مهدی کائینی

مهدی کائینی مترجم

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



career١٢:١١ - ١٤٠١/٠٩/٠٢کارنامهگزارش
2 | 0
go wrong١١:٤٥ - ١٤٠١/٠٩/٠٢به خطا رفتنگزارش
0 | 0
spiral١١:٣٤ - ١٤٠١/٠٩/٠٢گردابگزارش
0 | 0
catch a break٠٩:٢٢ - ١٤٠١/٠٩/٠٢روز خوش به خود دیدنگزارش
0 | 0
carpet bomb٠٥:٢١ - ١٤٠١/٠٨/٢٦بمباران فله ایگزارش
0 | 0
carpet bombing٠٥:٢١ - ١٤٠١/٠٨/٢٦بمباران فله ایگزارش
0 | 0
unify١٥:١٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٤انسجام یافتنگزارش
0 | 0
living embodiment٢٣:٤٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٢مثال زنده؛ نمونۀ حیّ و حاضرگزارش
0 | 0
espionage٢١:١٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٢اقدام علیه امنیت ملیگزارش
0 | 0
chipperness١٩:٥١ - ١٤٠١/٠٨/٢١سرخوشی؛ دلشادیگزارش
0 | 0
قوت غالب١٨:٢٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٠sustenanceگزارش
0 | 0
sustenance١٨:٢٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٠قوت غالبگزارش
0 | 0
punch above one's weight٠٢:٤٣ - ١٤٠١/٠٨/٢٠فراتر از حد انتظار ظاهر شدنگزارش
0 | 0
willingly٠٢:٢٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٠عامدانهگزارش
0 | 0
suspension of disbelief٠٢:٢٢ - ١٤٠١/٠٨/٢٠نادیده گرفتن حقیقت؛ چشم پوشی از واقعیتگزارش
0 | 0
practical٠١:١٤ - ١٤٠١/٠٨/٢٠[سینما] غیرکامپیوتری ( جلوه های بصریِ غیر سی جی آی )گزارش
0 | 0
zone١٣:٤٢ - ١٤٠١/٠٨/١٨تمرکز داشتن؛ از لحاظ ذهنی در آمادگی مناسب بودن؛گزارش
0 | 0
led to believe١٢:٢٧ - ١٤٠١/٠٨/١٨متقاعد شدنگزارش
0 | 0
photography١٦:٥٢ - ١٤٠١/٠٨/٠٣تصویربرداریگزارش
0 | 0
developing story٠٨:٣٦ - ١٤٠١/٠٨/٠٢خبر در حال تکمیلگزارش
0 | 0
read٠٤:٣٥ - ١٤٠١/٠٨/٠١[ورزش] بازی خوانی؛ پیش بینی حرکت بعدی حریف؛ خواندن دست حریفگزارش
0 | 0
stress٠٧:٤٤ - ١٤٠١/٠٧/٢٨کلافه شدنگزارش
0 | 0
associated with٠٥:٢١ - ١٤٠١/٠٧/٢٥منتسب بودنگزارش
7 | 0
hair trigger٠٢:٠٦ - ١٤٠١/٠٧/٢٥تشویش ذهنیگزارش
2 | 0
jump scare٠٠:٢٦ - ١٤٠١/٠٧/٢٥زهره ترک کردن/شدنگزارش
0 | 0
awol٠٤:٣٠ - ١٤٠١/٠٧/٢٠غیبت غیر موجّهگزارش
0 | 0
anyway١٩:٢٩ - ١٤٠١/٠٧/١٣خلاصه که . . .گزارش
12 | 0
villager١٩:٤٠ - ١٤٠١/٠٧/١٠اهالی روستاگزارش
2 | 0
omnipresence١٩:١٩ - ١٤٠١/٠٧/١٠حضور مطلقگزارش
2 | 0
devoted١٧:٤٢ - ١٤٠١/٠٧/١٠عابد و زاهدگزارش
0 | 0
desynchronization٢٣:٤٨ - ١٤٠١/٠٧/٠٩ناهمگامیگزارش
0 | 0
self management١٤:٤٦ - ١٤٠١/٠٧/٠٩[سوسیالیزم] استقلال مدیریتی؛ تفویض اختیاراتگزارش
0 | 0
perpetrator١٩:٣٤ - ١٤٠١/٠٧/٠٨دامن زننده [به آشوب و سرکوب و کار غلط]گزارش
0 | 0
ringleader١٩:٢٧ - ١٤٠١/٠٧/٠٨سرکردهگزارش
0 | 0
out take١٨:٣١ - ١٤٠١/٠٧/٠٨[سینما] حذفیاتگزارش
0 | 0
march١٧:٤٨ - ١٤٠١/٠٧/٠٧لشگرکشی کردن؛ راهپیمایی کردنگزارش
0 | 0
longing٠٢:٤٨ - ١٤٠١/٠٧/٠٧دل تنگیگزارش
0 | 0
hunt١٤:٢٠ - ١٤٠١/٠٧/٠٦آزار دادنگزارش
0 | 0
wasp١٥:٣٣ - ١٤٠١/٠٧/٠٥زنبور سربازگزارش
0 | 0
or is she١٥:١٦ - ١٤٠١/٠٧/٠٥شاید هم . . .گزارش
0 | 0
or is he١٥:١٦ - ١٤٠١/٠٧/٠٥شاید هم . . .گزارش
0 | 0
build١٣:٤٩ - ١٤٠١/٠٧/٠٥زمینه سازی کردن؛ پرورش دادن؛گزارش
2 | 1
concussive١٢:٤٨ - ١٤٠١/٠٧/٠٥سرسام آورگزارش
0 | 0
do you think so١٢:٢٥ - ١٤٠١/٠٧/٠٤راست میگی؟ راست میگی هاگزارش
0 | 0
sacred١٨:٥١ - ١٤٠١/٠٧/٠٢تبرکگزارش
0 | 0
collective psyche١٧:٠٤ - ١٤٠١/٠٧/٠٢ناخودآگاه جمعیگزارش
0 | 0
to be fair١٥:٠١ - ١٤٠١/٠٧/٠٢در واقعگزارش
2 | 0
low bow١٤:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٢٧تعظیمگزارش
0 | 0
girlfriend١١:٤٧ - ١٤٠١/٠٦/٢٧خواهر؛ آبجی ( وقتی دخترها به همدیگه میگن )گزارش
0 | 1
not really٠٩:٠٨ - ١٤٠١/٠٦/٢٤نه، حقیقت؛ حقیقتش، نهگزارش
0 | 1