sign up

/saɪn ʌp//saɪn ʌp/

1- رجوع شود به: 2 sign on- نام نویسی کردن، ثبت نام کردن، به خدمت ارتش درآمدن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to join or cause to join a particular group, class, or activity; register.
مترادف: enroll, register
مشابه: conscript, draft, enlist, enter, pledge, recruit

- We signed up for a dance class.
[ترجمه نرگس] ما برای کلاس رقص نام نویسی کردیم
|
[ترجمه ترگمان] ما برای کلاس رقص ثبت نام کردیم
[ترجمه گوگل] ما برای یک کلاس رقص ثبت نام کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The teacher signed us up for physics.
[ترجمه Saeedeh] مربی مارا در کلاسهای فیزیک ثبت نام کرد
|
[ترجمه ترگمان] معلم ما را برای فیزیک به امضا رساند
[ترجمه گوگل] معلم ما را برای فیزیک امضا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. They manage to sign up all the best performers.
[ترجمه ترگمان]آن ها موفق می شوند تمام بهترین اجرا کنندگان را امضا کنند
[ترجمه گوگل]آنها موفق به ثبت نام بهترین بازیگران شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He has posted a sign up that says "No Fishing".
[ترجمه ترگمان]او علامتی را پست کرده است که می گوید: \"ماهیگیری ممنوع\"
[ترجمه گوگل]او یک ثبت نام کرده است که می گوید: 'بدون ماهیگیری'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You could sign up for a series of courses, which you could take at your own pace.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید برای یک سری چیزها ثبت نام کنید که می توانید با سرعت خودتان از آن استفاده کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید برای مجموعه ای از دوره ها ثبت نام کنید، که می توانید با سرعت خودتان انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Did you sign up yet? The course starts in two weeks, you know.
[ترجمه لیلا.ف] هنوز. ثبت نام نکردید؟ می دانید که این دوره، طی دو هفته آبنده شروع خواهد شد.
|
[ترجمه ترگمان]هنوز ثبت نام نکردی؟ البته تا دو هفته دیگه شروع میشه
[ترجمه گوگل]هنوز ثبت نام کرده اید؟ این دوره در دو هفته شروع می شود، می دانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The company will shortly sign up its one millionth motor policy holder.
[ترجمه ترگمان]این شرکت به زودی یک میلیون holder سیاست موتور خود را امضا خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این کمپانی به زودی یک دارنده سلاح موتور یک میلیون دلاری خود را امضا خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It also sounds like fun to sign up for an Internet mailing list.
[ترجمه ترگمان]همچنین به نظر جالب می آید که برای یک فهرست پستی اینترنتی ثبت نام کنید
[ترجمه گوگل]همچنین به نظر می رسد سرگرم کننده برای ثبت نام برای لیست پستی اینترنتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. When you sign up for a savings scheme check the clauses for giving notice.
[ترجمه ترگمان]زمانی که برای یک برنامه پس انداز ثبت نام می کنید، بندها را برای اخطار چک کنید
[ترجمه گوگل]هنگامی که برای طرح پس انداز ثبت نام می کنید، مقررات اخطار را بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. When nobody contacted him, Ozzie decided to sign up for a foreign-language qualification test.
[ترجمه ترگمان]وقتی کسی با او تماس گرفت، Ozzie تصمیم گرفت تا برای تست صلاحیت زبان خارجی ثبت نام کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که هیچ کس با او تماس نداشت، اوزی تصمیم گرفت برای امتحان صلاحیت زبان خارجی ثبت نام کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Why not settle in, raise your little girl, sign up for the concert and drama series.
[ترجمه ترگمان]چرا در آن اقامت نکنید، دختر کوچک خود را بزرگ کنید، برای کنسرت و مجموعه درام ثبت نام کنید
[ترجمه گوگل]چرا سکوت نکنید، دختر کوچک خود را بالا ببرید، برای کنسرت و سریالهای تلویزیونی ثبت نام کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But it has refused to sign up to the comprehensive test ban treaty.
[ترجمه ترگمان]اما از امضای معاهده منع آزمایش جامع خودداری کرده است
[ترجمه گوگل]اما از امضای معاهده ممنوعیت جامع امتناع کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Kurt was able to sign up without first enduring the humiliation of internment.
[ترجمه ترگمان]کورت می توانست بدون تحمل حقارت و عذاب internment، ثبت نام کند
[ترجمه گوگل]کورت توانست بدون اولویت تحقیر زندانی شدن، ثبت نام کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Recruiters were ordered to sign up more high school graduates who showed high aptitudes for science, engineering and electronics.
[ترجمه ترگمان]به استخدام کنندگان دستور داده شد تا فارغ التحصیلان دبیرستانی را امضا کنند که استعدادهای بالایی را برای علم، مهندسی و الکترونیک نشان می دادند
[ترجمه گوگل]استخدامکنندگان دستور دادند که بیشتر فارغ التحصیلان دبیرستانی ثبت نام کنند که مهارت های بالایی را برای علم، مهندسی و الکترونیک نشان داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They had chosen to sign up with the UFO subculture.
[ترجمه ترگمان]آن ها انتخاب کرده بودند که با خرده فرهنگ \"بشقاب پرنده\" ثبت نام کنند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند با زیر کشت فرهنگی UFO ثبت نام کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. If fewer than ten students sign up, the course will be discontinued.
[ترجمه ترگمان]اگر کم تر از ده دانشجو ثبت نام کنند، این درس متوقف خواهد شد
[ترجمه گوگل]اگر کمتر از ده دانش آموز ثبت نام کنند، دوره قطع خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. All reservists had a 60-day window to sign up and there was no prohibition on those who already got their orders.
[ترجمه ترگمان]تمام نیروهای ذخیره یک پنجره ۶۰ روزه داشتند تا این کار را امضا کنند و هیچ ممنوعیتی برای کسانی که قبلا دستورها آن ها را دریافت نکرده بودند وجود نداشت
[ترجمه گوگل]تمام مخالفان برای ثبت نام مجبور به یک دوره 60 روزه بودند و هیچ ممنوعیتی برای کسانی که سفارشات خود را دریافت کرده بودند وجود نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• join a list; sign; recruit

پیشنهاد کاربران

ثبت نام و یا عضو شدن
ثبت نام کردن
- ثبت نام کردن
مثال: They’ve signed me up to do voluntary work next month
- عضو شدن
مثال: Kathy signed up for the soccer team this year
- قرارداد بستن
مثال: He signed up as a steward with P&O Lines
- مشارکت کردن
مثال: I've signed up to make the sandwiches for the party
یعنی عضو شدن در یک جایی یا حضور داشتن در یک جا برای مثال:
. It's a good idea to sign up for a class
ترجمه:
فکر خوبی هست که در یک کلاس ( عضو/شرکت ) کنیم.
ثبت نام کردن، مشارکت کردن ، امضا کردن
نام نویسی - ثبت نام
Didn't sign up
ثبت نام کردن، ورود

در نوبت ایستادن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما