contested

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. they contested every inch of land in their retreat
آنها در حین عقب نشینی از هر وجب زمین با سرسختی دفاع کردند.

پیشنهاد کاربران

مورد منازعه
بحث برانگیز
رقابت ( معمولا بر سر جایزه )
سعی و تلاش ( معمولا در مقابل مشکلات، برای بردن انتخابات یا بدست گرفتن قدرت یا کنترل )
رقابتی
رقابت برای دستیابی به پیروزی
چالشی
محل بحث و مناقشه
مرز , همیشه مورد منازعه بود .
The border was constantly contested.
مناقشه آمیز
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما