on again off again

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• رابطه ی پرنوسان /گاه با هم و گاه جدا
رابطه ای که چند بار به هم می خورند و دوباره آشتی می کنند
• دوستی و قطع رابطه ی مکرر
• رابطه ی گاه به گاه و بی ثبات
چند مثال
They have an on - again, off - again relationship.
...
[مشاهده متن کامل]

آنها رابطه ای دارند که مدام قطع و دوباره برقرار می شود.
They've been on - again, off - again for years.
سال هاست که گاهی با هم هستند و گاهی از هم جدا می شوند.
Their on - again, off - again romance has attracted media attention.
رابطه عاطفی پرنوسان و قطع و وصل شونده آنها توجه رسانه ها را جلب کرده است.

الاکلنگی
شل کُن، سفت کن؛
متناوب
مقطعی
گهگاه
adjective
That is not continuous; that stops and starts again
صفت/ شل کن، سفت کن
The two were in a six year on - again, off - again relationship
منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/on-again-off-again?q=on-again
بالا و پایین داره
قطع و وصل شونده، منقطع
پراکنده
گاه بر سر کار بودن و گاه کنار گذاشته شدن