دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣,٧٧٦
رتبه در دیکشنری
١,٢٦٤
لایک
٢٦٣
دیسلایک
٣
جدیدترین پیشنهادها
٢ هفته پیش
٠
- پخته - داغونه ، مغزش از کار افتاده، مخش گوزیده ( he's cooked ) - کارش تمومه ، بدخت و بیچاره شده
٧ ماه پیش
٠
- تعقیب ، دنبال کردن - شیار دار کردن، کنده کاری کردن ( Wall chasing ) ( برای مثال روی دیوار برای لوله های برق یا تاسیسات )
٩ ماه پیش
٠
- تو رویا زنگی می کنم، همه چی مطابق میل هست ( مثبت ) - تو عالم خودمم ( منفی ) ( برای شکایت با لحنی خسته گفته می شود )
١٠ ماه پیش
٠
- خم زانویی ، شکستگی تند در مسیر ( مثلا L شکل ) ، دارای زاویه تند - پیچ تند در جاده یا زمین گلف
١٠ ماه پیش
٠
- کارهای مقدماتی ، اولیه ( می شود قبل از کار اصلی انجام داد )
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.