ترجمه‌های زینب سرآمد (١٤٠)

بازدید
١٢٨
تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Billy, the stableman, was going the rounds of the walls, putting out light after light.
دیدگاه
٠

بیلی، گارگر اصطبل، در حال گشت زدن اطراف حصارها، چراغها را یکی بعد از دیگری خاموش می کرد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Youth will fade away, but my memories of you will not.
دیدگاه
١

جوانی به باد فنا خواهد رفت، ولی خاطرات من از تو نه.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Our team gained / had the upper hand in the second half.
دیدگاه
٠

تیم ما در نیمه دوم برتری داشت.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The annex has been built on to the main building.
دیدگاه
٠

ساختمان فرعی روی عمارت اصلی ساخته شده است.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
The annex has been built on to the main building.
دیدگاه
٠

بنای فرعی روی عمارت اصلی ساخته شد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Absenteeism is a problem in some industries.
دیدگاه
٠

غیبت غیر موجه در برخی صنایع دردسر ساز است.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
You have to admit that these sketches are true to life.
دیدگاه
٠

شما مجبورید بپذیرید که این طرحها کاملا طبیعی هستند.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Any product made from cow's milk made him vomit.
دیدگاه
٠

هر محصولی که از شیر گاو تهیه شده باشد باعث می شود که او استفراغ کند.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
I was determined to assert my authority from the beginning.
دیدگاه
٠

من مصمم بودم که از همان ابتدا اقتدار خود را به اثبات برسانم.

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
The young princess was chaperoned wherever she went.
دیدگاه
١

شاهزاده خانم جوان هر جا که می رفت همرا هی اش می کردند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The car overtook with a toot.
دیدگاه
١

ماشین با بوق ممتد سبقت گرفت.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He has a small vocabulary and is only able to express himself in a limited fashion.
دیدگاه
٠

او دایره واژگان کوچکی دارد و تنها قادر است به شیوه ا ی محدود خود را بیان کند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The wizard gave the prince an amulet to ward off evil.
دیدگاه
١

جادوگر به شاهزاده طلسمی داد تا شر را از او دفع کند.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
Those who wished a favour of the emperor had to grovel on hands and knees before him.
دیدگاه
١

کسانیکه آرزوی لطفی از طرف امپراطور را داشتند می بیست در برابر او روی دستها و زانوهایتشان

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
By speaking to the president directly, he circumvented the usual red tape.
دیدگاه
١

با صحبت کردن مستقیم با رئیس جمهور، او تشریفات دست و پا گیر را دور زد.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The explorers faced many risks as they made their way across the ice.
دیدگاه
٠

همانطور که کاوشگران راه خود را از میان یخ باز می کردند باخطرات زیادی روبرو شدند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
We start the current fiscal year $30 million in the hole.
دیدگاه
٢

ما سال مالی جاری را با ۳۰ میلیون دولار بدهی شروع می کنیم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
Superstition, idolatry, and hypocrisy have ample wages, but truth goes a begging.
دیدگاه
٥

خرافات، بت پرستی و ریاکاری دستمزد فراوانی دارند ولی ماحصل حقیقت گدایی است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The diameter and the circumference of a circle correlate.
دیدگاه
٤

قطر و محیط دایره با یکدیگر مرتبط هستند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
They exchanged rings as a symbol of friendship.
دیدگاه
٥

آنها حلقه ها را بعنوان نمادی از دوستی بین خود رد و بدل کردند.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Her conjecture as to her son's whereabouts turned out to be correct.
دیدگاه
٥

ظن او در باره محل تقریبی پسرش درست از آب درآمد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I browned the fish in the frying pan.
دیدگاه
٥

ماهی را در تابه تفت دادم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
As a corporation, the business is a distinct entity and must pay its own taxes.
دیدگاه
٧

به عنوان یک موسسه حقوقی، آن کسب و کار یک نها د متمایز است و می بایست مالیات مربوط به خود را پرداخت کند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Her loyalty ties her to the family.
دیدگاه
١١

وفاداریش او را به خانواده گره می زند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
It was a painful, hangdog progress for him.
دیدگاه
٥

آن پیشرفتی دردناکِ شرم آور برای او بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Massive investment is needed to modernise the country's telephone network.
دیدگاه
٦

سرمایه گذاری عظیمی جهت به روز کردن شبکه تلفن کشور مورد نیاز است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Withdrawal is a classic symptom of depression.
دیدگاه
١٠

پا پس کشیدن نشانه قدیمی افسردگی است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She has written her description of him in a mildly humorous vein.
دیدگاه
٨

او توصیف خود را از آن مرد با رگه ای از طنز ملایم نوشته است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
We followed our guide through the labyrinthine catacombs.
دیدگاه
٥

ما راهنمای خود را از میان دخمه های هزار توی قبرستان دنبال می کردیم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Ice is matter in a solid state while water is matter in a liquid state.
دیدگاه
٤

یخ در حالت جامد اهمیت دارد در حالیکه آب در حالت مایع اهمیت دارد

تاریخ
١ سال پیش
متن
His volatile temper put everyone on edge.
دیدگاه
٧

خوی دمدمی او همه را عصبی کرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
thin reasoning
دیدگاه
٨

استدلال ناچیز، استدلال سست

تاریخ
١ سال پیش
متن
You need to prioritize your tasks.
دیدگاه
١٢

لازم است که وظایف خود را اولویت بندی کنید.

تاریخ
١ سال پیش
متن
My mother was left with 3 children to take care of.
دیدگاه
٥

مادرم با سه تا بچه که باید از آنها نگهداری می کرد، رها شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The innovative product engendered many imitations.
دیدگاه
٨

کالای ابتکاری باعث تولید موارد مشابه بسیاری شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
These crimes are individual acts and are unrelated to each other.
دیدگاه
٨

این جرایم عملکردهای فردی هستند و به یکدیگر ربطی ندارند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
What a surprise to bump into you here!
دیدگاه
٥

چقدر غافلگیر کننده است که اینجا با شما برخورد کردم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The professor's point was that the events of the past are still relevant for people today.
دیدگاه
٦

نکته استاداین بود که اتفاقات گذشته هنوز برای مردم امروزی قابل قبول است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The accident woke him to the importance of safe driving.
دیدگاه
١١

آن تصادف چشمهای او را به اهمیت رانندگی ایمن باز کرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
There is limited land for cattle grazing in this dry and mountainous region.
دیدگاه
١١

زمین های محدودی برای چرای گله گاوها در این ناحیه خشک کوهستانی وجود دارد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Throw these papers in the circular file, will you please ?
دیدگاه
١٢

میشه لطفا این کاغذها رو تو سبد کاغذ باطله بندازید؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
She throws a tantrum when she can't have the toy she wants.
دیدگاه
٤

او وقتی نتواند اسباب بازی را که می خواهد داشته باشد قشقرق راه می اندازد

تاریخ
١ سال پیش
متن
He'd always been a renegade, indifferent to the opinions of others.
دیدگاه
٧

او همیشه یک مرتد بوده، بی تفاوت نسبت به عقاید دیگران.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Johnny had/threw a tantrum in the shop because I wouldn't buy him any sweets.
دیدگاه
١١

جانی در مغازه قشقرق راه انداخت زیرا هیچ نوع شیرینی برایش نمی خواستم بخرم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
It will take two elephants to drag all this wood away.
دیدگاه
٩

دو تا فیل می خواد تا تمام این چوبها را بکشند کنار.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Do you recall the time we went to the beach to watch the sunrise?
دیدگاه
١٣

آیا زمانی را که به ساحل رفتیم تا طلوع خورشید را تماشا کنیم به یاد داری؟

تاریخ
١ سال پیش
متن
They rose up and smote their enemies.
دیدگاه
١١

آنها قیام کردند و دشمنانشان را در هم کوبیدند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The teacher frowned the class into silence.
دیدگاه
١٠

معلم با ترشرویی کلاس را به سکوت وا داشت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The younger child infected his brother and his sister with the flu.
دیدگاه
٩

بچه کوچکتر برادر و خواهرش را به آنفلوانزا مبتلا کرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
This versatile vegetable can be eaten raw or cooked.
دیدگاه
١٠

این سبزی مختلط را می توان خام یا پخته خورد.