contested

جمله های نمونه

1. they contested every inch of land in their retreat
آنها در حین عقب نشینی از هر وجب زمین با سرسختی دفاع کردند.

پیشنهاد کاربران

( adj ) �مورد مناقشه� یا �مورد اختلاف� یعنی چیزی که درباره اش توافق وجود ندارد و بر سر آن بحث، چالش یا درگیری صورت می گیرد.
وقتی چیزی contested است، گروه ها یا افراد مختلف برای تعریف، تفسیر یا کنترل آن با هم رقابت یا کشمکش دارند.
مناقشه برانگیز
در معرض کشمکش
محل نزاع قدرت
مورد مناقشه
چالش برانگیز
چالشی
مخالفت کرد
مورد منافشه
چالش برانگیز
مناقشه آمیز
مرز , همیشه مورد منازعه بود .
The border was constantly contested.
محل بحث و مناقشه
چالشی
رقابت برای دستیابی به پیروزی
رقابتی
سعی و تلاش ( معمولا در مقابل مشکلات، برای بردن انتخابات یا بدست گرفتن قدرت یا کنترل )
رقابت ( معمولا بر سر جایزه )
بحث برانگیز
مورد منازعه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)