cancel out

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The gains and losses are expected to cancel out.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که سود و زیان از بین برود
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که سود و زیان از بین برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His strong points and weak points cancel out.
[ترجمه ترگمان]نقاط قوت و نقاط ضعف او حذف می شوند
[ترجمه گوگل]نقاط قوت و ضعف او از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This month's pay cheque will cancel out his debt, but it won't give him any extra money.
[ترجمه ترگمان]این ماه پرداخت بدهی اش را لغو خواهد کرد، اما پول بیشتری به او نخواهد داد
[ترجمه گوگل]چک پرداخت این ماه بدهی خود را از بین می برد، اما هیچ پولی اضافی به او نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her kindness and generosity cancel out her occasional flashes of temper.
[ترجمه ترگمان]مهربانی و سخاوت او گاهی اوقات تلخ و temper را از هم جدا می کند
[ترجمه گوگل]مهربانی و سخاوت او از فریادهای گاه به گاه خلق و خوی خود رد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You must cancel out all the charges before you leave the hotel.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه هتل رو ترک کنی باید همه اتهامات رو کنسل کنی
[ترجمه گوگل]قبل از ترک هتل باید همه اتهامات را لغو کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. These arguments cancel out.
[ترجمه ترگمان]این استدلال ها حذف می شوند
[ترجمه گوگل]این استدلال لغو می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. With a glue like casein the various effects cancel out so that the wet and dry strength of practical joints are nearly identical.
[ترجمه ترگمان]با یک چسب مانند casein اثرات مختلف حذف می شوند به طوری که مقاومت خشک و خشک مفاصل عملی تقریبا یک سان است
[ترجمه گوگل]با چسب مانند کازئین، اثرات مختلف از بین می روند، به طوری که مقاومت خیس و خشک مفاصل عملی تقریبا یکسان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. To insist on this would cancel out the mature, trustful, open and continually self-reviewing benefit of a good management team.
[ترجمه ترگمان]برای تاکید بر این موضوع، سود کامل، اعتماد به نفس، باز و پیوسته خود - مرور یک تیم مدیریت خوب را لغو خواهد کرد
[ترجمه گوگل]برای اصرار بر این، مزایای بالغ، اعتماد، باز و به طور مستمر بررسی خود از یک تیم مدیریت خوب را لغو می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. With so many weapons to hand, some cancel out others in a tangled web of incentives and disincentives.
[ترجمه ترگمان]با این همه سلاح برای دست، برخی دیگر را در تار عنکبوتی مشوق ها و disincentives حذف می کنند
[ترجمه گوگل]با استفاده از سلاح های بسیار زیادی، برخی از افراد دیگر را در یک شبکه ی پیچیده انگیزه ها و انگیزه ها از بین می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Whether they all cancel out to give a theory that is finite without any infinite subtractions is not yet known.
[ترجمه ترگمان]اینکه آیا همه آن ها برای دادن نظریه ای که متناهی است یا هیچ subtractions نامحدود وجود ندارد، صرف نظر می کنند یا خیر
[ترجمه گوگل]این که آیا همه آنها را لغو می کنند تا نظریه ای را بپذیرند که بدون هیچ گونه تفکیک بی نهایت محدود است، هنوز مشخص نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Loving does not cancel out such bad manners or excuse them, and she would not think so either . . . .
[ترجمه ترگمان]دوست داشتن چنین رفتار بدی را لغو نمی کند و یا آن ها را معذور می دارد، و او هم این طور فکر نمی کند
[ترجمه گوگل]دوست داشتنی چنین رفتار بدی را نفی نمی کند و یا آن را رد می کند، و او هم چنین فکر نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Next, you should cancel out all the noughts.
[ترجمه ترگمان] بعدی، تو باید همه \"noughts\" رو کنسل کنی
[ترجمه گوگل]بعد، شما باید تمام noughts را لغو کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Will you cancel out that charge, please ?
[ترجمه ترگمان]میشه اون اتهام رو کنسل کنی، لطفا؟
[ترجمه گوگل]آیا این اتهام را لغو خواهی کرد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Her income and spendings cancel out.
[ترجمه ترگمان]درآمد و spendings لغو شد
[ترجمه گوگل]درآمد و هزینه های او از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. His weaknesses cancel out his virtues.
[ترجمه ترگمان]ضعف های او فضایل او را باطل می کنند
[ترجمه گوگل]ضعف های او فضایل او را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] ساده کردن

به انگلیسی

• eliminate the effect of something

پیشنهاد کاربران

خنثی کردن، یر به یر کردن
خنثی کردن یا بی اثر کردن
خنثی کردن neutralize
شستن و بردن wipe out
The costs cancelled out the benefits
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما