ترجمه‌های زباری (٢٧٨)

بازدید
١,٧٧٩
تاریخ
١ سال پیش
متن
He tensed himself for the jump and landed expertly on the other side.
دیدگاه
٠

او برای پرش، خود را منقبض کرد و به طور ماهرانه ای در آن سمت فرود آمد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
That might be an indication that the local economy is on a downswing.
دیدگاه
٠

این ممکن است نشانه ای از بروز رکود در اقتصاد داخلی باشد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Your body must not sway to the left during the downswing.
دیدگاه
٠

نباید بدن خود را در زمان فرود به سمت چپ متمایل کنید.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Mike could go into a sulk that would last for days.
دیدگاه
٠

مایک ممکن بود طوری قهر کند که روزها طول می کشید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The higher the interest rate, the greater the financial risk - which, of course, cuts both ways.
دیدگاه
٠

هر چقدر نرخ بهره بیشتر باشد، خطرپذیری مالی بیشتری خواهد داشت، که صد البته، مثل شمشیر دو لبه ست.

تاریخ
١ سال پیش
متن
I still wince at the thought of that terrible evening.
دیدگاه
٠

تا الان هم از فکر کردن به آن غروب وحشتناک، به خود می لرزم.

تاریخ
١ سال پیش
متن
He suppressed a wince as motion renewed the pain.
دیدگاه
٠

وقتی حرکت باعث تجدید درد او شد، واکنشی از خود نشان نداد. .

تاریخ
١ سال پیش
متن
The barb of his wit made us wince.
دیدگاه
٠

حاضر جوابی تند و تیزش، حال ما را گرفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He was a homicidal and delusional sociopath, she said.
دیدگاه
٠

او گفت که او مردی قاتل و روان آزاری متوهم بود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She has written a major critical appraisal/study of Saul Bellow's novels.
دیدگاه
٠

او یک ارزیابی منتقدانه/مقاله جامعی درباره رمانهای سال بلو به رشته تحریر درآورده است.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The new appraisal scheme is only a taste of things to come.
دیدگاه
٠

تمهید یک ارزیابی جدید فقط نمونه ای از طرح های آینده می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
It needed a calmer appraisal of her situation.
دیدگاه
٠

باید نسبت به موقعیت او ارزیابی ملایم تری انجام می دادی.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There was considerable kudos attached to being on the advisory board.
دیدگاه
٠

بودن در هیئت مشاوره، افتخار بسیار بزرگی به همراه داشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Being an actor has a certain amount of kudos attached to it.
دیدگاه
٠

حرفه ی بازیگری، مقداری افتخار را به همراه خواهد آورد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
An ensign is a junior officer in the United States Navy.
دیدگاه
٠

افسر پرچمدار یک سرباز تازه ملحق شده به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا می باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He would have been reluctant to accede if she had.
دیدگاه
٠

اگر بانو هم رضایت می داد، وی باز هم در این باره مردد می ماند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Most people would accede to his wishes just to get him out of their face.
دیدگاه
٠

اغلب مردم به خواسته های او عمل می کردند، تا فقط گور خود را گم کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He answered the reporters'questions flippantly; this cannot be airily explained to your children.
دیدگاه
٠

او به سوالات خبرنگار با بیـخیالی پاسخ داد، این موضوع را نمـی توان به صراحت برای کودکان توضیح داد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
'Oh dear,' he said flippantly.
دیدگاه
٠

او با بی خیالی گفت: اوه، عزیزدلم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
How can you treat me so flippantly!
دیدگاه
٠

چطور می تونی با این بی تفاوتی با من برخورد کنی.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The boat was hit by a squall north of the island.
دیدگاه
٠

قایق در شمال جزیره با طوفان برخورد کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A sudden vicious squall knocked her to the ground.
دیدگاه
٠

صدای غرش مهیب و غیر منتظره ای او را بر زمین کوبید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He'd do anything rather than displease his parents.
دیدگاه
٠

او به جای ناراحت کردن والدینش، هر کاری را برای آنها انجام میدهد،

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Not wishing to displease her, he avoided answering the question.
دیدگاه
٠

چون نمی خواست او را ناراحت کند، از پاسخ دادن طفره رفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Glaring colours displease the eye.
دیدگاه
٠

رنگ های درخشان، چشم را اذیت می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
You displease your father when you don't obey him.
دیدگاه
٠

اگر از پدرت اطاعت نکنی، او را ناراحت می کنی

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She looked up to see that Belle hadn't made it: her legs were dangling into the corridor.
دیدگاه
٠

او در حالیکه پاهایش آویزان در راهرو بودند، بالا را نگاه کرد و متوجه شد که بِل موفق نشده بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Another sign of danger is tinnitus, a condition usually characterized by a ringing in the ear after listening.
دیدگاه
٠

از دیگر علائم خطر، صدای وزوز گوش است، یعنی وضعیتی که با صدای وزوز درون گوش بعد از شنیدن صدا رخ می دهد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She has tinnitus and he has one good ear, one bad.
دیدگاه
٠

خانمش وزوز گوش دارد و خودش یک گوش خوب و یک گوش معیوب دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Deafness or tinnitus may or may not be associated.
دیدگاه
٠

ناشنوایی و وزوز گوش دو حالتی هستند که ممکن است مرتبط باشند یا خیر.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He was also an honorary consultant in psychiatry at the Littlemore Hospital, Oxford.
دیدگاه
٠

وی همچنین به عنوان مشاور افتخاری در بخش روان پزشکی بیمارستان لیتلمور آکسفورد فعالیت داشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She fell into a drug-induced psychosis.
دیدگاه
٠

او گرفتار روان پریشی ناشی از دارو ( مواد مخدر ) شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The mental state that had created her psychosis was no longer present.
دیدگاه
٠

از آن حالت روحی که مسبب روان پریشی او شده بود، دیگر نشانه ای نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He had come into the unusually hot and sticky summer town like a Zephyr, Valerie thought.
دیدگاه
٠

والری با خود اندیشید: او به شهری تابستانی مانند زفیر آمده است که هوایش به طور نامعقول گرم و شرجی است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Lam, who was also the firm's Beijing managing partner, practices in all areas of contentious and non-contentious IP, with a particular emphasis on consumer electronics and telecommunications.
دیدگاه
٠

در این جمله lam اسم شخصه و جیم زدن نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Popular realizations of MPI standard are CHIMP and LAM and so on.
دیدگاه
٠

در اینجا LAM نوعی استاندارده و جیم زدن نیست

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Even in ruin the Colosseum is a magnificent edifice of great structural interest and aesthetic splendour.
دیدگاه
٠

حتی در زمان ویرانی، کلوسیوم بنای با عظمتی از جنبه سازه ای و شکوه هنری تلقی میشود

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Colosseum is a landmark documentary that will answer these questions.
دیدگاه
٠

کلوسیوم به عنوان مستندی جلوه گر است که تمام این سوالات را پاسخگو خواهد بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Since then, Michael has lived an unexceptional life.
دیدگاه
٠

از آن زمان بود که مایکل یک زندگی معمولی را ادامه داد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He was a hard-working, if unexceptional, student.
دیدگاه
٠

اگر نگوییم که یک شاگرد بی نظیر است، خیلی سخت کوش است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The rest of the summer was unexceptional.
دیدگاه
٠

بقیه روزهای تابستان خیلی عادی گذشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
At the time, I thought it normal and unexceptional .
دیدگاه
٠

یک زمانی تصور می کردم که یک قضیه عادی و معمولی است

تاریخ
٢ سال پیش
متن
But it couldn't have been easy being Billy Ripken either, an unexceptional major league infielder craning his neck for notice while the press swarmed around Hall of Famer and elder brother Cal.
دیدگاه
٠

اما بیلی ریپکین بودن هم آنقدر نمی توانست کار ساده ای باشد، توپ زن لیگ برتری بدون استثنا که گردن خود را برای دیدن اخطاریه کج کرده بود و در حالیکه خبرن ...

تاریخ
٢ سال پیش
متن
"On the broad canvas of presidential trade policy, Obama's decision is unexceptional, " says Doug Irwin, a trade historian at Dartmouth College.
دیدگاه
٠

داگ اروین، تاریخ شناس تجارت دانشگاه دارتموث اذعان کرد: "

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He becomes yet another defender of dead scholasticism, a mere hawker of dogma.
دیدگاه
٠

او نیز به یکی دیگر از مدافعان مکتب مدرس گرایی بی روح تبدیل گشت، فروشنده دوره گردی که عقاید خود را حراج کرده است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Scholasticism is a term used to designate both a method and a system.
دیدگاه
٠

مدرس گرایی اصطلاحی است که هم یک روش و هم یک نظام را مشخص می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
If it was Monday morning, I must have had a skinful the night before.
دیدگاه
٠

اگر صبح دوشنبه باشد، حتما شب قبلش حسابی مست کرده بودم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The prisoner's wrists bled from the tight manacles.
دیدگاه
٠

مچ دستان زندانی به سبب دست بندها خون آلود شده بودند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Unnecessary anxiety has been caused by media hysteria and misinformation.
دیدگاه
٠

آشفتگی بی موردی به موجب هیجانات رسانه ها و اطلاع رسانی غلط به وجود آمده است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There was mass hysteria when the band came on stage.
دیدگاه
٠

هنگامی که گروه نوازندگی وارد صحنه شدند، هیجانی همگانی به وجود آمد.