ترجمه‌های زباری (٢٩١)

بازدید
١,٨٤٤
تاریخ
٢ سال پیش
متن
The movie became a box-office record breaker.
دیدگاه
٠

این فیلم رکورد فروش بلیط گیشه را شکست.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Always use a circuit breaker for added safety.
دیدگاه
٠

برای تضمین امنیت، از فیوز خودکار در مدار برق استفاده کنید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I gazed up at the withering contrail.
دیدگاه
٠

به رد دود جت که در حال پخش شدن بود خیره ماندم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The Treasury borrowed £40 billion, just to stay afloat.
دیدگاه
٠

خزانه داری به مقدار ۴۰ میلیارد پوند وام گرفت، تا بتواند خود را سرپا نگه دارد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Perhaps you should tweak that line or paragraph that throws the structure off.
دیدگاه
٠

باید جملات یا پاراگرافی را که ساختار را به هم ریخته است، سازگار کنی

تاریخ
٣ سال پیش
متن
You might want to tweak the port speed up a notch, just to see if things run a little faster.
دیدگاه
٠

این امکان را دارید که با تعدیل سرعت بخشی امور در بندر، مشاهده کنید که اوضاع چقدر سریع تر پیش خواهد رفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She gave the child's cheek a gentle tweak.
دیدگاه
٠

او گونه بچه را نیشگون گرفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We gave the formula a tweak.
دیدگاه
٠

ما دسورالعمل را مقداری تعدیل کردیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Maybe you should tweak a few sentences before you send in the report.
دیدگاه
٠

بهتر است که قبل از ارسال گزارش، چند جمله را ویرایش کنی.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I think you'll have to tweak these figures a little before you show them to the boss.
دیدگاه
٠

به نظر من این ارقام را قبل از ارائه به رئیس، باید مقداری تعدیل کنی.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
And don't expect to be able to tweak the suspension for better handling.
دیدگاه
٠

توقع نداشته باش که قادر به تعدیل سیستم فنربندی برای کنترل بهتر آن باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We must amplify our effort by working a lot harder.
دیدگاه
٠

باید تلاش ( برای هدف ) خود را با کار کردن بیشتر تقویت کنیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I'd like to amplify my response to your earlier question.
دیدگاه
٠

می خواهم پاسخی که قبلاً به شما ارائه کردم را واضح تر بیان کنم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Hearing aids convert sound waves to electrical signals and then amplify the signals.
دیدگاه
٠

سمعک شنوائی، امواج صوتی را به سیگنال های الکتریکی تبدیل کرده و سپس آن سیگنال را تقویت می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A transistor can amplify electrical current or voltage.
دیدگاه
٠

ترانزیستور می تواند شدت جریان الکتریکی و ولتاژ را تقویت کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A funeral can amplify the feelings of regret and loss for the relatives.
دیدگاه
٠

مراسم تدفین باعث تشدید احساس افسوس و فقدان گردد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
In science or engineering we use instruments to amplify our senses.
دیدگاه
٠

در علوم یا مهندسی از ابزارهائی بهره می بریم که حواس ما را تشدید کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She has been recast as Juliet.
دیدگاه
٠

او با نقش جولیت به بازیگری مجدد گرفته شد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
In despair, the theatre director recast the leading role.
دیدگاه
٠

مدیر تئاتر ، در اوج ناامیدی، نقش اول خود را مجدداً بازنویسی کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I've been recast as Brutus.
دیدگاه
٠

من در نقش بروتس مجدداً بازی کردم

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He blamed the lack of liaison between the various government departments.
دیدگاه
٠

وی عدم وجود ارتباط بین سازمان های مختلف دولتی را مورد انتقاد قرار داد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She was having a romantic liaison with her husband's best friend.
دیدگاه
٠

او رابطه نامشروع عاشقانه با بهترین دوست شوهرش دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We are hoping to establish better customer liaison.
دیدگاه
٠

امیدواریم کا ارتباط بهتری با مشتریان برقرار کنیم.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
This elaborate deception fooled his family for ages.
دیدگاه
٠

این خدعه ی ماهرانه، یک عمر باعث فریفتگی خانواده او شد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He was found guilty of obtaining money by deception.
دیدگاه
٠

وی به علّت کسب مال از طریق اغفال و شیادی مجرم شناخته شد.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
She failed to see through his deception.
دیدگاه
٠

او از رو کردن دستان فریبکار او ناتوان ماند.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
His pretended friendship was part of the deception.
دیدگاه
٠

دوستی خاله خرسه ای او جزئی از نیرنگ بازی او بود.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He was abetted in the deception by his wife.
دیدگاه
٠

او توسط همسرش در این کار شیادی ترغیب شده بود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Cork is a very buoyant material.
دیدگاه
٠

چوب پنبه یک ماده با خاصیت شناوری بالا می باشد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We were in a buoyant mood after winning our match.
دیدگاه
٠

بعد از اینکه مسابقه را برنده شدیم، روحیه بالایی گرفتیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Her voiced was filled with emotion as she told him the news.
دیدگاه
٠

وقتی خبر را به گوش او رساند، صدایش مملو از احساسات شده بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Readers respond positively to the emotion of his writing.
دیدگاه
٠

خوانندگان به طور مثبتی با عواطف نوشته هایش پاسخ دادند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She called to find out the status of her job application.
دیدگاه
٠

با آنها تماس گرفت که وضعیت درخواست شغلی خود را چک کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The new government hoped to change the status of the poor.
دیدگاه
٠

دولت جدید در پی تغییر در وضعیت ( زندگی ) قشر نیازمند است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He was a drummer in a rock band.
دیدگاه
٠

او در یک گروه راک، طبل زن بود. او طبل زن یک باند راک بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
You need special authorization to park here.
دیدگاه
٠

برای پارک ماشین در این مکان نیاز به مجوز ویژه دارید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Tom felt himself being drawn towards her vibrant personality.
دیدگاه
٠

تام حس میکرد که به سمت شخصیت پر جنب و جوش خودش کشیده میشود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
All in favor of this proposition will please say " Aye ".
دیدگاه
٠

هر کسی که با این پیشنهاد موافقه بگه آری

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Congress voted overwhelmingly in favor of the bill.
دیدگاه
٠

اعضای مجلس با اکثریت قاطع به این لایحه رای مثبت دادند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I am in favor of stopping work now.
دیدگاه
٠

نظر من اینه که الان کار رو متوقف کنیم. ( حالت نظر سنجی )

تاریخ
٢ سال پیش
متن
These tests weighted in favor of girls.
دیدگاه
٠

این آزمون ها بیشتر به نفع دختران بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She gave a vibrant performance in the leading role in the school play.
دیدگاه
٠

او در یک نمایش مدرسه ای به عنوان بازیگر اصلی، بازی درخشانی ( فوق العاده ای ) انجام داد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
She was all in a flutter.
دیدگاه
٠

او کاملاً دست و پایش را گم کرده بود. او خیلی بال بال می زد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
She felt a flutter of curiosity.
دیدگاه
٠

از شدت کنجکاوی به تب و تاب افتاده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
His arrival put the girls in a flutter.
دیدگاه
٠

ورود او همه دختران را دچار هیجان کرده بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He is charged with several misdemeanor, including driving without a valid licence and creating a disturbance.
دیدگاه
٠

وی به چندین فقره بزه کاری، من جمله رانندگی بدون گواهینامه ی معتبر و ایجاد اختلال متهم شده است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The crowd moved aside to let the leaders get by.
دیدگاه
٠

جمعیت کنار رفتند تا رهبران گیر نیفتند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She is incapable of discerning right from wrong.
دیدگاه
٠

او قادر به تمایز بین کار درست و غلط نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The discerning customer will recognize this as a high quality product.
دیدگاه
٠

یک مشتری با درایت میتواند که این محصول با کیفیت را تشخیص دهد

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The king issued an edict that forbid the seizing of neutral vessels.
دیدگاه
٠

پادشاه فرمانی را صادر کرد که توقیف کشتی های بی طرف را ممنوع کرده است.