rehearse

/riˈhɜːrs//rɪˈhɜːs/

معنی: گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن
معانی دیگر: باز گفتن، واگویی کردن، بازگویی کردن، برشمردن، (دقیقا) شرح دادن، (به ترتیب) گفتن، (نمایش یا کنسرت و غیره) تمرین کردن، تمرین دادن، (با تمرین) آموزاندن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rehearses, rehearsing, rehearsed
(1) تعریف: to practice (a speech, play, musical composition, or the like) in order to make perfect for presentation.
مترادف: practice
مشابه: drill, exercise, prepare

- We need to rehearse the third act again.
[ترجمه sepehr] ما باید دوباره حرکت سوم رو تمرین کنیم
|
[ترجمه P.M] ما باید دوباره تمرین سوم را انجام دهیم
|
[ترجمه GOOGLE] ما باید مرحله سوم را دوباره تمرین کنیم
|
[ترجمه ترگمان] باید دوباره تمرین سوم رو تمرین کنیم
[ترجمه گوگل] ما باید دوباره اقدام سوم را انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to repeat (an action) or drill (an actor or other performer) in order to make perfect.
مترادف: drill, practice
مشابه: exercise, recite

- The choreographer is rehearsing the dancers.
[ترجمه امیر سالار] مربی رقص داره با رقاص ها تمرین میکنه.
|
[ترجمه ترگمان] مربی رقص داره رقاص ها رو تمرین می کنه
[ترجمه گوگل] طراح رقصنده در حال تمرین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to recite or recount (troubles, excuses, or the like).
مترادف: enumerate, recite, recount
مشابه: describe, relate, tell

- I'm tired of hearing him rehearse his troubles.
[ترجمه ترگمان] از شنیدن حرف های او خسته شدم
[ترجمه گوگل] من خسته ام از شنیدن او مشکلات خود را تمرین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: rehearsed (adj.), rehearser (n.)
• : تعریف: to take part in a rehearsal.
مشابه: drill, practice

- The kids will be rehearsing for the school play all week.
[ترجمه ترگمان] بچه ها تمام هفته برای تمرین مدرسه تمرین می کنند
[ترجمه گوگل] بچه ها برای هفته مدرسه بازی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. before the night of the play's opening, we must rehearse it three more times
قبل از شب آغاز نمایش باید سه بار دیگر آن را تمرین کنیم.

2. I think we need to rehearse the first scene again.
[ترجمه ستایش سربندی] فکر کنم باید دوباره سکانس اول رو تمرین کنیم
|
[ترجمه پارسا محمد پور نامی] من فکر میکنم که ما بایدصحنه اول رو دوباره تمرین کنیم
|
[ترجمه ترجمه REYHANEH JAFARI] من فکر میکنم لازم است که ما سکانس اول را دوباره مرور کنیم
|
[ترجمه Kosar.Asadi] فک کنم ما نیاز داریم سکانس اول رو دوباره تمرین کنیم.
|
[ترجمه Melika] فکر کنم نیاز به تمرین دوباره سکانس اول هست
|
[ترجمه www] من فکر می کنم نیاز داریم سکانس اول رو تمرین کنیم
|
[ترجمه genocide] من فکر میکنمک که سکانس اول رو باید دوباره تمرین کنیم
|
[ترجمه 🎈sadaty 🎈] من فکر میکنم ما نیاز به تمرین دوباره ی سکانس اول داریم
|
[ترجمه ℳ�Ħ�Ї∃Ħ] من فکر میکنم ما نیاز داریم سکانس اول را دوباره مرور کنیم
|
[ترجمه ترگمان]فکر کنم باید دوباره صحنه اول رو تمرین کنیم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم که ما مجددا صحنه را دوباره تمرین می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We continued to rehearse/continued rehearsing the chorus after the break.
[ترجمه ترگمان]ما به تمرین ادامه دادیم و بعد از تعطیلات، آواز دسته جمعی را تمرین کردیم
[ترجمه گوگل]ما بعد از تعطیلات ادامه دادیم و تمرین را ادامه دادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Anticipate any tough questions and rehearse your answers.
[ترجمه ترگمان]هر گونه سوال سختی را تکرار کنید و پاسخ های خود را تمرین کنید
[ترجمه گوگل]پیش بینی هر گونه سوالات سخت و پاسخ های خود را تمرین کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Good gymnasts rehearse their moves mentally before a competition.
[ترجمه ترگمان]gymnasts خوب تمرین خود را قبل از مسابقه تمرین می کنند
[ترجمه گوگل]ژیمناستهای خوب قبل از رقابت، حرکات ذهنی خود را تمرین می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We encouraged them to rehearse what they were going to say.
[ترجمه ترگمان]ما آن ها را تشویق کردیم تا آنچه را که می خواهند بگویند تمرین کنند
[ترجمه گوگل]ما آنها را تشویق کردیم تا آنچه را که می خواستیم بیان کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. We were given only two weeks to rehearse.
[ترجمه ...] ما برای تمریت تنها 3 هفته وقت داشتیم.
|
[ترجمه ترگمان]فقط برای تمرین فقط دو هفته وقت داشتیم
[ترجمه گوگل]ما تنها دو هفته به تمرین پرداختیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The actors began to rehearse a few scenes.
[ترجمه ترگمان]بازیگران شروع به تمرین چند صحنه کردند
[ترجمه گوگل]بازیگران شروع به تکرار چند صحنه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We had no time to rehearse for the play.
[ترجمه ترگمان]ما زمانی برای تمرین برای نمایش نداشتیم
[ترجمه گوگل]ما زمان زیادی برای بازی کردن نداشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Rehearse and role-play the interview with a friend beforehand.
[ترجمه داتون] زمانی برای تمرین بازی نداشتیم
|
[ترجمه ترگمان]نقش و نقش بازی را قبلا با یکی از دوستان بازی کنید
[ترجمه گوگل]بازنگری و نقش مصاحبه با یک دوست قبل از آن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We had scant time to rehearse.
[ترجمه مینا] ما برای تمرین وقت کمی داشتیم
|
[ترجمه ناشناس] ما برای تمرین وقت کم داشتیم
|
[ترجمه ترگمان]وقت کمی برای تمرین داشتیم
[ترجمه گوگل]ما وقت کم تری برای تمرین داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The director made us rehearse the opening scenes over and over.
[ترجمه ترگمان]کارگردان ما را وادار کرد تا صحنه های آغازین را بارها و بارها تمرین کنیم
[ترجمه گوگل]این کار ما را مجبور کرد صحنه های باز را دوباره و دوباره ادامه دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I eat in my room, and usually I rehearse with the cast.
[ترجمه ترگمان]در اتاقم غذا می خورم و معمولا با گچ تمرین می کنم
[ترجمه گوگل]من در اتاقم غذا می خورم، و معمولا با بازیگران تمرین می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Mind, I did rehearse the walk-on, which is quite critical.
[ترجمه ترگمان]توجه کنید، من تمرین پیاده روی را تمرین کردم، که کاملا مهم است
[ترجمه گوگل]ذهنم این است که قدم زدن را اصلاح می کنم، که کاملا بحرانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گفتن (فعل)
utter, declare, relate, tell, inform, say, adduce, tongue, mouth, observe, cite, intimate, bubble, rehearse

تمرین کردن (فعل)
practice, exercise, drill, rehearse, woodshed, practise

تکرار کردن (فعل)
reiterate, repeat, replicate, reduplicate, rehearse, frequent, iterate, ingeminate, renew

به انگلیسی

• drill, practice an action repeatedly in order to perfect it
when people rehearse a play, dance, or piece of music, they practise it in preparation for a public performance.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیگفتن، تمرین کردن، تکرار کردنمعانی متفرقهباز گفتن، واگویی کردن، بازگویی کردن، برش ...بررسی کلمهفعل گذرا ( transitive verb ) حالات : rehearses, rehearsing, rehearsed • ( 1 ) تعریف: to pra ...جمله های نمونه1. before the night of the play's opening, we must rehearse it three more times قبل از شب آغاز نما ...مترادفگفتن ( فعل ) utter, declare, relate, tell, inform, say, adduce, tongue, mouth, observe, cite, inti ...انگلیسی به انگلیسیdrill, practice an action repeatedly in order to perfect it when people rehearse a play, dance, or p ...
معنی rehearse، مفهوم rehearse، تعریف rehearse، معرفی rehearse، rehearse چیست، rehearse یعنی چی، rehearse یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف r، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف r، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف r، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف r
کلمه بعدی: rehearser
اشتباه تایپی: قثاثشقسث
آوا: /رهیرس/
عکس rehearse : در گوگل
معنی rehearse

پیشنهاد کاربران

بسیار تکرار کردن
تکرار کردن بسیار

تکرار کردن، گفتن، بیان کردن، تکرار کردن
ورزش کردن
گفتن ، تمرین کردن ، تکرار کردن
Practice for a performance
Rehearse means practice for a performance
تمرین کردن، تعلیم دادن، آماده کردن، بازگفتن، مرور کردن
تمرین کردن
تمرین برای اجرا ( کلاس زبان )
means practice for a performance
( performance ( makes a video
گفتن ، تمرین کردن
تمرین کردن مجدد
بازگو کردن
گفتن
تکرار کردن
تمرین

نشان دادن اهمیت موضوع یا نکته با تکرار بسیار
rehearsed means practice for performers

rehearsed means practice for a performance inدوستان معنی در کتاب کانون زبان ایران 👆🏼👆🏼👆🏼
• drill, practice an action repeatedly in order to perfect it
• when people rehearse a play, dance, or piece of music, they practise it in preparation for a public performance.
تکرار کردن.
خیلی خوبه برنامه و من خیلی دوستش دارم
practice before a performance
تکرار و تمرین
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما