پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (١,١٥٢)
آرون
عملی کردن
ترمز اضطراری ( دستی )
راستش
محتاج
قهوه ساز
انجام کارهای مرتبط با شغل
کرارا به کَرات
در بیشتر مواقع
بارها به کَرات
غیر مرتبط با ارتباط نداشتن با ربطی نداشتن به
ربطی نداشتن به ارتباطی نداشتن با
زمان کوتاه
خیلی زود
اغلب رخ دهنده یا پدیدارشونده؛ مکرر
مزد دادن
خل احمقانه ابلهانه نابخردانه
مخففِ ( following )
( در مورد آب و هوا ) : مرطوب و طوفانی
کُره اسب؛ اسب یا قاطر یا الاغ یا اسبچۀ کم سن
اسبچه
بی روحی؛ کسل کنندگی بی مزگی بی احساسی؛ فقدان احساسات قوی
داستان قابیل و هابیل
مماس
آمپول زدن
دست رد
رد شده
a person or thing dismissed as failing to meet standards or satisfy tastes. مطرود رد شده
غمگین کردن افسرده کرن
برون فرست
اضافه کردن
واگذاری؛ انتقال مال یا پول به کسی، به ویژه از طریق ارث
دسترسی چیدمان نحوۀ قرارگیری چیزی
فروش سهام، املاک یا سایر دارایی ها
دور ریزی دفع
دور ریختن از شر چیزی خلاص شدن
حقیر دانستن
کینه؛ کینه توزی؛ بدخواهی؛ غرض ورزی؛ کینه ورزیدن؛ کینه توزی کردن؛ بدخواهی کردن؛ غرض ورزی کردن
ملزم بودن به انجام کاری به دلیل موقعیتی که فرد دارد، یا توافقی که انجام داده است
( در رابطه با کشتی ) : تکیه دادن یا سبب تکیه کردن به یک سمت؛ یک ور شدن؛ ( به یک سو ) لمیدن؛ کج کردن
لیست کردن
مونوپولی ( یک نوع بازی تخته ای )
احساس برانگیز
شورآفرین
پد الکلی
حرف ندا برای بیان تشویق یا پرس و جو
استخراج کردن ارز دیجیتال