پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (١,٠٩٨)
روشی برای آموزش خواندن به افراد با مرتبط کردن صداها با حروف در یک نظام نوشتاری الفبایی
تظاهر کردن
گویا انگار به نظر
متفاوت از بقیۀ یک گروه یا مجموعه متمایز از بقیۀ یک گروه یا مجموعه
دور ( چیزی ) خط کشیدن
آبراهۀ باریک
مدفن
نهایتا
دائم التغییر
دائم التغییر
موخَّر به تاخیر افتاده
پرمشقت نیازمند تلاش و وقت قابل توجه
عبارت وصفی
حواست باشد حواستان باشد
قَمَری
محدود
سر و سامان به ذهنم بدم و در نتیجه ش: تصمیممو بگیرم
قشون کشی؛ صف آرایی ( نظامی ) ؛ آرایش نظامی
صف آرایی کردن؛ آرایش نظامی گرفتن؛ قشون کشی کردن
خوک خصوصا خوک کم سن
to enjoy yourself: خوش بودن حال کردن کیف کردن
افراط گرا
صحیح
خلاصه کردن
ساختار مطلق
غیر رسمی یا ادبی
مدت طولانی
نامیده شده
بی خبر؛ ناآگاه غیرتازه هوای سرد؛ محیط سرد؛ دمای پایین
اسم صدای سگ پارس نیست. تمام.
سختکوشی؛ پشتکار
برنامۀ کاربردی؛ نرم افزار
( منطق ) چیزی که به طور ضمنی یا تلویحا بیان شده
باجگیری کردن
( پزشکی ) چرخش رو به بیرون یک عضو یا اندام یا بخشی از چشم حول یک محور یا نقطۀ ثابت اخاذی؛ باجگیری؛ به زورگیری؛ حق السکوت
محوطه
محوطه
پرسه؛ پرسه زنی؛ ول گردی
خلاصه کردن و بیان دوبارۀ نکات اصلی
قیمت تخفیف یافته
به طور لجام گسیخته
به ترتیب
از لحاظ جسمی از لحاظ ظاهری
جزیرک
جزیره؛ شبه جزیره؛ جزیرۀ کوچک
به وجد آوردن؛ غرق لذت کردن
مجلل تجملاتی
احترام گذاردن