پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٥,٩٢٣)

بازدید
٢٠,١٨٤
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 واقعاً؟! / جدی می گی؟! / نه بابا! / نگو دیگه! / بعله دیگه! ( در حالت طعنه آمیز ) 🔹 مثال ها: “He’s dating the boss’s daughter. ” → “You don’t sa ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 شوخی نمی کنم! / جدی می گم! / دارم راستشو می گم! / سر به سر نمی ذارم! 🔹 مثال ها: No pulling your leg—I really got the job! شوخی نمی کنم—واقعاً او ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 شستن و پاک کردن / لغو شدن به خاطر باران / از دور خارج شدن / رد شدن از دوره یا آزمون / فرسایش یا تخریب توسط آب 🔹 مثال ها: I hope this stain will ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 از پا افتاده ام! / خسته و کوفته ام! / نای حرکت ندارم! / تا مرز غش کردن! 🔹 مثال ها: After hiking all day, we were ready to drop. بعد از یه روز کا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 از پا انداختن / خسته و کوفته کردن / بی رمق کردن / خسته شدن شدید 🔹 مثال ها: That hike really tuckered me out. اون پیاده روی واقعاً خستم کرد. She ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مثال ها: I totally fagged out after running errands all day. بعد از کل روز خرید رفتن، کاملاً از پا افتادم. Chasing the kids around the park rea ...

پیشنهاد
١

👈 مست و پاتیل! / تلوتلوخوران! / سه تا بادبان در باد! / کاملاً از کنترل خارج شده! 🔹 مثال ها: She stumbled into the room, clearly three sheets to th ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹 بی دردسر! / بدون حاشیه! / آروم و بی تنش! / بدون دعوا و جنجال! 🔹 مثال ها: She told her friends she wanted a no - drama birthday party. به دوستاش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پای کارم! / موافقم! / حاضرم انجامش بدم! / باهاشم! 🔹 مثال ها: I’m totally down for it—count me in! کاملاً باهاشم—رو من حساب کن! She said she’s d ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساسات، تلاش یا حرف هایش را بدون سانسور یا محدودیت بیان می کنه با تمام توان و انرژی وارد عمل می شه از چیزی نمی ترسه یا عقب نشینی نمی کنه 🔹 مثال ه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 پول تاخورده / اسکناس / پول نقد کاغذی 🔹 مثال ها: He laid down some serious folding stuff for that new car. برای اون ماشین جدید کلی اسکناس خرج کر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔹شِکِل ( واحد پول اسرائیل ) / سکه نقره ی باستانی / پول نقد / ثروت / درآمد 🔹 مثال ها: She’s saving up her shekels for a trip to Europe. داره پولاشو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 هزار پوند / کیسه شن / لقب طنز برای سینه زنانه ( در فیلم ) / حرکت بی اثر یا ناآگاهانه 🔹 مثال ها: He asked for a bag of sand to settle the debt. ب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 پول نقد ( لقب غیررسمی ) / بوسه ی محکم و بلند / اسکناس / دلار / پوند / ماچ آبدار! 🔹 مثال ها: He won 500 smackers at the poker table. سر میز پوکر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 پول برد شرط بندی / سود حاصل از قمار / پول نقد ( لقب غیررسمی ) / درآمد حاصل از برد 🔹 مثال ها: She made some decent scratchings at the dog track l ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( اسم – کارخانه سکه سازی ) : مکانی که در آن سکه های فلزی تولید و ضرب می شوند. مثلاً: The Royal Mint ( سکه سازی سلطنتی در بریتانیا ) ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 پول / ثروت / مال / درآمد ( معمولاً با بار منفی طمع یا فساد ) اغلب در متون ادبی و انتقادی به کار می رود تا به طمع، حرص یا کسب درآمد ناپاک یا غیر ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 ثروت نامشروع / مال حرام / دزدی یا غنیمت / پول بادآورده 🔹 مثال ها: He amassed great pelf through dishonest dealings. او ثروت زیادی از طریق معامل ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بی خانمان / آدم ولگرد / کسی که در خیابان یا پناهگاه های ارزان می خوابد 🔹 مثال ها: He’s just a dosser who sleeps in cheap hostels and avoids work. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف کاربردی: 1 - ( شیمی و صنعت ) : مایعی که از طریق تقطیر به دست میاد؛ یعنی بخار حاصل از جوشاندن ماده ای جمع آوری و تبدیل به مایع خالص می شه. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف کاربردی: در زبان غیررسمی، به ویژه در زمینه ی نوشیدنی ها: Hard Stuff به نوشیدنی های الکلی با درصد بالا اطلاق می شه معمولاً شامل ویسکی، ودکا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 تعریف ها بر اساس نقش دستوری: 1 - ( اسم – نوشیدنی ) : یک نوشیدنی الکلی، به ویژه در گفت وگوهای غیررسمی یا طنزآمیز. مثال: Her favorite tipple is a ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( نوشیدنی – رایج ) : وقتی نوشیدنی الکلی، به ویژه ویسکی یا بوربِن، بدون آب و فقط با یخ سرو می شه. مثال: I’ll have a Scotch on the r ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها بر اساس کاربرد: 1 - ( نوشیدنی – رایج ) : نوعی ویسکی آمریکایی که حداقل ۵۱٪ از ذرت تهیه می شه و در بشکه های چوب بلوط سوخته نگهداری می شه. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

**اسکاتچ** معمولاً به **ویسکی اسکاتلندی** اشاره دارد، نوعی ویسکی که در کشور اسکاتلند تولید می شود و قوانین سخت گیرانه ای برای تولید آن وجود دارد. - ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در فضای غیررسمی، به ویژه در میان طرفداران ویسکی، brown water به عنوان لقب شوخ طبعانه برای نوشیدنی های الکلی تیره رنگ مثل ویسکی، براندی یا رام استفاده ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 حبس عاشقانه / قفل احساسی / عشق در بند / عاشقانه ی محدودشده 🔸 تعریف ها: ( استعاری – احساسی ) : حالتی که فرد درگیر احساسات شدید عاشقانه شده ولی به ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح L - Bomb مخفف و استعاره ای از "Love Bomb" یا گفتن ناگهانی "I love you" به کسیه—به ویژه وقتی طرف مقابل آمادگی شنیدنش رو نداره یا رابطه هنوز در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ILYSM مخفف عبارت "I Love You So Much" هست و برای بیان عشق و علاقه ی شدید به کسی استفاده می شه. این اصطلاح معمولاً در پیام های عاشقانه، دوستانه یا خان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 دل دادگی بی ثمر / غرق خیال کسی شدن / با حسرت به کسی فکر کردن / عاشقانه در فکر کسی بودن 🔹 مثال ها: She’s been mooning over that actor for weeks. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

### تعریف و ویژگی ها **جلابه** ( Djellaba یا Jillaba ) یک پوشاک سنتی و بلند با آستین های گشاد و کلاه نوک تیز است که هم مردان و هم زنان در مناطق مغرب ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**کیمونو** یک پوشاک سنتی ژاپنی است که تاریخچه ای بسیار طولانی و غنی دارد و طی قرون متمادی تکامل یافته است. ### تاریخچه کیمونو - نخستین شکل های لبا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 تعریف ها: 1 - ( طراحی داخلی – رایج ) : پارچه هایی که به صورت آویزان و چین دار برای تزئین فضا استفاده می شن؛ مثل پرده های سنگین، رومیزی های آویزان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹پز دادن / خودنمایی کردن / شیک و پرزرق وبرق / فخر فروشی / استایل لوکس 🔹 مثال ها: He was swanking about in his new sports car. داشت با ماشین اسپرت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مدباز افراطی / مدپرست نمایشی / فشن بازِ دنبال مد / استایل چیِ خودنما 🔸 تعریف کاربردی: ( اسلنگ مد و استایل ) : فردی که به شدت دنبال ترندهای مد رو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 با تمرکز کامل کار کردن / بی وقفه تلاش کردن / سر در کار داشتن 🔹 مثال : If you keep your nose to the grindstone, you’ll finish the project on time ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 جون کندن / خرکاری کردن / بی وقفه تلاش کردن / عرق ریختن برای انجام کاری 🔹 مثال ها: She busted her hump to get the house cleaned before guests arr ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹سهم خود را ادا کردن / خرج خود را درآوردن / مستحق بودن برای نگهداری / به اندازه ی مزایا تلاش کردن 🔹 مثال ها: She earns her keep by doing all the h ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 مثال ها: She always pulls her weight in group assignments. همیشه در پروژه های گروهی سهم خودش رو درست انجام می ده. The team is frustrated becaus ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 جون کندن پای اجاق / خرکاری آشپزخونه ای / پخت وپز طاقت فرسا / عرق ریختن پای قابلمه 🔹 مثال ها: She’s always slaving over a hot stove for her famil ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

( استعاری – فرهنگی ) : نماد روال تکراری، خسته کننده و بی پایان زندگی یا کار؛ مثل رفت وآمد روزانه، وظایف شغلی یا مسئولیت های خانوادگی. I’m tired of t ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 معدن نمک / کار طاقت فرسا / خرکاری روزانه / محل زجر شغلی 🔹 مثال ها: He works in a real salt mine in Poland. اون واقعاً توی یه معدن نمک در لهستان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 جون کندن / بی وقفه کار کردن / بی مزد و منت کار کردن /خرکاری کردن 🔹 مثال ها: She slaved away in the kitchen all afternoon. تمام بعدازظهر توی آشپز ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 سیب زمینی / سیب زمینی خاکی / کنگر فرنگی اورشلیم / سیب زمینی زمینی 🔹 مثال ها: The sky pirates were eating baked snowbird and earthapple mash. دزد ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی Caldar به عنوان اصطلاحی غیررسمی برای اشاره به سیب زمینی استفاده می شه، به ویژه در زمینه ی آشپزی یا گفت وگوهای دوستانه. مثال ها: These caldar ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1 - ( رسمی – زبان روسی ) : شکل کوچک نمایی و محبت آمیز واژه ی brat ( برادر ) در روسی؛ یعنی برادر کوچک تر یا عزیز. در روسی: братишка مثال: Как дела, ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**ملامتی** ( در عربی: ملامتیه ) یکی از جریان های مهم عرفانی و اخلاقی در تاریخ تصوف اسلامی است که پیروان آن به �ملامتیان� شهرت دارند. این جریان از قرن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه آمریکایی ) : در برخی منابع، cold coffee به صورت طنزآمیز یا عامیانه برای اشاره به آبجو سرد استفاده می شه مثال: “Let’s meet up at the bar f ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توالت ( به صورت طنز ) ( طنزآمیز – عامیانه ) : در برخی منابع غیررسمی و شوخ طبعانه، Oval Office به عنوان لقب خنده دار برای توالت استفاده می شه—به ویژ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 عزیز دلم / بامزه جون / خرگوش کوچولو / عشق نازنین 🔸 تعریف ها: 1 - ( احساسی – عاشقانه ) : لقب محبت آمیز برای دوست دختر، دوست پسر یا شریک عاطفی؛ مثل ...