پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٥,٩٢٥)

بازدید
٢٠,٢٠٤
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: دست و پا زدن برای تأمین هزینه ها / زحمت زیاد برای گذران زندگی / به سختی دخل و خرج را جور کردن 🔹 مثال ها: “Even with a ful ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - ( طنز اجتماعی ) : وقتی کسی در شرایط مالی محدود قرار داره و حتی برای چیزهای کوچیک باید دنبال کم ترین واحدهای پولی بگرده. 2 - ( فضای استعاری ) : ...

پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تحت فشار مالی بودن / گیر افتادن در تنگنای اقتصادی / حس کردن بار مالی 🔹 مثال ها: Many families are feeling the financial sq ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: خبرنگار تیزهوش و کاردرست / ژورنالیست نخبه و برجسته / روزنامه نگار زرنگ و حرفه ای 🔹 مثال ها: She’s a real crackerjack journ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: ته کشیدن / تموم شدن یه چیز به تازگی / الان دیگه نداریم 🔸 تعریف ها: 1 - ( محاوره ای – آمریکایی ) : یعنی چیزی همین الآن تموم ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: یادآوری / خاطره / بازخوانی ذهنی 🔸 تعریف ها: 1 - ( معنای عمومی ) : بازآوردن یا یاد کردن چیزی از گذشته، چه آگاهانه و چه ناگها ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - ( جغرافیا و سیاست ) : Limitrophe به معنای دارای مرز مشترک با یک کشور، منطقه یا قلمرو دیگر است. یعنی یک کشور، ایالت یا ناحیه ای که در کنار یا در م ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - ( اصطلاح اینترنتی و فرهنگی – معنی اصلی امروزی ) : Fanum tax اصطلاحی است که به معنی برداشتن بخشی از غذای یک دوست یا همراه به شکل شوخی و طنز است. ا ...

پیشنهاد
٠

1 - ( جغرافیایی و مکانی ) : عبارت cut off from civilization به معنای جدایی یا دور بودن شدید از امکانات، خدمات، یا ارتباطات شهری و مدرن است. یعنی جایی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - ( کنترل محدودیت ها در سیستم ها ) : اصطلاح limit check به معنای فرآیند بررسی یا کنترل اینکه پارامترها، داده ها یا عملکرد یک سیستم از حد یا مقدار ت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - ( رفتار و شخصیت ) : این صفت معمولاً برای توصیف رفتار یا ظاهر کسی به کار می رود که بی بند و بار، هرزه صفت، یا فاقد وقار و شرم باشد. معمولاً بار مع ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثر اسلاوتسکی ( Slutsky Effect ) در اقتصاد خرد به مفهوم تجزیه تغییر تقاضا به دو بخش است: اثر جانشینی ( substitution effect ) و اثر درآمدی ( income ef ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: سطح کار را بالا بردن / شدت چیزی را افزایش دادن / یک درجه بهتر یا قوی تر کردن / ارتقاء دادن یک وضعیت 🔹 مثال ها: This sauce i ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: دو برابر کردن تعهد / شدت بخشیدن / پافشاری بیشتر / ریسک مضاعف در زبان محاوره ای: محکم تر گرفتن، بیشتر روی چیزی شرط بستن، لج کردن و ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت Golden Goose به معنای شخص، چیز یا سازمانی است که توانایی دارد برای مدت طولانی درآمد یا سود زیاد تولید کند. این اصطلاح برگرفته از داستان قدیمی غ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 چاشنی مخفی / عنصر پنهان / راز خوشمزگی / ادویه ی جادویی 1 - ( آشپزی ) : ماده ای خاص یا غیرمنتظره که به غذا طعم منحصربه فرد یا حس خاصی می ده، ولی مع ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: لذت بردن زیاد از / ذوق کردن / سر کیف آمدن با / خیلی خوش آمدن از 🔹 مثال ها: Kids get a kick out of playing in the mud. کودک ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کم کم علاقه مند شدن به / آرام آرام پذیرفتن / گرم گرفتن با کسی یا چیزی / به تدریج با موضوعی کنار آمدن oppose 🔹 نمونه جملات: ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - علاقه مند شدن یا شروع به دوست داشتن چیزی یا کسی: وقتی می گوییم کسی take to چیزی، یعنی آن شخص به سرعت آن را دوست دارد یا به آن علاقه مند می شود. م ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: همگام شدن با شرایط / سازگار شدن / انعطاف نشان دادن / جریان را پذیرفتن / همراه شدن با کسی یا چیزی ( عدم مقاومت و انعطاف پذیر ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: طرفدار بودنِ / حمایت کردن از / در مخالفت با چیزی بودن ( بسته به زمینه ) / دچار شدن به ( در برخی کاربردهای دیگر ) 🔹 مثال ها ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

( افسردگی یا ناراحتی ) : گاهی در قالب get someone down به معنای افسرده یا ناامید کردن کسی به کار می رود. Don’t let the bad news get you down. نگذار ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تعویض کانال / کوک شدن روی موج دیگر / سوئیچ کردن روی فرکانس دیگر / روی چیزی جدید تنظیم شدن 🔹 مثال ها: Please tune over to c ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: کاهش دادن شدت / ساکت کردن / ملایم تر کردن / کوک پایین تر ( برای ساز موسیقی ) 🔹 مثال ها: Can you please tune down your voi ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: آگاه شدن / پی بردن / دریافت اطلاعات مهم درباره چیزی 🔹 مثال ها: He finally clued into what was really going on at work. او ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: به تدریج در چیزی محو شدن / تدریجاً به داخل رفتن / غرق شدن در / کم رنگ شدن در ( استعاری – در زندگی یا تجربه های شخصی ) : می ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: بی توجه شدن / گوش ندادن / حواس پرت شدن / ترک کردن تمرکز 🔹 مثال ها: He tuned out during the meeting because he found the to ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: تمرکز کردن / دقیق شدن روی چیزی / متمرکز شدن 🔹 مثال ها: The sniper zoned in on his target with perfect accuracy. تک تیراند ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: متعهد شدن به / چسبیدن به / تمرکز کامل بر / گرو گرفتن/قفل کردن روی 🔹 مثال ها: We need to lock into a plan before moving for ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: دریافت درست / ارتباط برقرار کردن با / ورود به چیزی با فهم و دقت / هم راستا شدن با ( کاربرد در روانشناسی و روابط انسانی ) : ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: علاقه مند شدن به / جذب شدن به / رو آوردن به / شروع کردن به علاقه مند شدن به چیزی 🔹 مثال ها: She really turned on to jazz m ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معادل فارسی پیشنهادی: طرف بازنده بودن / بدبختی نصیب کسی شدن / اجحاف دیدن / ظلم کشیدن 🔹 مثال ها: He got the short end of the stick in the busines ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فعل ظلم کردن / اجحاف کردن / زیان رساندن به کسی 🔹 مثال ها: He was wronged by his business partners and lost a lot of money. او توسط شرکای تجاری خود ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمی پول دادن / کمتر حساب کردن / کم فروشی کردن / نقص در پرداخت / اجحاف کردن 🔹 مثال ها: Be careful not to shortchange the customer when giving change ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گول زدن / وقت کسی را تلف کردن / بی جهت اذیت کردن 🔹 مثال ها: Stop jerking me around and tell me the truth. دست از گول زدن من بردار و حقیقت رو بگو. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 رفتار ناعادلانه / بی انصافی محض / حق خوری آشکار / ظلم علنی 🔹 مثال های انگلیسی با ترجمه: She got a raw deal when they fired her without warning. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 زیرآب کسی رو زدن / پشت پارو زدن / بدجور ضرر زدن به کسی / نامردی کردن 🔹 مثال ها: He really screwed me over on that deal. توی اون معامله واقعاً زی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فنتِرِمین دارویی است محرک سیستم عصبی مرکزی که به صورت کوتاه مدت برای کاهش وزن در افراد مبتلا به چاقی یا اضافه وزن تجویز می شود. این دارو اشتها را کاه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پنتالین یا پروپانتلین بروماید دارویی از دسته آنتی کولینرژیک ها ( آنتی موسکارینی ها ) است که به منظور کاهش اسپاسم عضلات صاف دستگاه گوارش استفاده می شو ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 همه چیز درست می شه / همه چیز روبه راه می شه / آخرش درست درمیاد ( فلسفی – روان شناسی مثبت ) : بیانی از اعتماد به فرایند زندگی و پذیرش اینکه با گذش ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 دلگرمی های لطیف / حس خوب نرم و گرم / نوازش احساسی ( روان شناسی مثبت ) : به عنوان تجربه ای از حمایت عاطفی و اتصال انسانی شناخته می شه—نقطه ی مقابل ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آرام گرفتن / ریلاکسی شدن / خفه کردن هیجانات / رها شدن از استرس ( روانشناسی و سبک زندگی ) : به فرآیندی اشاره دارد که طی آن فرد تنش ها، اضطراب ها و هی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثال؛ Don’t worry about the project, all is well. نگران پروژه نباش، همه چیز خوب است. After hearing the news, I was relieved to know all is well wi ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک عبارت رایج انگلیسی است که به معنی **تکیه کردن بر کسی برای حمایت، کمک یا آرامش** است. این اصطلاح هم در مکالمات روزمره و هم در ادبیات و موسیقی به کا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

**استراحت کردن، نشستن یا آرام گرفتن پس از یک دوره فعالیت یا فشار**. وقتی کسی می گوید take a load off، معمولاً دعوت می کند که بنشین و راحت باش یا کمی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت **cough up** به معنای **دادن یا پرداخت کردن، به خصوص وقتی که به سختی یا ناخواسته انجام شود** به کار می رود. معمولاً درباره پول یا اطلاعات صحبت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Iron Paradise** نامی است که برای مجموعه های مختلفی از باشگاه ها و مراکز ورزشی به کار می رود که معمولاً فضاهایی تخصصی برای تمرینات قدرتی و تناسب اند ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Up - skill** به معنی **افزایش مهارت ها یا توانمندی های حرفه ای یا فنی یک فرد** است. یعنی یادگیری مهارت های جدید یا ارتقای مهارت های فعلی برای بهبود ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعاریف کلیدی: دوره آموزشی کوتاه مدت برای مرور و تثبیت موضوعات قبلی ( refresher course ) . چیزی که یادآوری می کند یا حافظه را تقویت می کند. همچنین ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- **ظاهر و ویژگی های صورت یک فرد، به خصوص هنگامی که به عنوان نشانه ای از شخصیت یا خصوصیات درونی او در نظر گرفته شود. ** - **هنر یا سنت قضاوت درباره ...