پیشنهادهای nader rostami (٥٩٩)
فرچه
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
چند کلمه شبیه به هم، همگی به معنی "جمع آوردی کردن": gather: دور هم جمع کردن افراد و اطلاعات ( افراد و اطلاعات می تونن نسبت به هم بی ربط و متفاوت باشن ...
دو کلمه شبیه هر دو مربوط به محل دفن: tomb: مقبره ( دارای زمینه فرهنگی ) grave: قبر ( ساده )
دو کلمه مربوط به محل دفن: grave: قبر tomb: مقبره
مویی رد شدن پیشامد ها ( طوری که طرف شانس میاره ) مثلا: After his accident, he considered himself lucky to have only had a brush with death.
پر کردن به طور وسیع ( نه فقط برای آب ) مثلا: light flooded the narrow tunnel نور تونل باریک را "به طور وسیع پر کرد".
راه، شیوه، طریق مثلا: We need a means of escape besides the main entrance ما به طریقی ای برای فرار غیر از ورودی اصلی نیاز داریم
دو کلمه شبیه به هم هر دو به معنی "تمرین کردن". rehearse: تمرین کردن به منظور آمادگی برای یک سناریو یا پروسه. drill: تمرین کردن به منظور حفظ و به خا ...
دو کلمه شبیه به هم هر دو به معنی "تمرین کردن": rehearse: تمرین کردن به منظور آمادگی برای یک سناریو یا پروسه. drill: تمرین کردن به منظور حفظ و به خاط ...
در حالت فعل: خود، کسی یا چیزی را سفت چسبیدن ( به حالت بغل کردن )
فیبر پیچ کردن
سردرآوردن
پیاز داغ چیزی رو زیاد کردن ( افسانه وار کردن چیزی یا روایتی )
ضربات ( متوالی ) برنده / قطع کننده مثلا: their guide, chopped a path through the dense undergrowth with practiced swings.
دو کلمه شبیه به هم هر دو به معنی "مشتاق" و تفاوتشون: fervent: مشتاق ( به یک خواست_غیر عملی_رسمی یا ادبی ) eager: مشتاق ( به یک عمل یا رویداد_عملی_مح ...
این کلمه با کلمه practical ( که به معنی "درست و حسابی" ) هست، هم ریشه است. معنی: کسی که هر مساله ای را با درک و راه حل درست و حسابی حل می کند. مثلا ...
فرمانبرانه
چند کلمه شبیه به هم همگی به معنی "شدنی": viable: شدنی ( متمرکز بر میزان موفقیت در کار یا ایده ای ) feasible: شدنی ( متمرکز بر میزان محال نبودن کار ی ...
چند کلمه شبیه به هم همگی به معنی "شدنی": viable: شدنی ( متمرکز بر میزان موفقیت در کار یا ایده ای ) feasible: شدنی ( متمرکز بر میزان محال نبودن کار ی ...
چند کلمه شبیه به هم همگی به معنی "شدنی": viable: شدنی ( متمرکز بر میزان موفقیت در کار یا ایده ای ) feasible: شدنی ( متمرکز بر میزان محال نبودن کار ی ...
به زیر آوردن ( کسی یا گروهی ) ___ به اصطلاح: پرچم کسی را پایین آودن
بیرون گسترانه مثلا: international outreach partnerships همکاری های بیرون گسترانه بین المللی
این کلمه حالت مصدر دو فعل مختلف با معانی مختلف است: 1. duduce به معنی "استنتاج کردن" 2. deduct به معنی "کاهش دادن"
تقسیم یا تعین وظایف
مطلع
دو کلمه شبیه به هم: illicit: غیر شرعی ( نا مناسب از لحاظ اخلاقی، اجتماعی __ اعمال ضد عرف ) illegal: غیر قانونی ( نا مناسب از نظر قانون _ مجازات دارد ...
ولنگ و باز
پهن کردن مثلا: clients would lay out elaborate spreads مشتریان سفره های مفصلی پهن می کنند
چند کلمه شبیه به هم همگی به معنی "مخفی" و اما تفاوت ظریفشون با هم. clandestine مخفی نگهداشتن موضوعی از قانون یا یک مسئول stealth مخفی نگهداشتن خود ...
چند کلمه شبیه به هم همگی به معنی "مخفی" و اما تفاوت ظریفشون با هم. clandestine مخفی نگهداشتن موضوعی از قانون یا یک مسئول stealth مخفی نگهداشتن خود ...
چند کلمه شبیه به هم همگی به معنی "مخفی" و اما تفاوت ظریفشون با هم. clandestine مخفی نگهداشتن موضوعی از قانون یا یک مسئول stealth مخفی نگهداشتن خود ...
کلماتی که برای مراجعه به بو استفاده می شوند. ( از خوب به بد ) aroma ( خوب، معمولا برای خوردنی ها - بو های نوستالوژی ( که حاضر نیستند ) ) scent رایح ...
کلماتی که برای مراجعه به بو استفاده می شوند. ( از خوب به بد ) aroma ( خوب، معمولا برای خوردنی ها - بو های نوستالوژی ( که حاضر نیستند ) ) scent رایح ...
کلماتی که برای مراجعه به بو استفاده می شوند. ( از خوب به بد ) aroma ( خوب، معمولا برای خوردنی ها - بو های نوستالوژی ( که حاضر نیستند ) ) scent رایح ...
کلماتی که برای مراجعه به بو استفاده می شوند. ( از خوب به بد ) aroma ( خوب، معمولا برای خوردنی ها - بو های نوستالوژی ( که حاضر نیستند ) ) scent رایح ...
کلماتی که برای مراجعه به بو استفاده می شوند. ( از خوب به بد ) aroma ( خوب، معمولا برای خوردنی ها - بو های نوستالوژی ( که حاضر نیستند ) ) scent رایح ...
کلماتی که برای مراجعه به بو استفاده می شوند. ( از خوب به بد ) aroma ( خوب، معمولا برای خوردنی ها - بو های نوستالوژی ( که حاضر نیستند ) ) scent رایح ...
دوام آوری برای مدتی کوتاه مثلا: The brevity of fashion trends دوام آوری کوتاه مد های رایج
حس محافظت در آشکار سازی
کج
she overheard a fragment of their conversation او پاره ای از سخنان آنها شنید.
فعل precede به سه صورت کلی میتواند مورد استفاده قرار گیرد. ( با proceed اشتباه نگیرید ) 1. پیشی گرفتن. ( دقت کنید که با پیشی به معنی "گربه ملوس" کار ...
دو کلمه شبیه به هم: هر دو به معنی "در آستانه". at the verge of: در آستانه _ زمینه کاربرد: در آستانه وقوغ وقایع طبیعی یا غیر قابل اجتناب، آستانه احسا ...
دو کلمه شبیه به هم: هر دو به معنی "در آستانه". at the verge of: در آستانه _ زمینه کاربرد: در آستانه وقوغ وقایع طبیعی یا غیر قابل اجتناب، آستانه احسا ...
نو ترقی ( شخص، تشکل یا چیزی که تازه ترقی را آغار کرده )
چند کلمه شبیه به هم هنگی به معنای "سکونتگاه". abode: منزل ( فروتنانه - ادبی ) residence: سکونتگاه ( رسمی ) یا سکونت dwelling: اقامتگاه {اسم} ( علمی ...
چند کلمه شبیه به هم هنگی به معنای "سکونتگاه". abode: منزل ( فروتنانه - ادبی ) residence: سکونتگاه ( رسمی ) یا سکونت dwelling: اقامتگاه {اسم} ( علمی ...