پیشنهادهای فربد حمیدیان (٧٤٩)
( گویش مردم افغانستان ) سبک دوش
روزگاردیده ( این واژه را استاد شاهرخ مسکوب به کار برده است )
فراخنا
خطیر
دِلدوز ( مثلاً در جایی نوشته بود: نگاه او دلدوز بود )
گران خیز ( استاد سروش حبیبی این واژه را در ترجمه ی رمان "بانوی میزبان" اثر داستایِوسکی به کار برده بود: ذهنش زیر بار تنهایی، گران خیز شده بود )
گران خیز ( استاد سروش حبیبی این واژه را در ترجمه ی رمان "بانوی میزبان" اثر داستایِوسکی به کار برده بود: "ذهنش زیر بار تنهایی، گران خیز شده بود" )
( در بریتانیا ) اتاق ( در امریکا ) آپارتمان ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره ) the principal apartment of the house اتاق اصلیِ خانه
برآمده از. . . ( = منبعث از. . . )
( مجازاً ) روشن شدن، آشکار شدن، هویدا شدن، شفافیت یافتن
پُرشِتاب
اضمحلال ( واژه ای بسیار عربی است اما در هر صورت کاربرد دارد )
[معماری] ( در مورد بنا، فرم، طرح ) مفصل بندی شده، دارای ساختار خوانا و شمرده تعبیری مشابه articulation اما نه دقیقاً یکی با آن: structural musculari ...
بی اعتنایی
( سخنرانی ) چکیده ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
". . . شناس" art connoisseur هنرشناس cheese connoisseur پنیرشناس ( کسی که متخصص تشخیص انواع پنیر است ) این واژه کاملا فرانسوی است. ( فرانسه، ...
چشم نواز
سرشناسی برجستگی چشمگیری وضوح ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
ملاحت جذابیت با نمکی شایستگی برازندگی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
تفاخر تشخص مآبی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
edc pen= everyday carry pen قلمی ارزانقیمت برای استفاده ی روزمرّه
آراستگی برازندگی تناسب مقبولیت ( شخص ) وقار ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
( معماری ) بنایی که با تراکم فضایی، به دنبال تعامل کاربرانش است
لبه دار کردن سطوح ( مثلاً با کنگره ها و ابزارها، . . . )
تکنولوژی ستیز، فنّاوری ستیز کسی که نسبت به هر فرم جدیدی از تکنولوژی مقاومت می کند و با آن مخالف است. "لودیست" دکتر علی معظمی در ترجمه کتاب "بحران ...
( انجیل لوقا ) پسر عزیزدردانه ای که پس از خطاهای فراوان، پشیمان به خانه بازگشته و والدینش او را بخشیده اند
( معماری ) ( استعاری ) ساختمانِ به افراط تزیین شده، اما با کارکرد ضعیف، و با هزینه ی ساخت گزاف
( مجازاً هم به کار می رود ) litany of objects نجوای اشیا
فراک ( فراک، معروف ترین گونه ی tailcoat است )
غالب، عمومی
تمایل
افسارگسیخته
هیچ انگارانه ( معادل ویکی پدیا )
( مجازاً ) همسو، مطابق با ( مثلاً در ابتدای پاراگراف ) : . . . Consonant with همسو با آنچه تا الان گفتیم. . .
عملاً
اتاق سرایداری خانه ی سرایداری اتاق نگهبانی
قانونی کردن رسمی کردن اصلاح ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره ) ( شهرسازی ) اصلاحات شهری
واژه "کلاسیک" در جایگاه اسم هم به کار می رود، و به معنای "اثر کلاسیک" است first classic of modern urbanism اولین اثر کلاسیک در زمینه ی شهرسازی مدرن
( شهرسازی ) بافت شهری urban fabric= ( توضیح: ریچارد سِنِت معتقد است ابداع شیوه ی"تار و پود" در حرفه ی نسّاجی به تدریج طی چند نسل، منجر به ابداع شیو ...
( مجازاً ) قصه ی تودرتو، داستان چندلایه، نمایش در نمایش، فکر پیچیده ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره ) مثال: داستانهای کلیله و دمنه ( معماری ) ( استعاری ...
اغفال گر گول زننده مرموز ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
سهل انگارانه با تسامح
( هنر و معماری ) تاریخگرایی یکی از اولین چاره های پست مدرنیسم برای رهایی از بایدها و نبایدهای مدرنیسم. رویکردی در معماری که در آن از عناصر و المان ها ...
historicize ( هنر و معماری ) ساخت اثری به گونه ای که انگار، متعلق به گذشته است ( مثلاً با استفاده از مواد و مصالح قدیمی )
تاریخی نما کردن چیزی کهنه نما کردن چیزی
آکنده از زبان بازی پر از حرّافی ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
بت انگاری کردن از چیزی مثال: architectural ornament is culturally fetishized فرهنگ جامعه، از تزئینات معماری، بت انگاری می کند
خشکه مقدس زاهدمآبانه زاهد مآب زهدفروشانه زهدفروش قداست مآبانه قدیس وار قدیس خصال ( منبع: فرهنگ معاصر هزاره )
( مجازاً، در مورد یک واژه ) عام، پرشمول، کلی، جامع مثال: “house” or somewhat looser “building” واژه ی "خانه" یا کمابیش واژه ی عام ترِ "ساختمان"
Dissolution of the Soviet Union Collapse of the Soviet Union