تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

پساانسان گرایی[۱] ( به انگلیسی Posthumanism ) یا پست - اومانیسم ( به معنی "پس از انسانگرایی" یا "فراتر از انسان" ) طبق نظر فرانچسکا فراندو یک اصطلاح ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

∆ در صورتی که در جایگاه� اسم� باشه: ۱. اصطلاحی در کشتی کج که در آن دو تیم با یکدیگر کشتی می گیرند. قانونش اینجوری هست که یک نفر از یک تیم و یه نفر ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

از این نظر از این جهت باتوجه به این دیدگاه

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تصحیح توضیحات زیر جنبش سورئالیسم مدنظرم بوده

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بر طبق چیزی if something is organized around a particular person or thing, it is organized according to their :needs, wishes, ideas etc Once the ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

having or involving complicated ideas rather than :strong emotions a cerebral film

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ملت دارن متن می خوانند دنبال یک واژه مترادف کوتاه مختصر هستند که از دست انداز متن راحت عبور کنند. یک کیلومتر توضیحات رو لازم ندارند. امیدوارم ادمین ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی هویت a faceless person, organization, or building has nothing that makes them special, interesting, or :different – used to show disapproval . ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

یکی از معانی این کلمه درک کردن هستش 😺 to feel that you understand someone’s problem :situation etc . Laurie finds it difficult to relate to ch ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنده :LIVING THINGS living, or produced by or from living things ( Antonym : inorganic ) Adding organic matter such as manure can . improve ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماورا الطبیعه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقاشی، نوشته، یا اجرایی که به سبکی تصنعی، وغیرواقع گرا باشه، و در عین حال جذاب باشه در واقع هیچ آلمان واقع گرایانه و طبیعی در اون اثر هنری، حالا می خ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

القا کردن یک ویژگی خاص به یک چیز. تزریق کردن یک ایده به یک چیز ( مثلا یک اثر هنری ) چیزی یا کسی را با یک ویژگی یا احساس آکندن خوب نفوذ کردن، رسوخ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در متون سینمایی اولین ترجمه که ترجمه محسن هست می تونه درست باشه �تحریف � Instead of representing the source text ( that is, faithfully depicting it ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی, ابگیر a small lake among mountains

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

در بعضی متون کنده شده هم معنی میده , The stones in the walls appear broken, chiseled . hollowed out دیوارها شکسته، کنده شده و توخالی شده به نظر م ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درونی - غریزی visceral beliefs and attitudes are the result of :strong feelings rather than careful thought his visceral hatred of the ruling cla ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مادیت، جنبه مادی، ضرورت، اهمیت A measure of how important a piece of information :is when making a decision The first instruction states that mate ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بیانگری زباندار یا معنی دار بودن، اثر بیانگر بودن، اشاره کننده the quality, for example in a musical performance :of showing what someone feels and ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

ستم پیشه، خورد کننده، ناراحت کننده، غم افزا 1. powerful, cruel, and unfair: an oppressive military regime 2. weather that is oppressive is unplea ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

غم انگیز و فراموش نشدنی sad but also beautiful and staying in your thoughts :for a long time a haunting melody

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابعی از چیزی بودن something which results from something else, or which is as it is because of something else مثلا در بعضی متون سینمایی گفته میشه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خارجی کردن، ظاهری ساختن، وجودخارجی، واقعیت خارجی قائل شدن ( برای ) وجودخارجی دادن ( به ) ، صورت ظاهردادن ( به ) ، نمودارساختن Showing, demonstrati ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

to twist your body from side to side violently :especially because you are suffering pain He lay writhing in pain. ( writhe in pain/agony. . . )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( از شدت درد یا شرم ) به خود پیچیدن، پیچ و تاب خوردن، آزرده شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نامعقول، غیر منطقی غیر عقلانی، نامعقول، غیر منطقی، بی معنی، مبهم، گنگ خرد ستیز، خردگریز :not based on clear thought or reason Synonym : unreasonab ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ناپایداری، نااستواری، بی ثباتی، عدم ثبات 1. when a situation is not certain because there is :the possibility of sudden change the instability ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

از هم گسیخته

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

انحطاط، سقوط، زوال، افول، تنزل به جایی پست تر

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کاری را قبول کردن، مسئولیتی به عهده گرفتن تعهد کردن، گرفتن کارگر، هیاهو کردن، تعهد کردن 1. take somebody ↔ on to start to employ someone ⇒ hire: ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

having such a great effect on you that you feel confused and do not know how to react: an overwhelming sense of guilt . She felt an overwhelming ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابن واژه از اون دسته واژه هاست که بسته به کانتکست معلنی مختلف و کاملا متفاوتی می تونن داشته باشه عظیم شدید طاقت فرسا خرد کننده فشار آور سخت سهمگین ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به سینماتوگرافی ( هنر و شیوه های تصویربرداری فیلم ) relating to or involving cinematography ( = the art : and methods of film photography ) ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

the art and methods of using cameras in making a movie هنر و شیوه های استفاده از دوربین در ساخت یک فیلم the art and methods of film photography هن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pictures or parts of a film, video etc that people can see, as opposed to the parts you can hear: عکس ها یا قسمت هایی از یک فیلم، ویدئو و غیره که مرد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاش می شد ترجمه عماد رو به جای یکبار پنجاه بار دیس لایک کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جداشدگی ازجسم، تجرید، انحلال

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استونی، اهل جمهوری استونی درشمال اروپا، اهل جمهوری استونی درشمال اروپا

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واسطه به خواب دیدن، رویاگونه، رویایی :like a dream, or relating to dreams . The film thrills with its indelible, oneiric imagery این فیلم با تصاوی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مضطرب، نگران Distress

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کج شده، یک ور شده، اریب

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی SAME هست ۲ جور معنی میده ۱. ( هم. . . ) ( هم عقیده، هم فکر، هم اخلاق، هم ویژگی ) ۲. شبیه ( دو نفر یک ویژگی خلقی شبیه بهم رو دارن، یا علاق ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناقص، اولیه، بدوی، ابتدایی 1. a rudimentary knowledge or understanding of a subject is very simple and basic Antonym : sophisticated: Gradually, I ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقلانی، منطقی، خردمندانه مثلاً بعضی از مستند ها هستند که علاوه بر اینکه واکنشهای احساسی را در مخاطب برمی انگیزند واکنشهای عقلانی یا خردمندانه را نی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

to destroy the effect of something The overeating by the girl cancelled out the benefits of her exercise.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جبران خسارت، تصحیح، التیام، دوباره پوشیدن، جبران کردن، فریادرسی در حوزه مهندسی: اصلاح کردن :to correct something that is wrong or unfair . Little ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسته به متنی که در آن قرار می گیرد معنای متفاوتی میتواند داشته باشد اما بطور کلی معانی زیر را در بر میگیرد: اخطار قانونی، اخطار رسمی، معرفت، ادراک، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آشکار شدن؛ پدیدار شدن؛ ظاهر شدن، بیرون آمدن to appear or come out from somewhere: . The sun emerged from behind the clouds

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مستقل از . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

in isolation ( from something ) if something exists or is considered in isolation, it exists or is considered separately from other things that are c ...