resuscitation

/rəˌsəsəˈteɪʃn̩//rɪˌsʌsɪˈteɪʃn̩/

معنی: احیا، بهوش اوری
معانی دیگر: احیا، بهوش اوری

جمله های نمونه

1. cardiopulmonary resuscitation
احیای قلبی - ریوی

2. We gave him mouth - to - mouth resuscitation and heart massage.
[ترجمه Goli] ما بهش تنفس دهان به دهان و ماساژ قلبی دادیم
|
[ترجمه ترگمان]ما بهش دهان و دهان و ماساژ قلب دادیم
[ترجمه گوگل]ما به او احیا دهان به دهان و ماساژ قلب دادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Despite attempts at resuscitation, Mr Lynch died a week later in hospital.
[ترجمه محمود شیخ ممو] علیرغم تلاش برای احیا، آقای لینچ یک هفته بعد در بیمارستان فوت شد
|
[ترجمه ترگمان]آقای لینچ علی رغم تلاش در احیا، یک هفته بعد در بیمارستان جان باخت
[ترجمه گوگل]علیرغم تلاش برای احیا، آقای لینچ یک هفته بعد در بیمارستان بستری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Continue resuscitation until the person starts breathing and then place them in the recovery position.
[ترجمه ترگمان]به resuscitation ادامه دهید تا فرد شروع به تنفس کند و سپس آن ها را در وضعیت ریکاوری قرار دهد
[ترجمه گوگل]احیا ادامه دادن تا زمانی که شخص شروع به تنفس کند و سپس آنها را در موقعیت بازیابی قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There is a state-of-the-art cardiac resuscitation unit, much better than the one on the general medical wards.
[ترجمه ترگمان]یک واحد احیای قلبی وجود دارد که بسیار بهتر از واحد پزشکی عمومی است
[ترجمه گوگل]واحد احیای قلبی پیشرفته ای است که بسیار بهتر از بخش های عمومی پزشکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was given mouth-to-mouth resuscitation.
[ترجمه میلاد علی پور] به او تنفس دهان به دهان داده شد
|
[ترجمه ترگمان] من سرم رو از سرم بیرون کردم
[ترجمه گوگل]او احیاء دهان به دهان داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I immediately started giving him mouth-to-mouth resuscitation and heart massage.
[ترجمه میلاد علی پور] عملیات احیاء رو بلافاصله, با تنفس دهان به دهان و کمپرس ( ماساژ ) قلبی شروع کردم
|
[ترجمه ترگمان]من فورا شروع کردم به دهان و دهان تنفس کردن و ماساژ قلب
[ترجمه گوگل]من بلافاصله شروع به احیا دهان به دهان و ماساژ قلب دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It would be appropriate to offer ordinary resuscitation with suction, physiotherapy and antibiotics.
[ترجمه ترگمان]ارائه resuscitation معمولی با مکش، فیزیوتراپی و آنتی بیوتیک ها مناسب خواهد بود
[ترجمه گوگل]مناسب است که احیاء عادی با مکش، فیزیوتراپی و آنتی بیوتیک انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She tore open his shirt and began cardiopulmonary resuscitation.
[ترجمه ترگمان]پیراهنش را پاره کرد و شروع به تنفس مصنوعی کرد
[ترجمه گوگل]او پیراهن خود را باز کرد و احیا قلب و عروق را آغاز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. There was no cardiac output and resuscitation was abandoned at 55 a. m.
[ترجمه محمود شیخ ممو] هیچ خروجی ( عکس العمل ) قلبی وجود نداشت و احیا در 55 دقیقه بامداد متوقف شد.
|
[ترجمه ترگمان]هیچ خروجی قلبی وجود نداشت و resuscitation در ۵۵ سالگی رها شد متر
[ترجمه گوگل]هیچ خروجی قلبی وجود نداشت و احیا در 55 سالگی رها شد متر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. When mouth to mouth resuscitation is needed there is a particularly high risk of subsequent sudden death.
[ترجمه ترگمان]وقتی دهان به هوش ضروری است، خطر بسیار بالایی از مرگ ناگهانی متعاقب آن وجود دارد
[ترجمه گوگل]هنگامی که نیاز به احیا دهان و دهان وجود دارد، خطر مرگ ناگهانی ناشی از آن بالا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The Times reporter closely followed the resuscitation attempt.
[ترجمه ترگمان]گزارشگر تایمز از نزدیک اقدام به احیا را دنبال کرد
[ترجمه گوگل]خبرنگار تایمز نزدیک به تلاش احیا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Resuscitation restored the circulation, but the patient required artificial ventilation and inotropic support thereafter.
[ترجمه ترگمان]Resuscitation جریان گردش را دوباره برقرار کرد، اما بیمار از آن پس از آن به تهویه مصنوعی نیاز داشت و پس از آن از آن حمایت کرد
[ترجمه گوگل]جبران احیاء گردش خون را به حالت عادی بازگرداند، اما بیمار پس از آن تهویه مصنوعی و پشتیبانی غیرقابل برگشت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Locals say Stacey needed mouth-to-mouth resuscitation at the scene and was taken to hospital where her is condition was described as stable.
[ترجمه ترگمان]افراد محلی می گویند استیسی به احیای دهان به دهان در صحنه نیاز دارد و به بیمارستانی برده شد که وضعیتش در آنجا پایدار توصیف شده است
[ترجمه گوگل]مردم محلی می گویند استیسی نیاز به احیا دهان به دهان در صحنه دارد و به بیمارستان منتقل می شود که وضعیت او وضعیت پایدار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. To investigate the liquid resuscitation in approach to treatment of the obstetrical hemorrhagic shock.
[ترجمه ترگمان]برای تحقیق در مورد هوش آوردن مایع در رویکرد برای درمان ضربه خون آور obstetrical
[ترجمه گوگل]برای بررسی احیا مایع در رویکرد به درمان شوک هموراژیک مادری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

احیا (اسم)
reduction, revival, vivification, vigil, resurrection, reclamation, resuscitation

بهوش اوری (اسم)
reviviscence, resuscitation

به انگلیسی

• revival, act of restoring to life; act of restoring to consciousness

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما