پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (١,٠٩٨)
بخش بالایی مثلثی شکل نمای ساختمان، اغلب بالای رواق یا ورودی
یک میلۀ عمودی یا جداکننده بین بخش های یک پنجره، در، یا توری ( در و پنجره )
یک میلۀ عمودی بین قاب شیشه های پنجره
سازه ای که انتهای یک پل یا بخشی از یک دیوار را نگه می دارد
نردۀ راه پله
پیرایش ناخن دست؛�ناخن آرایی ( دست ) ؛ درمان زیبایی دست ها
پیرایش ناخن پا؛ �ناخن آرایی ( پا ) ؛ عمل زیبایی پاها و ناخن های پا
دردسرساز شدن
اندوختۀ مالی
بودجه
باعث دردسر شدن ایجاد مشکل کردن مشکل درست کردن به دردسر انداختن میشه در جمله، اینطور هم معنا کرد: ( فلان خطا، گریبانش را گرفت )
باعث دردسر شد ایجاد مشکل کرد مشکل درست کرد
خساست
بیش از هر چیز دیگر بیش از همه
بخش کفش ( در یک مغازه یا کسب و کار )
خوش آمدی خوش آمدید
حمل کردن ( یک تفنگ )
قراردادی که رسما میان دو کشور تصویب و منعقد شده است
توافقی رسمی میان افراد یا احزاب
مربوط به تولید مثل
سرعت حرکت قدرت حرکت نیروی حرکت شتاب حرکت
مظهر
ایوان یا محوطۀ جلوی یک ساختمان ( مانند کلیسا )
عبارت های عامیانه عبارت های خودمانی
گونه ای از
واژه ها
فرابَر
پروپاگاندا
نور انداختن
در معرض اشعه یا تشعشع قرار دادن
پیش درآمد بودن
نقصان
شتاب دادن؛ سرعت دادن
آسودگی راحتی
خبرچینی
عمدا خرابکاری کردن
سنگ اندازی
املای منسوخ شدۀ اسفناج
به غایت جذاب
پهناور
زمانی اندک
احساس احترام آمیخته با ترس یا شگفتی
معنادار قابل توجه
واژه ها یا عبارت های ویژه که توسط یک پیشه یا گروهِ به خصوص به کار برده می شوند
برخورد با
اولیه
بیرون دادن