمان] ژاپن به آمریکا و دیگر کشورها در سراسر جهان صادرات می دهد
[ترجمه گوگل] ژاپن خودروهای خود را به ایالات متحده و سایر کشورها در سراسر جهان صادر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to send or transport something abroad, usu. for sale or trade.

- Our company will begin exporting to Europe next year.
[ترجمه احمد] شرکت ما در سال آینده به اروپا شروع به صادرات خواهد کرد
|
[ترجمه ترگمان] شرکت ما در سال آینده صادرات به اروپا را آغاز خواهد کرد
[ترجمه گوگل] شرکت ما شروع به صادرات به اروپا در سال آینده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or practice of sending goods abroad for sale or trade.
متضاد: import

- The export of fruits is important to the Mexican economy.
[ترجمه ترگمان] صادرات میوه ها برای اقتصاد مکزیک مهم است
[ترجمه گوگل] صادرات میوه ها برای اقتصاد مکزیک مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a product or products that are sent abroad for sale or trade.

- These exports are produced with the steering wheel on the left.
[ترجمه ترگمان] این صادرات با فرمان فرمان در سمت چپ تولید می شود
[ترجمه گوگل] این صادرات با چرخ فرمان در سمت چپ تولید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
مشتقات: exportable (adj.), exporter (n.)
• : تعریف: of or pertaining to the sending or transporting abroad of goods for sale or trade, or to the goods that are or can be sent abroad.

- He is in the export business.
[ترجمه ترگمان] او در تجارت صادرات است
[ترجمه گوگل] او در تجارت صادراتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Wheat is an export commodity.
[ترجمه ترگمان] گندم یک کالای صادراتی است
[ترجمه گوگل] گندم یک کالای صادراتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. the export of surplus wheat
صادرات گندم اضافه برنیاز

2. they export oil and import computers
آنها نفت صادر و کامپیوتر وارد می کنند.

3. their main export is coal
صادرات عمده ی آنها زغال سنگ است.

4. they loosened export regulations
آنها مقررات صادرات را آسان تر کردند.

5. oil is iran's export staple
نفت محصول عمده ی صادراتی ایران است.

6. an important item in our export
یک قلم عمده از صادرات ما

7. they grow rice exclusively for export
آنها برنج را صرفا برای صادرات می کارند.

8. oil has supplanted carpets as our main export
نفت به عنوان صادرات عمده ی ما جانشین فرش شده است.

9. he was hoping his brother would give him a toehold in the export business
امیدوار بود که برادرش در کار صادرات به او مجال بدهد.

10. Export licences for arms are strictly controlled.
[ترجمه ترگمان]صدور مجوز صادرات برای اسلحه به شدت کنترل می شود
[ترجمه گوگل]مجوز صادرات برای اسلحه به شدت کنترل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We now export all kinds of industrial products.
[ترجمه ترگمان]ما اکنون همه انواع محصولات صنعتی را صادر می کنیم
[ترجمه گوگل]اکنون ما انواع محصولات صنعتی را صادر می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Chinese commodities available for export are varied.
[ترجمه ترگمان]کالاهای چینی موجود برای صادرات متفاوت هستند
[ترجمه گوگل]کالاهای چینی موجود برای صادرات متنوع هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The government has imposed export restraints on some products.
[ترجمه ترگمان]دولت محدودیت های صادراتی برخی از محصولات را اعمال کرده است
[ترجمه گوگل]دولت محدودیت های صادراتی را برای برخی محصولات اعمال کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This country export fruit to China.
[ترجمه ترگمان]این کشور میوه را به چین صادر می کند
[ترجمه گوگل]این کشور میوه را به چین صادر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The closure of the export department resulted in over 100 redundancies.
[ترجمه ترگمان]تعطیلی بخش صادرات منجر به بیش از ۱۰۰ redundancies شد
[ترجمه گوگل]بسته شدن بخش صادرات منجر به بیش از 100 شغل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. We export our products to countries as far afield as Japan and Canada.
[ترجمه ترگمان]ما محصولات خود را به کشورهایی مانند ژاپن و کانادا صادر می کنیم
[ترجمه گوگل]ما محصولات خود را به کشورهای ژاپن و کانادا صادر می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The embargo impacted on export revenues.
[ترجمه ترگمان]تحریم بر درآمده ای صادراتی تاثیر گذاشت
[ترجمه گوگل]تحریم بر درآمد صادرات تاثیر گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. They are engaged in import and export.
[ترجمه ترگمان]آن ها وارد واردات و صادرات می شوند
[ترجمه گوگل]آنها در واردات و صادرات شرکت دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The islanders could barely survive without an export crop.
[ترجمه ترگمان]جزیره نشینان به سختی می توانستند بدون یک محصول صادراتی دوام بیاورند
[ترجمه گوگل]ساکنان جزیره به سختی میتوانند بدون محصول صادراتی زنده بمانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. France produces a great deal of wine for export.
[ترجمه ترگمان]فرانسه مقدار زیادی شراب برای صادرات تولید می کند
[ترجمه گوگل]فرانسه مقدار زیادی شراب برای صادرات تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. They renewed contact with other import and export corporations.
[ترجمه ترگمان]آن ها با دیگر شرکت های صادراتی و صادراتی تماس گرفتند
[ترجمه گوگل]آنها با سایر شرکت های وارداتی و صادرات تماس جدیدی برقرار کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

صادرات (اسم)
export

کالای صادره (اسم)
export

صادر کردن (فعل)
issue, publish, export, send out

بیرون بردن (فعل)
bring off, export, subduct

تخصصی

[کامپیوتر] صادر کردن، صدور . - صدور ،صادر کردن ،خروج - ذخیره فایل به قالبی غیر از قالب معمولی برنامه ی کاربردی .بسیاری از برنامه های واژه پردازش و گرافیکی ،توانایی صدورقالبهای مختلف فایل را دارند .از آنجا که فرایند صدور،نوعی تبدیل است ،امکان از دست رفتن کیفیت هم وجود دارد .

به انگلیسی

• shipping of goods to other countries; exportation; merchandise or services sold to parties in other countries; storage of data in a format which can be read by other programs (computers)
ship, send abroad, sell overseas
to export goods means to sell them to another country and send them there.
the export of goods is the sale and sending of them to another country.
exports are goods which are sold to another country and sent there.
to export ideas or values means to introduce them into other countries.
export credit: see credit.

پیشنهاد کاربران

صادرات
import دقیقا واژه مقابل export هست و export در هیچ منبعی یا جمله ای به معنای واردات به کار نمیره و حتی کوچکترین برداشتی هم به معنای واردات ازش نمیشه کرد، لطفا اگر در این حد بی اطلاع و میشه گفت بی سواد هستید حداقل با وارد کردن معانی اشتباه دیگران رو گمراه نکنید!!!!!!!!!
خانم Hedie لطفا اگر بلد نیستید اطلاعات غلط به مردم ندید export به معنای صادرات هست نه واردات:|

موضعی
export: صادرات
expert: کارشناس
Export expert:کارشناس صادرات
برای یادگیری و یادسپاری بهتر استفاده از کلمات شبیه به هم.
خروجی گرفتن
1. The opposite trend affected animal fat and vegetable oil exports, the export of mineral fuels and lubricants and of chemical products.
روند مخالف بر چربی حیوانات و صادرات روغن نباتی ، صادرات سوخت های معدنی و روان کننده ها و محصولات شیمیایی تأثیر گذاشت.
2. A ratio comparing export prices to import prices, the terms of trade is related to current accounts and the balance of payments.
نسبت مقایسه قیمت صادرات با قیمت واردات ، شرایط تجارت به حسابهای جاری و تراز پرداختها مربوط است.
3. There were a lot of lumberjacks to cut down trees and export them to England.
چوب های زیادی برای قطع درختان و صادرات آنها به انگلیس وجود داشت.
4. Both sides in Cyprus are fairly self - sufficient in terms of food production and both export a variety of fruit and vegetables.
هر دو طرف در قبرس از نظر تولید مواد غذایی کاملاً خودکفا هستند و هر دو انواع میوه و سبزیجات را صادر می کنند.

Export ( noun ) , exports ( noun ) = صادرات، صادراتی
exports = foreign sales
معانی دیگرexport ( noun ) >>>>صدور، کالای صادره

oil export= صادرات نفتی
export tax = مالیات صادرات
export rate = نرخ صدور، نرخ صادرات
export goods = کالای صادراتی
export licence = مجوز صدور

Export ( verb ) = صادر کردن
معانی دیگر Export ( verb ) >>> بیرون بردن، بیرون فرستادن، به کشور دیگر حمل کردن


متضاد کلمه export >>>میشه>>> Import



صادریدن export
م. ث
صادریدن نفت، فقط و فقط جیب یک سری را می پُرَد.
export ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: برون‏بُرد
تعریف: یکی از زیرگزینه‏های پرونده که برای ارسال یک پرونده همراه با تغییر قالب از نرم‏افزار جاری به نرم‏افزاری دیگر به کار می‏رود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما