پیشنهادهای مهدی کائینی (٦٩٥)
دخالت و اعمال نفوذ کردن ( وقتی کسی برای تغییر نتیجه به نفع خودش در کاری اعمال نفوذ و دخالت می کنه )
دخالت و اعمال نفوذ کردن ( وقتی کسی برای تغییر نتیجه به نفع خودش در کاری اعمال نفوذ و دخالت می کنه )
اقناع کننده
جایگاه؛ وضعیت
درک و فهم مشترک داشتن؛ تفاهم داشتن
گرداننده و همه کارۀ سریال
موجود دارای قوه ادراک و خودآگاهی ( معمولا برای هوش مصنوعی استفاده میشه )
نقد اجتماعی
هزار تو
منصه ظهور یافته
کاملاً منصه ظهور یافتن
کلنجار رفتن با
خارج از تصور
کم کم
گُنگ
جسمانیت
کاراکتری که عنوان فیلم/سریال/اثر از اسم او گرفته شده
سوپاپ اطمینان
معادله
بازیگر هزارچهره؛ بازیگر آفتاب پرست ( بازیگرهایی که نقش های خیلی متفاوت رو خیلی خوب بازی می کنن )
فک زدن
فرقی نداره با اینکه . . .
متقاعدنشدگان
فرزند سرکش ( فرزندی که جلوی والدین سرکشی می کنه اما سرش به سنگ می خوره و برمی گرده )
نشانۀ بی اعتنایی به حرف کسی ( وقتی حرف یه نفر انقدر مسخره و ساده لوحانه ست که طرف مقابل جواب حرف رو نمیده و فقط چشماش رو به بالا می چرخونه )
در توازی قرار داشتن
دست روی موضوعی گذاشتن
مثل برق گذشتن
مسلط
sparkle
خود را به آن راه زدن؛ ابراز تجاهل ( خود را به جهل و ندانستن زدن ) ؛
گشاده دل
پرفراز؛ پرهیجان؛
شرایط محیطی
[در صورت داشتن بار معنایی منفی] فرهیخته بازی ( ادای فرهیختگی درآوردن )
امیدبخش
بازی با کلمات؛ ملانقطی
در مجموع
حواس پرت؛ بی حواس؛ خنگ ( بیشتر برای دخترهای بلوند استفاده میشه )
تنش زدایی
تنش زایی
پر کردن خلأ درونی ( خلأ معناگرایانه )
خمیر مایه
بی قراری
تشویش برانگیز
بینش؛ دید ژرف و عمیق
پر مدعا؛ خودجدی پندار
بی حواس؛ سربه هوا؛ شوت؛ از همه جا بی خبر
از قبل برنامه ریزی شده؛ فیلنامه نویسی شده؛ سناریونویسی شده؛
دوبهم زنی؛ دو دوزه بازی