eternal

/ˌɪˈtɜːrnl̩//ɪˈtɜːnl̩/

معنی: بی پایان، پیوسته، جاوید، دائمی، همیشگی، ابدی، جاودان، ازلی، لایزال، خالد، بدون سرانجام و سراغاز، سرمد، فنا ناپذیر
معانی دیگر: (بی آغاز و پایان) انوشه، جاودانه، همیشگان، هرگزی، بی تغییر، پایا، پاینده، دگرگون ناپذیر، بی وقفه، بی مکث، یکریز، دایم، وابسته به ابدیت، جاودانی، مکرر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having no beginning or end; existing outside of time; timeless.
مترادف: boundless, endless, everlasting, infinite, limitless, timeless, unlimited
متضاد: ephemeral, mundane, temporal, transient
مشابه: ceaseless, constant, perpetual

- the eternal existence of God. (Cf. temporal1.)
[ترجمه ترگمان] وجود ابدی خدا (Cf)temporal۱)
[ترجمه گوگل] وجود ابدی خداوند (Cf temporal1 )
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: seeming to have no end; continuing over a very long time; interminable.
مترادف: endless, enduring, everlasting, interminable, lasting, perpetual
متضاد: brief, momentary
مشابه: abiding, constant, continual, persistent, relentless, unceasing, undying, unremitting

- the eternal battle of the sexes
[ترجمه A.A] نزاع همیشگی زن و مرد
|
[ترجمه یوسف میرشی پور] بگو مگوی بی پایان زنان ومردان
|
[ترجمه ترگمان] جنگ ابدی زنان و مرد،
[ترجمه گوگل] نبرد ابدی از جنس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: being unaffected by time or change.
مترادف: immutable, timeless, unchanging
متضاد: inconstant, mutable
مشابه: everlasting, immortal, permanent, perpetual

- the eternal truths of moral philosophy
[ترجمه ترگمان] حقایق ابدی فلسفه اخلاقی
[ترجمه گوگل] حقایق ابدی فلسفه اخلاق
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: eternally (adv.), eternality (n.)
• : تعریف: (cap.) God (usu. prec. by the).
مترادف: Almighty, Creator, Everlasting, God, Jehovah, Lord, Maker, Yahweh
مشابه: almighty

جمله های نمونه

1. eternal fame
شهرت ابدی

2. eternal life
عمر ابدی

3. eternal rest
استراحت ابدی

4. eternal triangle
مثلث ابدی (به ویژه در داستان های ادبی - مثلا دو زن که هر دو عاشق یک مرد هستند)

5. her eternal complaints
شکایات همیشگی او

6. the eternal conflict of right and wrong
ستیز ابدی حق و باطل

7. the eternal salvation of the martyrs' souls
رستگاری ابدی روح شهیدان

8. the eternal struggle of good against evil
مبارزه ی ابدی نیکی با بدی

9. the eternal verities
حقیقت های همیشگی

10. all that hollow talk about eternal peace!
آنهمه حرف های پوچ درباره ی صلح ابدی !

11. his father went to his eternal rest
پدرش به خواب ابدی فرو رفت.

12. neither you nor i know the eternal mysteries
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

13. to wander off into sin and eternal damnation
به ورطه ی گناه و لعنت ابدی کشیده شدن

14. the polarity of good and evil is eternal
پادش نیکی و بدی ابدی است.

15. she believes that religion is the only way to eternal salvation
او باور داردکه مذهب یگانه راه رستگاری ابدی است.

16. humanity has judged these books and found them worthy of eternal fame
بشریت این کتاب ها را مورد قضاوت قرار داده و آنها را شایسته ی شهرت ابدی شناخته است.

17. the ephemeral glory of a contest winner as compared with the eternal glory of scientific and literary greats
افتخار کوته زی برنده ی یک مسابقه در برابر افتخار ابدی بزرگان علم و ادب

18. Whoever believes in Him shall have eternal life.
[ترجمه ترگمان]هرکس که به او ایمان داشته باشد، زندگی ابدی خواهد داشت
[ترجمه گوگل]هرکسی که به او ایمان آورد، زندگی ابدی خواهد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. His kindness and support earned him her eternal gratitude.
[ترجمه eng.camelliamsl@] مهربانی و حمایت ان مرد باعث شد که زن تا ابد قدردان او باشد
|
[ترجمه ترگمان]محبت و حمایت او باعث می شد که او سپاسگزاری ابدی خود را به دست آورد
[ترجمه گوگل]مهربانی و حمایت او از او قدردانی ابدی را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. She felt eternal gratitude to him for saving her life.
[ترجمه ترگمان]به خاطر نجات جان او، نسبت به او احساس سپاسگزاری می کرد
[ترجمه گوگل]او احساسات ابدی برای صرفه جویی در زندگی اش را احساس کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Sometimes, the everlasting and vows of eternal love is not in proportion.
[ترجمه ترگمان]گاهی، جاودانی و جاودانی عشق ابدی به نسبت نیست
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات، ابدی و تعهد عشق ابدی است نسبت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Newspapers are simply responding to the eternal fascination of their readers with the private lives of the rich and famous.
[ترجمه ترگمان]روزنامه ها به سادگی به جذبه ابدی خوانندگان خود با زندگی خصوصی ثروتمندان و مشاهیر پاسخ می دهند
[ترجمه گوگل]روزنامه ها به سادگی به شیوۀ ابدی خوانندگان خود با زندگی خصوصی غنی و مشهور پاسخ می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بی پایان (صفت)
inconclusive, abysmal, endless, unending, eternal, incessant, illimitable, unbound, unfinished, never-ending, termless

پیوسته (صفت)
contiguous, vicinal, eternal, incessant, continuous, attached, allied, united, joined, connected, proximate, continual, uninterrupted, ceaseless, syndetic, coalescent, legato, married

جاوید (صفت)
eternal, immortal

دائمی (صفت)
permanent, constant, perennial, eternal, sequential, continual, ceaseless, first-string

همیشگی (صفت)
perennial, eternal, habitual, usual, continual, perdurable, perpetual

ابدی (صفت)
permanent, perennial, eternal, perdurable, perpetual, everlasting, immortal, sempiternal, uncreated

جاودان (صفت)
living, eternal, everlasting, sempiternal, self-perpetuating

ازلی (صفت)
eternal, everlasting, increate, prevenient

لایزال (صفت)
eternal, undying

خالد (صفت)
lasting, eternal

بدون سرانجام و سراغاز (صفت)
eternal

سرمد (صفت)
eternal, infinite, everlasting

فنا ناپذیر (صفت)
eternal, immortal, undying, indestructible

به انگلیسی

• everlasting, without end
if something is eternal, it lasts for ever.
eternal truths and values never change and are thought to be true in all situations.

پیشنهاد کاربران

permanent
سرمدی
مطلق
ابدی
عمیق، شدید، بسیار، زیاد
eternal recurrence
بازگشت ابدی
الهی
eternal Providence مشیت الهی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما