پیشنهادهای روزبه (١١٦)
- پخته - داغونه ، مغزش از کار افتاده، مخش گوزیده ( he's cooked ) - کارش تمومه ، بدخت و بیچاره شده
- تعقیب ، دنبال کردن - شیار دار کردن، کنده کاری کردن ( Wall chasing ) ( برای مثال روی دیوار برای لوله های برق یا تاسیسات )
- تو رویا زنگی می کنم، همه چی مطابق میل هست ( مثبت ) - تو عالم خودمم ( منفی ) ( برای شکایت با لحنی خسته گفته می شود )
- خم زانویی ، شکستگی تند در مسیر ( مثلا L شکل ) ، دارای زاویه تند - پیچ تند در جاده یا زمین گلف
- کارهای مقدماتی ، اولیه ( می شود قبل از کار اصلی انجام داد )
- عدم تمرکز ( به دلیل مشغله فکری )
- آلاچیق با سقف آفتاب گیر کرکره ای که با و بسته می شود ( Pergola with Louvered Roof )
- کوتاه کردن چمن - با همسر کسی رو هم ریختن - از شر چیزی زائد خلاص شدن
- ملات شیب بندی ( slope mortar )
- بچه مثبت
- بچه مثبت ( استرالیا )
- در حال مشروب خوری سنگین
- مورد انتقاد قرار گرفتن - دچار مشکل شدن
- گیر افتادن ، دستگیر شدن ( استرالیا ) - شیفته شدن، دلبسته شدن - رهایی یا آزاد شدن از بازداشتگاه یا زندان
- مواظب باش! حواست باشه! - اطلاع قبلی - هشدار، اخطار - از پیش اطلاع دادن، از پیش اخطار دادن
- معرکه، عالی ( استرالیا )
- نیمرخ سپری ( عمران )
- وقت تلف کردن ، یللی تتلی کردن - مسخره بازی درآوردن، شوخی گرفتن
- صفحه نمایش، پرده سینما - توری ( پشه گیر ) - پوشش ، حایل ( برای ساختمان ) - پارتیشن عمودی، پرده عمودی ( مثلا اطراف تخت بیمار ) - پوشش دادن، م ...
- تسمه فولادی
- پروفیل نبشی استاندارد ( هر دوجه آن با هم مساوی هستند )
نبشی ( پروفیل L شکل )
- بنای تاریخی، بنای یادبود - رنگ طوسی تیره ( monument color )
- زمین گذاشتن ( اسلحه ) - نوشتن ( اسم ) - کشتن حیوانات یا آدم مریض یا پیر ( خلاص کردن ) - پایین آمدن ، فرود آمدن - تلفن رو قطع کردن - تحقیرکر ...
- واشر آب بند - واشر محافظ سیم ( روی میزها یا جاهایی که امکان قطع سیم هست برلی عبور کابل ) - جوانی که تازه تخته موج سواری رو یاد گرفته ( استرالیا ...
بچه کانگورو ( استرالیا )
- جوشکاری و مونتاژ ( سنگین ) - کتری ساز، دیگ ساز - تعمیرات کتری، تعمیرات دیگ - گبری ( یک شات ویسکی و آبجو با هم )
- نگران، مضطرب - سراسیمه
- به جلو، به سمت جلو - جلوتر - در جلو ( کشتی، هواپیما ) - پررو ، احساس صمیمیت بیش از حد - ارسال چیزی که دریافت کردید به جا یا شخص دیگر - بازیکن ...
- دکل - مهندسی کردن ( مثلاانتخابات ) - تعمیر کردن در محل ( برای کارکردن موقت ) - نصب در محل - مجهز کردن ( کشتی ) به بادبان، دکل و طناب - تریلی ...
- وزیر - کشیش - کاردار ( سفارت خانه ) - خدمت رسانی کردن - خدمت کردن
- قلمبه قلمبه - پرازبرآمدگی
- همه گیر ( فراگیر در همه نقاط ) * تفاوت آن باpervasive در این هست که pervasive معنی فراگیری در یک ناحیه یا جای بخصوصی رو شامل می شود.
- رد کردن - تکذیب کردن - مرخص کردن، فرستادن - بیرون کردن، اخراج کردن - از سر بیرون کردن - بی اعتناعی کردن، نادیده گرفتن - مختومه اعلام کردن، وا ...
- افتادن یا سقوط به دلیل گیر کردن پا به چیزی
- لباس، لباس ها - پوشیدنی ( این کلمه مفرد و جمع اش به یک صورت نوشته می شود و هم می تواند معنی لباس بدهد و هم لباس ها ) اگر فقط می خواهید بر مفرد ب ...
- دیوانه وار - جنون آمیز
- یه تیکه گه - شرایط یا وضعیت گه ( بد ) ( استرالیا )
- نوعی تینر هست. تفاوت آن با تینرهای شیمیایی این هست که معمولا از درخت کاج و مواد بیشتر طبیعی تهیه می شود و بیشتر هم برای رنگ روغن کاربرد دارد. و مخف ...
- خالی و سپس تمیزکردن - طرف رو لخت کردن ( دزدی یا بی پول کردن ) - تمیز کردن داخل چیزی - خالی کردن داخل چیزی ( پاکسازی )
- چهارپایه - صندلی بدون پشت ( پشت کانتری ) - یک تیکه مدفوع سفت - اولین مدفوعی که نوزاد می کند
- نشان استاندارد لازم برای محصولات ساختمانی مورد استفاده در استرالیا بر اساس BCA ( BUILDING CODES OF AUSTRALIA )
- خط آب ( اثرباقیمانده آب برجداره ) - طرح پس زمینه ( سربرگ، پول ) - نشان استاندارد لازم برای اجازه مصرف برخی قطعات مورد استفاده در تاسیسات ساختما ...
- متعاقب - مهم، با اهمیت
- سفر دریایی تفریحی با کشتی های بزرگ - حرکت ماشین با یک سرعت ثابت به منظور کاهش مصرف - چرخ زدن بی جهت ( کس چرخ ) - به دنبال سکس توفضای عمومی بودن ...
- افترا - بدنامی
- بندهایی در قرارداد که کلیه الزامات وحقوق پیمانکار اصلی رو به پیمانکارهای جزء منتقل می کند - حرکت به پایین، جریان به پایین
- مشخص کردن، تعیین کردن - عزم، جزم - عزم راسخ - تصمیم نهایی ( دادگاه )
- سنگسار
- داروی حل شده درالکل ( مانند شربت اپیوم )
- پر فندق، فندقی - نامعقول، احمقانه - کسخل ( خیلی عامیانه )
ملاتی شامل خاک محل، سیلت، رس، سیمان که لایه لایه در قالب دیوار می ریزند و می کوبند. در واقع نوعی سازه دیوار هست که هم سازگار با محیط زیست هست و هم عا ...
- سود سهام
- منظور تعداد رقم های حقوق هست برای مثال اگر six - figure salary باشه حقوق یک نفر منظور اینه که حقوقش ۱۰۰ هزار تایی هست و اگر ۷ باشه یعنی حقوق اش ملی ...
- سوختن بدون شعله و دود کردن ( مانند سیگار، زغال ) - زیر خاکستر ماندن، نگه داشتن ( احساسات مثل تنفر )
- محل برگزاری جشنواره، خیریه، بازار محله، شهربازی و سایر فعالیت های اجتماعی موقت
- نیازمبرم، نیاز شدید
- بازیگوش
- غلط، اشتباه - بر پایه غلط
- حرکت رفت و برگشتی کردن ( تکان دادن پرچم، برف پاک کن ) با تکان دادن علامت دادن
- بیخود ، مزخرف
- مجاور آب
- به صورت ضمنی ، غیر مستقیم
- گوش کوب برقی
- لم دادن - عقب دادن پشتی صندلی
- شیطنت
- آزادی مشروط - دوره آزمایشی
- مختصات قائم ( در مختصات ( x, y ) منظور مختصات y می باشد )
روزنامه نگار ( informal )
- صدای خش دارو جذاب - نیرومند و درشت هیکل - سبوس دار ( husk ) - سگ هاسکی
- دخیل کردن - به طور ضمنی رساندن
- تکانه - تمایل شدید وناگهانی برای انجام کاری - پیام عصبی - نیروی یا عامل خارجی جهت دهنده
- گوش پاک کن
- مرخصی روزانه برای شرکت دردوره آموزشی
- وضعیت یا حالت بن بست
- احتکار ، انباشت - بیلبوردهای بزرگ تبلیغات ( معمولا ولی نه الزاما در امداد دیوار ، بخصوص اطراف پروژه های در حال ساخت یا کنار زمین فوتبال ) - حفاظ ...
- دوران حاملگی ( قبل از تولد بچه ) - مترادف Prenatal می باشد
ارتقاء دادن، زیاد کردن
- انتقام گرفتن
- تختخواب چند طبقه - مزخرف - پیچوندن کار یا مدرسه باoff
- معبر یا مسیری که از سطح طبیعی اطرافش بلند تر هست به دلیل وجود آب در اطراف
- غضروف
اصلا ارتباطی به رعد و برق ندارد اون کلمه lightning هست - افتادگی رحم در ماههای آخر بارداری - روشن تر کردن - کم کردن وزن
- لباس های زیر ( جمع کلمه undie به معنی لباس زیر )
- آبشخور، آخور - قعر
همان womb به معنی رحم
- کس ( آلت زنانه ) ( بسیار عامیانه و بی ادبانه ) - محفظه ای از خز که دورست رودرش قرار می دهند - گند زدن ، گند بالا آوردن
- کاندوم ( استرالیا )
- لی لی کردن ( با یک پا پریدن ) - رازک Jump معنی دیگری دارد و به معنی پرش با جفت پا هست
دژبانی
- درآوردن لباس یا تجهیزات ( ورزشی، کار، . . ) - دنده خلاص
- تقابل - تصادف
گمارده ( کسی که برای یک مسئولتی انتخاب یا گمارده شده است ومعمولا در جایگاه های بالا ) ، مانند رییس پلیس، کمسیونر اتحادیه اروپا
- تاخیر، وقفه - خبرچینی کردن درزندان
- زمان استراحت برای چای یا سیگار ( استرالیا )
- غربال شده - در screen cable به معنی کابل روکش دار
فراگیری همه گیری
شاخص ها, ضوابط، معیارها ( حالا جمع criterion هستش )
تخت جمع شو کودک ( تخت قابل جابجا کردن )
- سازمان، تشکیلات - سازماندهی
- ساندویچ ( اسم ) - بین دوچیزقراردادن و فشردن ( فعل )
- با آجر چینی ارتفاع رو بالا آوردن
خاک خاکبرداری شده طبیعی ( منظور خاک مخلوط نشده با آشغال یا مواد شیمیایی و غیره می باشد )
شمع پیش ساخته که به وسیله روش هایی مانند ضربه یا هیدرولیکی در زمین فرو می شود
پوشش سفالی سقف شیبدار
در خرپا به معنی ضلع فوقانی خرپا می باشد
پمپ بتن دکل دار
- نا ممکن کردن - ممانعت کردن
- کون کن، بچه باز - مرتیکه بیچاره - مایه دردسر ( این کلمه معنب کوونی ندارد و faggot به معتی کونی می باشد )
- بخش ، سهم از چیزی ( اسم ) - متناسب بودن، تناسب داشتن ( فعل )
- DMs به معنای پیام های خصوصی معنی می ده ( Direct Messages ) بیشتر برای کسی که باهاش تو رابطه عاطفی هستی
- افتادن چیزی براثر باد - تخلیه تحت اثر فشار
- خوره - گاومیش - پرداخت کردن - رنگ زرد بژ - تقویت کردن
- یک نوع ویروس می باشد که باعث تبخال هم می شود ( به معنی تبخال نیست ) - تبخال ( Cold Sore )
- موجودی ، میزان ، مقدار - سهام - حیوان اهلی - عصاره گوشت، ماهی، سبزیجات. . - قنداق تفنگ ( stuck به معنی گیر کردن هست و با این کلمه متفاوت هست )